یک شاعر
مدتها بود فیلمی آنچان مرا درگیر نکرده بود که بخواهم اینجا برایش بنویسم.
یک فیلم ساده، بیادعا و انسانی ساختهی کارگردان کلمبیایی سیمون مسا سوتو.
فیلمی که پس از تهنشین شدنش در ذهن، یادآور آثار برادران داردن است.
داستان شاعری که بیکار و از همه جا رانده شده، برای تهیه هزینه دانشگاه دخترش، به عنوان معلم ادبیات به یک مدرسه معرفی میشود. او در همان جلسات ابتدایی به استعداد یک دانشآموز دختر پی میبرد و تمام تلاشش را میکند که بتواند او را به سطوح بالاتری که شایستگیاش را دارد برساند اما برای دختر اهمیت چندانی ندارد. او در جهان سادهتری سیر میکند. کمی بعد، سوتفاهمها زندگی این شاعر را دشوارتر میکند.
چیزی که فیلم را ویژه میکند، یادآوری آن بُعد مهم شخصیت یک شاعر واقعیست که نه در آثار فاخرش که در روابطش با سایر انسانها تجلی پیدا میکند.
شعر شاعر شاید جهان را نجات نداده، اما شاعرانگیاش جهان انسانهای پیرامونش را تحت تاثیر قرار میدهد. آبروی خانوادهای را میخرد، دخترش را به او باز میگرداند.
فیلم «یک شاعر» در کشاکش ارائه تصویر کاریکاتورگونه از هنرمندی که هنر را برای مبارزه با کاستیها جهان میخواهد، آن خصایص ویژه انسانی و اخلاقی را برجسته میکند که انگار این روزها هنرمندان و هنرمندنماها آن را فراموش کردهاند.
دیدن این اثر آرام که با ایده فیلمبرداری ۱۶میلیمتری لطافت دو چندانی به آن بخشیده، پیشنهاد میشود.
