با تشکر ازدوست خوبم وبلاگ گنجشکک که من رو به این بازی دعوت کرد .
قضیه کمی پیچیده شد. مدل دوم و سوم کمی سخته و اما می تونم مدل اول و چهارم رو جواب بدم و پنجم …
مدل اول
جمله ای که شاید چندین بار گفته باشم اما احساس می کنم که گفتنش در اینجا مناسب باشه :
اگه مغز من رو باز کنند جهان رو لجن بر می داره . این جمله ایست که سال ۸۸ زیاد ازش استفاده کردم .
مدل چهارم :
جای خاصی برای تنهاییم نداشتم و فعلا هم ندارم اما معمولا تنها جائی که زیاد اوقاتم رو گذروندم در سال ۸۸ و احتمالا سال ۸۹ هم به همین صورت بگذره ؛ اتاقم بود جلوی کامپیوتر… سفر خاطر انگیز هم سفر کاشان بود که با بچه های کلاس رفتیم و مهمترین قسمت سفر هم تصادفمون بود که این عکس هم مربوط میشه به زمان تصادف .

مدل پنجم :
پیشنهاد خودمه و دوست دارم در مورد مهمترین اتفاقات اون سال بگم . دوستان دیگه هم می تونند از این مدل پنجم استفاده کنند. اگرچه خودم رو در یک منگنه انداختم ولی سعی می کنم درست جواب بدم . از این بابت می گم منگنه که جواب دادن به همچین سوالی خیلی سخته و تمام سال ۸۸ پر بود از اتفاقات مهم . از قبل از انتخابات بگیر که گوشی تلفن همراهم رو زدند . ده روز بعدش که انتخابات برگزار شد و هنوز برام سخته پذیرفتنش . ترم تابستونی که کابوس بزرگی بود و خاطرات ریز و درشت ترم آخر که همراه بود با فوت تنها عمه ام که هنوز تلخه . اسباب کشی به خونه ی جدید واقعی ( می گم واقعی که با اسباب کشی وبلاگم به سایت اشتباه گرفته نشه) . تازه وارد دبستان شده بودم که رفتیم اون خونه و تازه داشتم از دانشگاه فارغ التحصیل میشدم که باز برگشتیم سر خونه اول … و بعدش فراموشی خود خواسته و نا خواسته ی بعضی از خاطرات دور و نزدیک … زیادند لحظات مهم زندگی آدما که بعضی وقت ها بی تفاوت از کنارشون عبور می کنیم . یک اتفاق مهم می تونه یه خنده باشه یه نگاه تلخ نا خواسته که ممکنه مسیر زندگی آدم رو تغیر بده …
من هم هفت نفر رو دعوت می کنم .
حنیر / یک عدد محسن / دیوونه خونه ی من / چارلی / اپی / رهبر / وقتی آسمان به زمین میچسبد
مدعوین عزیز نیز هفت نفر رو دعوت کنند . فراخوان این بازی هم از توی وبلاگ گنجشکک اشی مشی بخونید . خیلی طولانیه…
![]()
آش شله قلمکارم من
مث همیشه
کشتی ما رو
آخیش . . . همه مدلاشو جواب دادم
می تونی بیای ببینی
سلام
ممنون