مدرسه ای که خاطره شد

این عکسی از مدرسه نجمیه است . مدرسه ای که چهارم و پنجم دبستانم رو توش گذروندم. مدرسه ای که به واسطه اون با کانون پرورشی آشنا شدم .

خرابه ی مدرسه نجمیه

اینها  تخته سیاهائیه که روش نوشتیم و چیز یاد گرفتیم . خانم عبدلی ، معلم کلاس چهارم و اون معلم کلاس پنجمی که هیچ وقت تویوتای سبز قدیمیش رو عوض نکرد . یا شاید هم نتونست عوض کنه . بعد از چند سال من تغییر کردم و معلمم باز با همون ماشین قدیمیش میومد و می رفت ، همیشه بی تفاوت از کنارش رد شدم… خدا منو ببخشه .

*[ پائین بودن کیفیت عکس هم به خاطر موبایلی بودن عکسه . خودتون در نظر بگیرید که عکسی با دوربین وی جی ای چی میشه دیگه … ]

۱۴ thoughts on “مدرسه ای که خاطره شد

  1. من دوس ندارم برگردم گدشته
    اونا همینجوری خوشگلن
    ولی معلم کلاس اولمو یادم نمی ره خانم شریفی نیا
    زنی بس بداخلاق و خبیس
    زدناشو فراموش نمی کنم، کتک خوردم برای هیچف برای کودکیم، برای کلاس اولی بودنم.
    تا الان نتونستم بدیهاشو ببخشم.

    1. اول دبستان خیلی بده که و مگه چه خبره که تنبیه کرده ؟
      من معلم ریاضی سوم راهنمائیم رو فراموش می کنم . که بدجور به خاطر حل نکردن چند تا مسئله ۱۲ بار زد کف دستام …
      از باقی معلم ها آنچنان خاطره بدی ندارم…

  2. سلام منم توی اون مدرسه درس خوندم کلاس چهارم و پنجم
    سال ۶۷ و ۶۸
    خیلی ناراحت شدم الان این عکس رو دیدم
    معلم چهارم من خانم رنجبر بود و معلم پنجم خانم کوشکی
    مدیرمون هم خانوم خواجویی
    ایشالله هرجا هستن خدا یارشون باشه

    1. سلام
      آره . اولش ناراحت کننده است ولی بعدش به این فکر کردم که قراره مدرسه ی تازه ای جاش ساخته بشه ولی خب هیچ مدرسه ی تازه ای اون خاطراتی رو که توی این مدرسه داشتیم رو زنده نمی کنه . اون سالن امتحاناتش یا اون کلاس هایی که پنجره هاش رو به پیاده روهای پشت مدرسه باز می شد و چقدر بچه ها با عابرین پیاده حرف زدن و بعد از مدتی ما شدیم همون عابرین پیاده و دانش آموزائی که جای ما اومدن برامون دست تکون دادن و باهامون حرف زدن…
      من ۷۵ و ۷۶ اونجا بودم….

    1. سلام
      ممنون از لطف شما
      من هم مدتیست که به شما سر می زنم . و شما در قسمت دوستان چند صباحیست که لینک شده اید . باز هم خاهم آمد دوست عزیز .

  3. سلام ممنونم…موقتی است ..درخواست قالب اختصاصی دادم برای دستنویس..از سایت پیچک…تا اماده شدنش قرار از چند قالب استفاده شود .ان قالب تنها مشکلش عدم نمایشگر پیوندهای دوستان بود که گه گاهی بدون بررسی گله میکردند..

    1. سلام
      به هر حال خوب بود و جمع و جور و بیشتر حس سایت می داد تا حس وبلاگ .
      قسمت دوستانش هم خوب بود . همین کاری که الان من انجام دادم . همشون در یک صفحه ی جداگانه است برای اینکه طول صفحه بی خود زیاد نشه.

  4. سلام
    لی مادر من معلم بازنشسته ،خودش که تو مدرسه نجمیه درس می داد هیچ تازه همونجا هم درس خونده. حالا فکرش کن چند سال می شه .
    می دونی امسال چند تا مدرسه وسط سال تعطیل شد و نقل مکان کردند همه بخاطر زلزله بود. جالبه دبستان تو دبیرستان . راهنمایی تو خوابگاه و هرکجا که جا شده …
    خدا خیری به زلزله بده که حداقل مدارس قدیمی رو تخریب کرد تا نو بسازن

    1. سلام
      خدا کنه بسازن جاش . همیشه باید زلزله ای چیزی بیاد تا همه یادشون بی افته که مدرسه ای احتیاج به باز سازی داره …
      من از زمانی که یادم میاد تو این شهر همین حکایت بوده . خودم راهنمایی سایانی بودم . زمانی که از زور بی جایی رفته بود تو مدرسه ی ابن سینای قدیمی…

  5. راستی داشت یادم می رفت . وقتی که دیدم نجمیه رو خراب می کنند یاد کانون افتادم وقتی خرابش می کردن. اون معلم هم که وانت داره هنوز نجمیه درس می ده مدرسشون رفته روبروی مرکز بهداشت دبیرستان شهدای مسجد فکر کنم امسال هم بازنشست می شه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *