اگر تکه های کوچکی را روی زمین پیدا کردید ، جمعشان کنید . شاید ذره ها به اندازه سلول هایی باشند که از انسانی جدا شده است . ذره ها را کنار هم بچینید . از دیگران هم بپرسید . شاید مقادیری پیش آنها باشد . سخت است اما کامل میشوم …
Related Posts
صندوقچه قدیمی
- Admin
- مرداد ۱۶, ۱۳۹۵
- 0
وبلاگهامون رو پاک نکنیم. وبلاگها شبیه همون صندوقچه های قدیمی هستن که یه روز دوباره می ریم سراغشون میبنیم که چقدر خاطرات برامون ساختن، با […]
دختر بندری
- Admin
- بهمن ۲۳, ۱۳۹۶
- 0
داشتم از غروب عکس میگرفتم که دیدم یکی پشت سرم داره میگه: عکس. عکس. عکس. برگشتم دیدم سه نفرن. اولین باری بود که یک دختر […]
حیفم می آمد بعد از خواندن این مطلب حتی یک کلمه حرفی بزنم؛ آنقدر که تحت تاثیر این کلمات قرار گرفتم.
فقط می خواستم بدانید که خواندم و دلم فشرده شد.
سلام
سپاس از اینکه همیشه هستید . همین که حضور دوستانم رو توی این فضا حس می کنم خودش انرژی خوبیه برای بودن …
این نوشته هم ماحصل خورد شدن های پی در پی من بوده تو این مدت …
امیدوارم نوشته های بعدیم باعث نشه دل کسی بگیره دوست من …
از اینکه معمولا دنبال ذره ها نمی گردیم دلم فشرده می شود. و اینکه اینقدر زیبا نوشتیدش باعث می شود نخواهم چیزی بگویم چون شما تمام و کمال گفتیدش.
بگو چقدر هم چیزی نگفتی!؛-)
شما لطف دارید
🙂
لی عزیز شجاعتت در پذیرفتن اینک ذرات وجودمون تو خیابوناس ستودنیه. ممنونم ک دوست شجاعی هستی
سپاس اما شجاعت واژه ی سنگینی است حداقل برای من ، خودت که خوب می دونی …