حس های شخصی در مقابل حس های اجتماعی

حس های اجتماعی یعنی یک اجتماع بعد از انتخاب هشتاد و هشت دیگر هیچ حس خوبی نسبت به مقوله ی انتخابات و رای دادن نداشته باشد . یعنی در حس شخصی تو افسردگی و کم امیدی بی هوا و سر زده بیاید و دیگر ول کن ات نباشد .
حس شخصی یعنی اینکه تو بر خلاف میلیون ها نفر که از نرفتن تیم ملی به جام جهانی غمگینند ،خوشحالی .
حس اجتماعی یعنی میلیون ها نفر آنقدر درگیرند که نمی دانند اتفاق های مهم دیگری مثل رفتن به جام جهانی هم در دنیا هست و تو در حس شخصی خودت خوشحالی .
حس ها اجتماعی یعنی نگرانی ، انتظار و گاهی ناامیدی آهسته به جامعه ای تزریق می شود که این یعنی تو دیگر آنچنان هم اتفاقی غمگینت نمی کند که این درد ناک تر از خوشحال نشدن است . غمگین نشدن نشانه ی خوبی نیست . و زمانی که این حس شخصی گسترش یابد با جامعه ای بی تفاوت روبرو خواهیم بود ، جامعه ای منفعل که جز رنج کشیدن و صبر کردن بر رنج هایش  راه دیگری نمی یابد ، اتفاق دردناک بزرگی که نسل های بعد باید تاوانش را بدهند . 

۱۲ thoughts on “حس های شخصی در مقابل حس های اجتماعی

  1. احساس خطرناکی که بعد از انتخابات ۸۸ به وجود آمد یک نوع تنبلی و منزوی بودن را به دنبال داشت.
    متاسفانه روش های خشونت آمیزی که استفاده شد یک نوع تنفر عمیق را به وجود آورد.در نوشته هایت به نکته حساسی اشاره کردی.
    این که در بین میلیون ها نفری که از نرفتن تیم ملی به جام جهانی غمگینند،خوشحالی.
    خیلی ها این احساس را دارند،دوست ندارند که سیستم در هیچ کاری موفق شود.
    بله برادر ما درد مشترکیم.

    1. دقیقا موافقم . حس تنبلی و انزوا رو دقیقا بین مردم حس می کنم . یک چور انفعال بود که دیگه همه برای انجام کارهاشون هیچ انگیزه ای ندارند .

  2. من اینطور نتیجه می‌گیرم که حس‌های اجتماعی خیلی تحت تاثیر مسائل سیاسی هستند. به علاوه این‌که انتظارها و ناامیدی‌ها یکی از خصوصیات جهان سوم بودن‌مان است. انگار قرار نیست حالا حالاها سر و سامان بگیریم.
    در مورد نرفتن تیم ملی به جام جهانی، من و بابای بچه‌ها هم با شما هم‌احساسیم.

    1. سلام .
      درست می فرمایید . یکی از مهمترین دلایلش همین مسائل سیاسی است . متاسفانه این بار همین مسائل سیاسی کمی حال من رو خراب کرد . ببینید اونهایی که به خاطر عقاید و افکارشون توی زندان هستند چه می کشند . درک کردن حس اونها خیلی سخته .

  3. الان حتی حال و حوصله فکر کردن به این موضوع ها هم وجود نداره ! انقدر مردم افسرده و بی حوصله و کسل اند که دیگه ملالی واسه چرا و چون وجود نداره…
    فقط دیگه می سازن…

  4. صبورانه در انتظار زمان بمان، هر چیز در زمان خود رخ می دهد. حتی اگر باغبان، باغش را غرق آب کند، درختان خارج از فصل خود، میوه نمی دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *