خرچنگ که یکی از آخرین ساختههای کارگردان معروف و جریانساز یونانی یعنی یورگوس لانتیموس است به موضوع عجیب دیگری میپردازد. افرادی که در جامعهای عجیب زندگی میکنند باید حتما جفتی همسو و یکسان با خود پیدا کرده و با او ازدواج کنند. در غیر این صورت بلافاصله به هتلی فرستاده میشوند که در آنجا ۴۵ روز فرصت دارند جفت خود را در میان دیگر مراجعه کنندگان پیدا کنند. اگر در این فرصت نتوانند شخص مورد نظر خود را بیابند باید به حیوانی که خودشان پیشنهاد میدهند تبدیل شوند و یا به ناخواسته به حیوانی دیگر. داستان از جایی شروع میشود که مرد جوانی پس از جدا شدن از همسرش به این هتل آمده تا برای خود جفتی پیدا کند. او در این بین زنی را مییابد که انگار همچون خودش بیروح و بیاحساس است. آنها تصمیم میگیرند که با هم شریک شوند. در این بین زن متوجه میشود که مرد بر خلاف آنچه نشان میدهد بیاحساس نیست. و چون این تنها نشانهی همسان بودنشان حالا از بین رفته باید مراتب را به مدیریت هتل اطلاع داده تا او را به یک حیوان تبدیل کنند. مرد ناچار میشود فرار کرده و به جمع مجردهایی که در جنگل زندگی میکنند بپیوندد. در آنجا نیز قانونی حکم فراماست که هیچ مجردی حق ابراز علاقه و ابراز عشق به مجرد دیگری را ندارد. از این رو خاطیان با برخورد جدی روبرو میشوند.
اگر بخواهیم آثار قبلی این کارگردان از جمله دندان نیش را تعریف و به تصویر کشیدن فاشیست و دیکتاتوری قلمداد کنیم، و فیلم آلپز را خلا انسانیت در جامعه مدرن و تلاش انسان بی احساس امروزی برای پر کردن این خلا، قطعا فیلم خرچنگ در مدح و ستایش عشق است. عشق در آن اندازه که عاشق برای رسیدن معشوق همچون وی باید کور شود. بازتعریف معانی کلاسیک عشق در جوامعی به شدت ماشینی که انسانها همچون کالا تنها با یک نمونهی عین به عین خود قادر به همنشینی هستند. اما در جامعهای که راهی جز همرنگ شدن با آن نیست این شخصیت فیلم است که تشخیص میدهد چگونه بیریا برای رسیدن به هدفش خودش را با معشوقش یکسو کند. فیلم لابستر از آن فیلمهای دوست داشتنیست که برخی صحنههای آن را پس از چند مدت دوباره مرور کرده و دل به حرکات آهستهی دوربین و آن موسیقیهای زیبایش خواهید بست. درگیر نمادها و نشانههای بیاندازهی این فیلم خواهید شد و هر کدام را برای خودتان واگشایی خواهید کرد. دیدن این فیلم برای هر علاقمند به سینمایی واجب است.