اااااا، مطلب وبلاگم رو بی بی سی نشون داد و خوند.
مرسی جواد که خبر دادی.
این مطلب رو یکی از نویسنده های وبلاگ {فسیل زنده} نوشته بود.

| بدون نظر

سوراخ ترین دولت تاریخ ایران، دولت دهم…
 همان اول کار، قبل از روی کار آمدن مجددش دست روی کارخانه های قندوشکر گذاشت از آن طرف سیب زمینی زد بیرون که خیرات شد برای تبلیغات دور جدید ریاست جمهوری اش.
یک بار گوجه سبز زد بیرون یک بار گند سه هزار میلیارد تومان رایحه اش در هوا پخش شد که قرار شد کشش ندهیم،
یک بار مرغ از آن طرفش زد بیرون یک بار دریاچه ارومیه، یک بار حجاب زد بیرون یک بار تحریم ها بیشتر شد،
یک بار آمپول بتاکس رئیس جمهور از سوراخ دیگر دولت زد بیرون یک بار اسنفدیار رحیم مشائی اش.
یک بار وزیرش بیرون انداخته شد، یک بار گشت ارشادش زد بیرون.
یک بار سکه اش مسئله ساز شد، در کنارش دلار زد بالا نه بخشید بیرون.
یک بار یارانه ها زد بیرون یک بار بنزین سهمیه بندی اش.
یک بار کارخانه های ورشکسته یک بار تجاوزهای دسته جمعی اش.
یک بار کهریزکش زد بیرون یک بار خون های کف خیابان.
هر جایش را می گیری یک جایش یک نشتی دارد.
اینها فقط تعدادی بود که الان یادم امد، شما هم یادتان آمد اضافه کنید.

| ۱۷ نظر

پیاده‌ام،
از خر شیطان پیاده شو
حالا اگر حوصله پیاده‌روی داری

| ۲ نظر

آیا بهتر نیست به جای پنالتی زدن به خودمان، و در نتیجه ضایع کردن خودمان، دست از لجاجت های بچه گانه که خودمان با خودمان داریم برداریم؟

| ۲ نظر

که خوردش میکنی تو
روح را انسان از سر راه نیاورده
قرار نیست کار سختی بکنی
فقط حواست
به واژه هایی باشد
که پخش می کنی
مسئولیتشان را خودت بپذیر
هنوز واژه هایی از تو هستند
که پیونده خورده اند
جمله شده اند
و تو بچه هایشان را
ندیدی
که در ذهن من
لگد می زنند
لگد می زنند
که این بچه ها شبیه هیچ کسی نیستند
یک حس دورند
انگار
حسرت با حسرت
همبستر شده باشد

| ۹ نظر

بهت گفتم: مگه آدم یه بازی رو چند بار می‌بازه؟
و تو اصلا برات مهم نبود که این بازی تهش یه قصه‌ی تکراریه…  

| بدون نظر


نمایشگاه عکس با تلفن همراه، از ۲۴ الی ۲۸ تیرماه ۹۱ در نگارخانه مرحوم کوروش گرمساری واقع در فرهنگسرای طوبی بندرعباس برگزار خواهد شد. از تمامی علاقمندان و دوستان برای بازدید از این نمایشگاه دعوت بعمل می آید.
افتتاحیه، شنبه ۲۴ تیرماه ساعت هفت پسین خواهد بود.
به امید دیدار.
پ.ن :‌با تشکر ازمحسن مریدی(کارنجک) که زحمت طراحی پوستر رو کشیدند. 

