بهار امد. همهجا سبزی و عشق و طراوت موج میزند، احتمالن؟ همه میخندند؟ همه شادند؟ یعنی باید باشند. ب چ قیمتی؟ بهار اغازیست همراه با مرگ، مرگ با با خود یدک می کشد.
بهار را، طراوت و شادابی را ب چ بهایی بدست میاوریم؟
طبق اصل هزینه فرصت در علم اقتصاد خرد، هر چیزی را ک بدست میاوریم و در فرانید تصمیمگیری، انتخاب میکنیم مستلزم اتخاب نکردن گزینههای دیگری است. درواقع باید چیزهای دیگری را از دست بدهیم.
ب قیمت کشتن و مرگ زمستان.
اگر بهار اغاز طبیعت است، زمستان دوره خواب طبیعت، و این هر دو امری ضرویست. اما ما ادمیان خودخواهانه جشن میگیریم ک بهار، خوش امدی و چ و چ. اما
دلم ب حال زمستان نمیسوزد – ک نیازش نیست دلسوزی مرا – دلم ب حال خودم میسوزد ک از ادمیان هستم. بهار را میبینم و زمستان را ن! زمستان عزیز برایت اب سلامتی میپاشم. منتظرت میمانم و دست بهار را ب گرمی میفشارم ک
تو را فرستاد ب مرخصی.
پن۱: خدایا در این سال جدید دروغ، ریا، تهمت، چاپلوسی، خودخواهی، غیبت و تنبلی را از من دور کن. همه را دوست دارم.
پن۲: خدایا لازم است بتوانیم با هم حرف بزنیم. در این دهه جدید دریغش مکن.
پن: دیدگاه جدیدمان مبارک، سال نو بهانه است.
نویسنده : احسان ن


سلام
آمین
سلام. منم امین
پ . ن ۱ : آمین
به قول دیالوگ یه بنده خدائی که می گفت : بهار با اون همه اهن و تلپش همش مهمون ۳ ماهه
اره لی عزیز. فک میکنم زندگی مهمتر از بهار و زمستون بودنشه
🙂
با این همه، سال نو شما هم مبارک. 🙂
ممنون. خوب ک امید هست. سال نو شما هم مبارک.
پستت رو دوست دارم و اینکه زمستون خیلی قشنگ تر از بهاره . ولی چون ساده و یک رنگه شاید خیلی ها زرق و برق بهار رو بهش ترجیح بدن . ولی من یکرنگیش رو دوست دارم .
ممنون از نظرتون
خدایا در این سال جدید دروغ، ریا، تهمت، چاپلوسی، خودخواهی، غیبت و تنبلی را برای من بیشتر بفرما که خیلی دوسشون دارم.(اصن یه وعضی)