یکی از خبرهایی که چندی پیش در شبکه های مجازی به اشتراک گذاشته می شد، خبر الحاق بخشی از استان هرمزگان به فارس بود تا استان فارس هم به دریا بپیوندد. از آنجایی که بیشترین آمار به اشتراک گذاشته شدن این خبر از خبرگزاری تابناک بود، این احتمال می رفت که این عمل نوعی شایعه پراکنی برای آماده سازی اذهان عمومی باشد که در نهایت طی یک حرکت، اقدامات جدی تری صورت بگیرد. اینکه یک استاندار بخواهد با رفتارهای اینچنینی که جز تفرقه بین مناطق مختلف کشور سود دیگری ندارد، دست به تصمیمات نسنجیده بزند، نشان از نگاه مرزبندی شده ی افرادی است که حتی بر مسندهای سیاسی این کشور می نشینند.
نمایندگان و استاندار فارس باید بدانند که ادامه دادن این کار نه تنها سودی برای استان فارس نخواهد داشت بلکه نگاه بخشی از استان هرمزگان را نیز نسبت به خیلی چیزها عوض می کند.
پ. ن ۱: چند سال پیش هم که همین مساله باز مطرح شده بود، یکی از اهالی پارسیان که آن زمان جزئی از این طرح برای الحاق به استان فارس بود به نکته ی مهمی اشاره کرد. اینکه بعد از این تصمیم اهالی شهرهای الحاق شده برای انجام کارهای مهم اداری خود مجبورند کیلومترها دورتر مسیری را بپیمایند تا به شیراز برسند. در صورتی که تا مرکز استان هرمزگان فاصله ی بسیار کمتری لازم است. کاملا واضح است این عمل جز یک تصمیم احساساتی چیز دیگری نیست که تنها آسیبش را یک عده از اهالی شهرهای کوچک می بینند.
پ.ن ۲: راستی، شهرستان های لار و عوض و گراش از لحاظ فرهنگی و گویشی نزدیکی بیشتری به استان هرمزگان دارند تا فارس. گفتم فقط در جریان باشید.
دوستان در حال رایزنی هستند که چند کیلومتر از جاده چالوس رو بخشی از هرمزگان اعلام کنن.حالا که هر کی به هرکی شده
پیشنهاد خوبیه، کشور گشایی خوبی میشه 😀
منم میخوام درخواست بدم آرامگاه حافظ رو بیارن دم در خونمون!!
آرامگاه سعدی هم باید باشه…