چرا در قفس هیچ‌کسی کرکس نیست

بهار امد. همه‌جا سبزی و عشق و طراوت موج می‌زند، احتمالن؟ همه می‌خندند؟ همه شادند؟ یعنی باید باشند. ب چ قیمتی؟ بهار اغازی‌ست هم‌راه با مرگ، مرگ با با خود یدک می کشد.

بهار را،‌ طراوت و شادابی را ب چ بهایی بدست می‌اوریم؟

طبق اصل هزینه فرصت در علم اقتصاد خرد، هر چیزی را ک بدست می‌اوریم و در فرانید تصمیم‌گیری، انتخاب می‌کنیم مستلزم اتخاب نکردن گزینه‌های دیگری است. درواقع باید چیزهای دیگری را از دست بدهیم.

ب قیمت کشتن و مرگ زمستان.

اگر بهار اغاز طبیعت است، زمستان دوره خواب طبیعت،‌ و این هر دو امری ضروی‌ست. اما ما ادمیان خودخواهانه جشن می‌گیریم ک بهار، خوش امدی و چ و چ. اما

دلم ب حال زمستان نمی‌سوزد – ک نیازش نیست دلس‌وزی مرا – دلم ب حال خودم می‌سوزد ک از ادمیان هستم. بهار را می‌بینم و زمستان را ن! زمستان عزیز برایت اب سلامتی می‌پاشم. منتظرت می‌مانم و دست بهار را ب گرمی می‌فشارم ک

تو را فرستاد ب مرخصی.

پ‌ن۱: خدایا در این سال جدید دروغ، ریا، تهمت،‌ چاپ‌لوسی، خودخواهی، غیبت و تنبلی را از من دور کن. همه را دوست دارم.

پ‌ن۲: خدایا لازم است بتوانیم با هم حرف بزنیم. در این دهه جدید دریغش مکن.

پ‌ن: دیدگاه جدیدمان مبارک، سال نو بهانه است.

نویسنده : احسان ن

۱۰ thoughts on “چرا در قفس هیچ‌کسی کرکس نیست

  1. پستت رو دوست دارم و اینکه زمستون خیلی قشنگ تر از بهاره . ولی چون ساده و یک رنگه شاید خیلی ها زرق و برق بهار رو بهش ترجیح بدن . ولی من یکرنگیش رو دوست دارم .

  2. خدایا در این سال جدید دروغ، ریا، تهمت،‌ چاپ‌لوسی، خودخواهی، غیبت و تنبلی را برای من بیشتر بفرما که خیلی دوسشون دارم.(اصن یه وعضی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *