پیشنهاد فیلم

پیشنهاد کتاب

نامه‌های درِ گوشی به “تو”

عزیز دلم
در روزهای سختی که گذشت،
یادم رفت به تو بگویم؛
گور بابای همه آدم‌هایی که روزگار ما را ندیده واژه از زیر بغل نشسته‌شان بیرون می‌آورند میریزند روی سفره مردم،
گوربابای همان‌هایی که طعم دنیای ما را نچشیده واژه های بوگندوی دم نکشیده‌ی روی سفره را قورت می‌دهند.

آهای!گور بابایتان…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های پیشین

هنربندان

هنرمند و سلبریتی جامعه کی می‌خواید کنار مردمش بایسته؟ وقتی همه مردم اصطلاحاً All in کردند، چه در داخل و چه در خارج. دانشجوها آینده‌شون

مثلا سال نو، مثلا بهار

هر چیزی کش آمدنش تاثیرات و حس و حال مثبت اولیه‌اش را از بین می‌برد. مثلا همین جنگ آخرالزمانی که درگیرش شدیم. در سالی که

به سوی آزادی

هیچ وقت تا به امروز آزادی را برای ایرانم نزدیک و قابل دسترس ندیده بودم. امیدوارم. و البته حس‌های دیگری هم همچون سایر ایرانی‌ها دارم؛

عموی داماد

تا امروز فقط عمو بودم، از امروز رسما شدم عموی داماد. چه حس عجیبی.

دی‌ماه خونین

از هفته ها قبل منتظر بودم که بیست و چهارم دی‌ماه که دهمین سالگرد زندگی مشترک من و نسترن بشه عکس مشترکی که اخیرا گرفتیم