هزار قناری خاموش

روزی برای دوستی نوشتم :
کوزه ای  را گفتند :  چرا بشکستی؟  صاحب نالایق تو را به این روز درآورده ؟
گفت : خیر ، مجنون سر گشته ای بودم که عشق را وصال شد ، یار خیانت کرد و  در خود بشکستم  . از خاکم کوزه ای  ساختند که باز به دست یار افتاد .

***

و روزی دیگر برای دوست دیگری نوشتم :
پادشاه فیلم شخصیت خوبی نداشت . با اینکه در تمام عمرش ثروت زیادی جمع کرده بود اما باز به دنبال راهی بود تا بتواند مال و منالش را بیشتر کند . گفتند باید از فلان رودخانه عبور کنی ، آن طرف رودخانه جائیست پر از طلا و جواهر و ثروتی انباشته . پادشاه حریص رفت تا به رودخانه رسید . پارو را از صاحب قایقی که هر روز تا به شب ، عرض رودخانه را برای عبور رهگذران به آن سوی آب هزار بار می پیمود گرفت و پارو زد ، بی آنکه بداند او تِلِسم مرد پاروزن را شکسته و خودش تِلِسم این رودخانه شده ، و تا آخر عمر باید این مسیر رودخانه را برود و برگردد . حالا شده حکایت ما ، روز اول چه کسی بود که پاروی این قایق اینترنت را داد به دستمان خدا داند . شده ایم تلسم و روز و شب هم کارمان شده چرخ زدن میان این دریایی که معلوم نیست چقدر از خشکی اش دور شده ایم و پس از این همه راه ، ساحل بعدی اش هم پیدا نیست…

***

دو نوشته ی بالا تقدیم می شود به دو دوست خوبی که لینک شده اند …

۱۰ thoughts on “هزار قناری خاموش

  1. سلام..نخستین پاسخی که به ذهن هرکس میرسه اینه که در وضعیت رکود و تورم مردم نگزیرند هزینه های ضروری را در اولویت قرار دهند و از اینرو یک کالا به سود کالای دیگر کنار گذاشته شود و این ذهنیت نهادینه شده که هنگامی میتوان گل خرید که نیازهای دیگر تامین شود و صد البته همینطور است اما در خصوص گرانی گل چون تقاضای خرید آن کم است تولید کننده و و فروشنده چاره ای ندارد که هزینه های خود را در مناسبت های خاص جبران کند عملا در سه ماه عقد و عروسی انجام نمیشود سه ماه محرم و صفر و رمضان.مناسبت های عزا و قتل و شهادت در تقویم ما سر به فلک کشیده بهمین خاطر فرصت بسیار محدودی برای تولید کننده وجود دارد که زیانها را جبران کند و گا گران تمام میشود و اما اگر کم خریدن و نخریدن گرانی باشد تنها دلیل آن ،حداقل دست کم باید از عرضه گل های ارزانتر و بیرون از فروشگاه استقبال شود که این اتفاق هم نیفتاده است..

    1. سلام
      دقیقا . من هم بحثم همین است جناب آقای آتش زبان . اول اگر مشکلات اقصادی حل شود بعدا در مرحله ی بعد می توان گل را وارد زندگی مردم کرد . وگرنه از لحاظ روانی به نکلت خوبی اشاره کردید که باید قسمتیش در جامعه توسط گل و گیاه جبران شود …

  2. سلام بر لی بزرگ
    خوبی رفیق.
    این روها اینقدر گره خورده ام که در حین باز کردن بعضی ها انگشتهایم هم گره میخورند.
    به دنبال تصویر زیبایی بودم تا این متنی را که تقدیم کردی انتشار دهم.
    راستش تا اینجا خواندم مقداری غافلگیر شدم.
    نوشته اول را دوست دارم چنان که ته نظمی از خیام وار دارد./

    1. ممنون .
      شما خوبی؟
      راحت باش دوست من ..
      این متن در واقع همونی بود که قولش رو داده بودم …
      در باره ی اون متن خود من هم غافلگیر شدم 🙂
      درباره ی خیام وار بودنش هم قبول دارم … بی تاثیر نیست شعر هائی که از خیام خونده بودم ..
      به هر حال سپاس از لطفت

  3. واااااااااااای
    شهاب
    تو چقد مهربونی
    من به خدا به جون مامانم به خاک زری قسم امروز صبح هرکاری کردم این لینک بلاگت از تو فیس بوک وا نشد. همین هزار قناری خاموش. بعد گذاشتم بعدا ببینمش. همینجوری داشتم تقلا میکردم که ببینم اون دو تا آدم کین که افتخار دادی بلاگت مزین شده به اسمشون.
    بعد داشتم خفه میشم از ذوق مرگی لینک خودمو دیدم.
    و البته کلی خجالت زده شدم از یادآوری این مطلبی که نوشته بودی

    1. سلام
      خواهش می کنم خجالت زده چرا ؟ قابل شما رو نداشت ..
      وبلاگ های زیادی از دوستان هستند که به گردن ما حق دارند . حالا کم کم از خجالت همشون در میایم ان شا الله .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *