تاریخچه شیر و خورشید به قلم احمد کسروی

متن پیش رو خلاصه‌ای از کتاب سی‌وچند صفحه‌ای «تاریخچه شیر و خورشید» به قلم احمد کسروی‌ست. او در پیش گفتار، اولین فرضیه از شکل‌گیری نماد شیروخورشید را از دل باورهای ایرانیان می‌داند که خورشید را نماد ایرانیان و شیر را نماد ارمنیان می‌دانستند. خود کسروی آن را به دلیل نبودن هیچ سند و مدرکی بر این ادعا رد می‌کند.
گفتار اول:
او اشاره می‌کند در ارمنستان در دوره پادشاهانی که نام لوون (یا همان شیر) داشتند نقش شیر بیشتر بر روی سکه‌ها درج شده است تا زمانی که پادشاهانی با اسم لوون نبوده‌اند. او در این فصل به شاعران فارسی زبانی اشاره میکند که  شیر و خورشید را بارها در اشعار خود به کار گرفته‌اند. مولانا، ازرقی و  جمال‌الدین عبدالرزاق. همچنین در یک صحنه از شاهنامه چندین پرچم سـپاه ایران با نقش خورشید و شیر و چند حیوان دیگر به صورت جداگانه به تصویر کشیده می‌شود. از اسعدی گرگانی و نظامی گنجوی هم اشعاری هست که به پرچم‌هایی با نقش شیر و خورشید و ماه نیز اشاره شده است.

گفتار دوم:
در این بخش به یکی از اسناد موجود از بهم رسیدن شیر و خورشید اشاره می‌کند. اشاره ابن عبری در کتاب «مختصر تاریخ الدول» و سکه‌ای که از دوره سلجوقیان موجود است. زمانی که یکی از پادشاهان وقت «غیاث الدین کیخسرو» زنی از گرجستان می‌گیرد. او چون میخواهد چهره زنش را روی سکه حک کند، با مخالفت نزدیکانش با این بهانه که اسلام اجازه همچنین کاری نمی‌دهد روبرو شد. برای همین چهره یک شیر و خورشید را برای اشاره به زیبایی همسرش روی سکه‌ها درج می‌کنند.
گفتار سوم :
از زمان پادشهای کیخسرو تا زمان صفویه دیگر سکه‌ای با تصویر شیرو خورشید موجود نیست. مگر یک مورد مسی (که در ادامه مشخص می‌شود مربوط دوران سلطان محمد خدابنده مغول است). در دوره صفویان خورشید به صورت نیم‌دایره چسبیده به شیر طراحی می‌شد در حالی که در سکه کیخسرو این شیرو خورشید از هم جدا هستند. شاه طهماسب که فکر میکرده شیر و خورشید مربوط به ماه تولد پادشاه وقت است و خودش هم متولد ماه بره بود سکه‌هایی با طرح بره و خورشید ضرب می‌کند. در زمان شاه عباس خورشید با برخی حیوانات دیگر همچون گوزن و فیل و طاووس هم روی سکه‌ها نقش بسته. اما شاه عباس باعث معروفیت و رواج بیشتر نقش شیر و خورشید شده. برخی سکه‌های آن دوره بدون خورشید هم ضرب شده‌اند. در زمان صفویان علاوه بر سکه‌ها روی پرچم هم نقش شیر و خورشید موجود بوده (اشاره به صفر محمدرضا بیک به فرانسه که تصویری از آن در کتابی به چاپ رسیده که پرچم ایران را پشت سر وی با نشان شیر و خورشید نقاشی کرده‌اند). در زمان قاجار شیر و خورشید نشان رسمی ایران می‌شود و مورخی فرانسوی به دو شکل پرچم ایران اشاره می‌کند. یکی شمشیر دو تیغه و دیگری شیر و خورشید بر آن. اما در هیچ سکه‌ای نقش شمشیر دیده نشده است تا حدود سال ۱۲۸۰، زمان ناصرالدین شاه که هم شیر به پا خواسته و هم شمشیر در دست گرفته.

پ.ن: این کتاب که در سال ۱۳۰۹ به چاپ رسیده و بنا به  اشاره خود کسروی، او دسترسی زیادی به منابع مختلف نداشته. اما خب چیزی که در این کتاب به آن اشاره نمی شود نقش شیر و خورشید در آثار باستانی ایران است که بعدها کشف شده‌اند:

۱. کهن‌ترین اثر باستانی (تمدن جیرفت)
بر اساس یافته‌های باستان‌شناسی، کهن‌ترین شاهدی که ترکیب این دو نماد را نشان می‌دهد، یک مُهر استوانه‌ای متعلق به تمدن جیرفت (در استان کرمان) است. این مُهر حدود ۵۰۰۰ سال (۳۰۰۰ سال پیش از میلاد) قدمت دارد و در جریان کاوش‌های باستان‌شناسی دهه‌های اخیر در حوضه هلیل‌رود کشف شده است. در این اثر، نقش اولیه و اسطوره‌ای شیر در کنار خورشید دیده می‌شود.
۲. قدیمی‌ترین سند دوران شاهنشاهی (مُهر هخامنشی)
نخستین سند رسمی و حکومتی در دوران شاهنشاهی ایران به مُهر استوانه‌ای اردشیر دوم (یا سوم) هخامنشی بازمی‌گردد. این مهر لوح‌مانند، پادشاه هخامنشی را در حال نیایش در برابر ایزدبانو آناهیتا نشان می‌دهد. آناهیتا سوار بر یک شیر است و در پس‌زمینه او، پرتوهای درخشان خورشید (نماد میترا یا مهر) به وضوح ترسیم شده است. این اثر ارزشمند تاریخی در قرن نوزدهم میلادی در گوری باستانی در منطقه آناپا (شمال غربی دریای سیاه - جنوب روسیه فعلی) که در آن دوران بخشی از قلمرو یا حوزه نفوذ فرهنگی ایران (پادشاهی باستانی پنتوس) بود، کشف شد. این اثر متعلق به قرن چهارم پیش از میلاد است و در حال حاضر در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

«ناقه» یا شتر ماده

پیشتر مجموعه داستان «کمربند» از یک نویسنده عربستانی به اسم احمد ابودهمان را اینجا معرفی کردم. مجموعه‌ای که تصویر دیگر از سرزمینی می‌داد که می‌شناختم. سرزمینی که تنها تصورم از آن به مفاهیم و مناسک اسلامی گره خورده بود. ولی خب این سال‌ها عربستان به جز حج و فوتبال سعی دارد تا چهره نه چندان فرهنگی خودش را در جهان ترمیم کند. ایجاد جشنواره‌های مختلف از جمله فیلم و تغییر در بخشی از قوانین کشور شاید اولین قدمهای آن‌ها در این باره باشد. فیلم ناقه هم یکی از آن نمودهایی‌ست که انگار تلاش می‌کند در بین دیوارهای کشیده شده بین مردم کشورش و جهان پنجره‌ای در حد و اندازه‌ی خودش ایجاد کند.
فیلم داستان دختر جوانی را به تصویر می‌کشد که به بهانه خرید ازدواج دوستش از خانه خارج می‌شود اما تصمیم می‌گیرد چند ساعتی را با دوست‌پسرش بگذراند. خانواده برای برگشتن او به خانه محدودیت زمانی گذاشته‌اند. او باید راس یک ساعت مشخص با پدرش که به دنبال او می‌رود به خانه برگردد.
ناقه ساخته فیلمساز عربستانی‌ مشعل الجاسر توانسته به عنوان اولین تجربه فیلمسازی بلند این کارگردان جوان قابل قبول باشد. اگر داستان تقریبا کلیشه‌ای را فاکتور بگیریم فیلمساز علاوه بر اینکه توانمندی خودش در کارگردانی را به خوبی نشان می‌‎دهد، توانسته ریتم، فضاسازی و بازی‌های خوبی را در این فیلم به کار گیرد. همین‌طور به تصویر کشیدن جنبه‌ی متفاوتی از کشوری که سالها در پس تبلیغات مذهبی چون مناسک حج مخفی مانده کار ارزشمندی به نظر می‌رسد. ناقه نشان می‌دهد عربستان درگیر کشمکش دیرینه سنت و مدرنیته است. از همین رو شاید بشود گفت امثال این فیلم بتواند به دیوار سخت سنت‌های پوچ جامعه‌اش لگدی بزند.

شنیدن

داری چه کار می‌کنی؟
صداش نمیاد؟ ساز می‌زنم
برای این گوسفند؟
آدمی اطراف نبود.
کار بیهوده می‌کنی، این حیوونه نمی‌فهمه.
اما می‌شنوه.
همین؟ شنیدن کافیه؟
حرفم نمیزنه، فقط گوش میده.

هنربندان

هنرمند و سلبریتی جامعه کی می‌خواید کنار مردمش بایسته؟
وقتی همه مردم اصطلاحاً All in کردند،
چه در داخل و چه در خارج.
دانشجوها آینده‌شون رو گذاشتند،
اما در این زمانه‌ای که اکثر هنرمند و سلیریتی‌ها می‌تونستن بیا کنار ملت، سکوت کردند. و منتظر موندند ببینند باد به کدوم‌ سمت می‌وزه. و آیا ارزشش رو داره یا نه.
چه بسا هیمنه‌ی این نظام زودتر فرو می‌ریخت اگر اونها قدمی برمی‌‌داشتند.