در کنار تمام اخلاق های بدی که در این سالها ما ایرانی ها پیدا کرده ایم، یک حرکت خوب هم هست که نمی توان نادیده اش گرفت. آن هم این است که لج می کنیم. از آن لج های خوبی که باعث می شود یک جریان روند منطقی خودش را طی کند.
اگر از مثال قدیمی ویدئو که ملت در خفا کاست های ویدئو را جابه جا می کردند بگذریم ، ماهواره و شبکه های اجتماعی و حجاب هم از آن دست مواردی بود که ملت برایش کوتاه نیامدند. باید می بود. نه اینکه خوب باشد یا بد. اینکه مردم آنچه دلشان می خواست را انجام دادند. نه آزاری برای کسی داشت و نه حقوق دیگران را زیر پا می گذاشت. از بدیهی ترین حقوق خود باید بهره می بردند.
بعد از دستگیری گروه هپی ها در تهران که بیشتر شبیه شوخی بود، گروهی با همین موزیک، ویدئوی دیگری ساختند که مدتی است از شبکه P M C پخش می شود. تعدادی جوان نه تنها روی پشت بام خانه در خفا بلکه در خیابان ها و پارک های تهران همراه این موزیک می رقصند. در واقع این ویدئو جز یک لج کردن پنهان اسم دیگری ندارد. خب اینها را هم بگیرند، باز تعدادی دیگر در نقاط مختلف ایران همچین ویدئویی را می سازند. تا کجا می خواهند همه را بگیرند؟
مثلا همین آزادی های یواشکی. آیا نیروی انتظامی می خواهد برود تک تک زنانی که عکس هایشان را منتشر می کنند بگیرند؟ (آنها بهتر است بروند اینهمه دزد و قاتل و خلافکار را که توی جامعه در کنار هم به راحتی زندگی می کنند را بگیرند). بعد از مدتی این مخالفت های علنی (اسمش را می گذارم لجاجت) به شرایط سخت بوجود آمده تحمیل می شود و آنجاست که بالاخره یک امر محکوم شده نادیده گرفته می شود و در نهایت توسط محکوم کننده بی ارزش بودنش پذیرفته می شود. شاید روند کندی باشد اما برای رسیدن به آزادی های حداقلی این لجاجت ها بهترین شیوه است.
سلام
مطالب وبلاگ رو خوندم.جالب بود. مصاحبه احسان میر حسینی رو با تاخیر خوندم.قدیما که من تو بندر مربی کانون بودم میومد و نوشته هاش رو برامون میخوند.شعرای سپیدش فوق العاده بود.با شعر چه کرده؟اگر از احسان خان خبر دارید سلام مرا ویژه برسانید.
ممنون
سلام
ممنون که به وبلاگ من سر زدید.
احسان هم حالش خوبه. و داره در زمینه نقاشی و طراحی کار می کنه.
حتما سلامتون رو بهش می رسونم.