| ۱۰ نظر

در استان هرمزگان، کمتر اثری در زمینه موسیقی می توان یافت که به معضلات و مشکلات جامعه ی خود اشاره کرده و آن را لخت و عریان به همگان نشان داده است. اگر چه ابراهیم منصفی در برخی آثارش بر مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه‌ی زمانه ی خود انگشت نهاده که حتی در این دوره نیز می توان برداشت های سمبولیکی از آنها داشت مثل:
شو تارن و سرگ هلهلوک
ده نفر گشنه وا یه کاسه مشوک… 
یا
یه روز اتان مثل کوچک ، تگرن  و هی تزنن کتک ، سینه ات اکنن شلال شلال ، تو بی خبر تو بیگناه ، درد اکن تو خونت چمک … 
اما چه مقدار حرکت های این‌چنینی ادامه پیدا کرد؟ چند بار اهالی موسیقی، حالا خواننده و نوازنده و ترانه سرا و … غیره اش فرقی نمی کند، در مقابل مسائل و مشکلات جامعه کمر همت بستند تا بگویند آنقدر ها هم نسبت به جریانات پیرامونشان بی تفاوت نیستند؟
خب حرکت های اینچنینی کمی شجاعت می خواهد و البته سواد.
وضعیت کنونی موسیقی که نگارنده را به یاد هندوستان و سینمای معروف هند (بالیوود) می‌اندازد کمی مایوس کننده به نظر می‌رسد. در سرزمینی که ثروت‌های زیادی را در دل خود نگاه داشته و روز به روز آن را به راحتی به باد می دهد، شهری که اهالی آن از بیکاری و فقر رنج می برند مگر چقدر ترانه در وصف معشوقه می‌خواهد؟ چقدر از عشق دو جنس مخالف گفتن (حالا مضامین رسیدن و نرسیدنش را کاری نداریم) جذابیت دارد که دردهای بزرگ‌تر به خاطرش به فراموشی سپرده می شود؟
اینکه سینمای هند با تصاویری آرمانی و رنگ های خیره کننده و رقص و آواز، التیامی برای زخم های مردم سرزمینش می شود، نسخه‌ یا الگوی مناسبی برای موسیقی سرزمین ما است؟
موسیقی که اخیرا جز مدح یا لعن معشوقه، محتوایی برای عرضه ندارد، چگونه می خواهد سطح شعور، آگاهی و توقع جامعه را که یکی از رسالت های هنر بشمار می رود را بالا ببرد؟
برای همین است که در سالنی که امثال حسین علیزاده‌ها حضور پیدا میکند، اهالی غیر موسیقی به راحتی یافت می شوند، سالن محسن یگانه‌ها غلغله است.
خب سواد می خواهد…
هادی آرمین، خواننده خوش ذوق هرمزگانی که قطعات پرطرفداری را در کارنامه‌ی کاری خود دارد، چند ساعتی از انتشار آخرین اثرش به نام «درد» می گذرد. اثری که خواسته اثری اجتماعی و متفاوتی نسبت به آثار قبلی‌اش باشد.
حرکت، حرکت قابل تقدیری است اما سوالی که پیش می آید این است که چقدر خواننده ی اثر با مسائل و مشکلات پیرامون خود درگیر شده؟ چقدر آنها را لمس کرده که حالا خواسته منعکس کننده‌ی آن باشد؟
(موسیقی اثر که خیلی جلوتر از ترانه آن است، تنها دلیلی بود که باعث شد این قطعه را چندین بار گوش دهم.)
ملموس‌ترین مسئله، عدم شناخت گروه سازنده‌ی این اثر نسبت به درد در بستر جامعه‌ای است که در آن زندگی میکنند(از کاور تا موسیقی و ترانه را مورد توجه قرار دهید). موسیقی جذاب است اما همسو با محتوای ترانه هست؟ آیا ترانه برآمده از شرایط جامعه‌ي هرمزگان، (گویشی که ترانه در آن شکل گرفته) هست؟ آیا اصلا کاوری که برای آن طراحی شده رگه هایی از محتوای کلی اثر در آن دیده می‌شود؟
خیر.
این عدم همخوانی عناصری که در این قطعه دیده می شود، دلیلی دارد، که پیشتر به آن اشاره شد.
سایقه نشان داده که هادی آرمین با برخی آثار خود بر راه و روش تعدادی از خوانندگان این استان تاثیرات قابل مشاهده ای گذاشته، 
امید است که هنرمندان به خصوص اهالی موسیقی که این روزها ایام پر مشغله‌ای را پشت سر می‌گذارند کمی جریانات پیرامونشان را بیشتر ببیند…
شجاعت و سواد مقوله‌ی مفصلی است، پرداختن به آن در این متن نمی گنجد.
همین. 


پ.ن ۱:‌ هنوز در بین اهالی موسیقی اندک افرادی پیدا می شوند که رسالتشان چیزی نزدیک به زخم‌های مردم این سرزمین است، با احترام به همه‌ی آنها، بی شک این متن با یادی از این عزیزان نوشته شده است.
پ.ن ۲: ازدرد سخن گفتن و از درد شنیدن / با مردم بی درد ندانی که چه دردیست. (مهرداد اوستا)
پ.ن ۳ : درد را از اینجا دانلود کنید.

| ۶ نظر

نام تو عاشقانه ترین حرف جهان بود
حیف
زود خودمان را تمام کردیم
و گذاشتیم در حاشیه برگه ها
هر کسی هر چه دلش خواست بنویسد

| ۱۸ نظر

جهان
بیابان حوالی وطن
جایی‌ که پادگان
به قصد تو نیامده بود
جمع مکسر از شر
تکثیر می شود
تکثیر می شویم
و به سوی تو شلیک می شود
نوجوانی که
روی شقیقه ی همه ما
رژه می رفت
ماشه اش قبل از
آمدن 
وقتی که مغزش را داده بود به دست رئیس
کشیده بود
اینجا فقط کمی ادا در آورد
و تو جدی گرفتی و مردی 
می بینی …
دیوارها همه شان سرخ نشده اند
پاشو
زندگی فقط یک بلای طبیعی است

| ۲ نظر