این نامه ایست که هیچ وقت به دستم نرسید

* زمان خوردن انسانها توسط همدیگر تمام شده . یا شاید هم این رسم نبوده و تنها بعضی جاها می خوردند و هنوز هم رسم دارند که البته اگر اینجور بود باید تنها یک نفر در نهایت زنده می ماند و او هم پس از مدتی می مرد… پس احتمالا دیگر وجود ندارد .

* به گناهکار ترین انسان روی زمین هم اندکی فرصت برای حرف زدن می دهند  حالا نه حتماً برای دفاع ، شاید خواست وصیت کند .

* این زبان صاحب مرده برای کلام است و چشیدن . حالا نه خواستیم مزه ی خونت را بچشیم و نه  دفاع کنیم .

حداقل می توانستم بپرسم که چه گناهی کرده ام ؟


۲۲ thoughts on “این نامه ایست که هیچ وقت به دستم نرسید

  1. نامه اول
    حا لا که هوا رفتن شده من عجیب می خواهمت !

    می خواهم باد را با تمام اندام فشرده اش به زمین بکوبم که تو را نبرد آن طرف دوره دست!
    آن خلیج آدم خوار لخت وعور سیه چرده
    می خواهم تو همینجا میان سینه هایم به خواب عمیقی بروی
    شاید فردا قیامت بشود وهم چیز را تمام کند آنکه شروع کرد!

  2. سلام ..مطالبتان مفید و ارزنده اند و در مفید بودنشان لحظه ای نمیتوان تامل کرد …منتظر حضورتان هستم همراه با نظرات راهگشایتان…اگر تمایل به لینک دارید بر من منت بگذارید با یک پیام خیلی کوتاه با این مضمون..لینکتان کردم..

    1. سلام آقای امامدادی عزیز
      نمی دونم
      طرف ما باز میشه . 🙂
      فکر کنم مربوط به مرورگرتون بشه .
      با فایرفاکس باز کنید صفحات رو فکر کنم بهتر نشون بده .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *