فراموشی

مدتیست که بعضی چیزها را جائی یا حرفی یا قراری ندیده و نگفته و نرفته فراموش می کنم . فراموش کرده در کوچه ای پس کوچه ای جای غریبی می ترسم روحم اینجا و خودم آن دور تر ها به راهم ادامه بدهم...

شهاب | دسته‌‌بندی: خانه قبلی8 اسفند 1388 | ۴ دیدگاه

  1. من
    اسفند ۱۱, ۱۳۸۸

    نه
    میخواستم ببینم اگه به روح اعتقاد داری ژس به نتاسخ روح هم اعتقاد داری
    بعد اینکه لزومی نداره تناسخ روح حتما با مرگ آدم اتفاق بیفته

    پاسخ:
    اون شب که نوشتی به روح اعتقاد داری یاد اون جکه افتادم .
    آره به نکته خوبی اشاره کردی اصلا لزومی نداره که برای تناسخ روح حتما مرگی اتفاق بیفته . تا به حال بهش فکر نکرده بودم. تا به حال روح هزار موجود شناخته و  نا شناخته در بدنم بی سر و صدا آمده اند و رفته اند .

  2. من
    اسفند ۱۱, ۱۳۸۸

    تو به روح اعتقاد داری؟

    پاسخ:
    سلام
    می خوای فحشم بدی؟

  3. ناشناس
    اسفند ۱۰, ۱۳۸۸

    http://ccu-cinema.blogsky.com/
    برترین هنرمند سال {۸۸} هرمزگان کیست ؟

    پاسخ:
    سلام
    سر زدم

  4. امامدادی
    اسفند ۹, ۱۳۸۸

    تابه حال به این حد نگران نشده بودم.تاسرخوشی دوباره حق نگه دارتون.

    شهاب دوست دارم

    پاسخ:
    سلام
    من هم همین طور . نگران  نباش استاد
    حالم خوبه