وقتی که دیوارها فرو می ریزد
اینجا سرزمین من است
بعد از رودخانه ی
چشم
کنار رشته کوه حسرت
قلب سوخته ای ست که روزی مزرعه من بود
آنجا چند تکه ابر سیاه خواهی دید
و مردی که هنوز در سایه اش
برای بغضی که در گلو دارد
شعر می خواند
اینجا سرزمین من است
بعد از رودخانه ی
چشم
کنار رشته کوه حسرت
قلب سوخته ای ست که روزی مزرعه من بود
آنجا چند تکه ابر سیاه خواهی دید
و مردی که هنوز در سایه اش
برای بغضی که در گلو دارد
شعر می خواند
سلام . ممنون از شما دوست عزیز .
من هم خوشحال شدم از آشناییتون .
انشاالله باز اینجا ببینمتون .
سلام . سپاس دوست عزیز . من هم از آشناییتون خوشحال شدم .
خوشحال می شم باز ببینمتون .
انشا الله که همینطوره
خوش حال شدم از اشنایتون
حتما برا خوندن دوباره میام.
یا حق
سلام
کاش واقعا سرزمینی که توش زندگی می کردیم به همین خوبی بود که میگفتید ...
..
اینجآ سرزمین ِ من است
جایی که علف به شعر ِ آفتاب می روید
و باران به ترانه ی ِ ابرهآ می بارد
اینجا بهار ها سبز است
و زمستان سپیــد
شبیه ِ دل های ِ مردمانش ..
🙂
دقیقا وقتی رسیدم بندر کاپشن رو در آوردم و با تک پوش می رفتم این ور اون ور ... فقط یکی دوبار سوئی شرت پوشیدم که زیاد فرقی هم با نپوشیدنش نداشت . 😀
امروز که تماس گرفتم مثل اینکه خیلی سرد شده انگار ، شانس من رو می بینید ، می گن چند تا از ارتفاعات نزدیک بندر هم برف اومده ... دقیقا خدا صبر کرده بود من برگردم بعد سرد کنه هوا رو... :))
یه چیز بگویم بخندید؛ وقتی دیدم رفتید به شهرتان اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که؛ الان اختلاف دمای هوای تهران با بندر چقدر است؟ حتما الان آنجا هوا بهاری است! 🙂
مرسی دوست من . خوشحالم که می خونید ...
به دل نشست ، این رودخانه ی چشم تمامی ندارد...
سپاس مجتبای عزیز ...
مردی که هنوز شعر می خواند...
درود بر شهاب. دوست داشتم
کابلت اینهه 🙂
قلب سوخته ای ست که روزی مزرعه من بود
مم نون لی عزیز:-)
سلام . ممنون از نظرتون دوست عزیز . امیدوارم همیشه راضی کننده باشه .
سلام
دنبال یه شعر میگشتم بلاگ شما رو دیدم
شعر که کامل بود ممنون
وبلاگ هم کامله مخاطب کاملا راضی میشه از نوع و نگارش بلاگ
پاینده باشید .یا حق
سلام . ای خوش بحالتون . من که باز برگشتم به دیار غربت .
چهارشنبه آخر صفر
معلوم نیست از چه زمانی ولی بندری ها چهار شنبه آخر ماه صفر را به دریا می روند .
باور های مردمی این سنت
- شستن غم محرم و صفر از جان و روح و بیرون آوردن لباس سیاه عزا از تن .
- در این روز مردم در دریا خود را غسل می دهند و از پروردگار طلب بخشش از گناهان و خطا های خود ... خلاصه (( توبه )) .
- باور دارند در این روز قدرت شفا دهنگی دریا افزایش می یابد (( به قول پیر زن های بندری در این روز آب چشمه زم زم به دریا می آید ))
- باور دارند در این روز آرزوی کسانی که دل و تن خود به دریا داده اند بر آورده می شود.
- مردم با انداختن قند توی آب دریا برای خود و خانواده و آشنایان و .... آرزوی سلامتی ، خوشبختی و رستگاری می کنند ..
- دختران دم بخت هم با سپردن قند به دریا آرزوی همسری مناسب می کنند (( مثل همون علف گره زدن سیزده به در )).
......
خب حالا همین چهارشنبه ۲۸ دی که آخرین چهار شنبه ماه صفر میشه نریم دریا ؟! بریم دریا ؟!