دختر بندری

داشتم از غروب عکس می‌گرفتم که دیدم یکی پشت سرم داره میگه: عکس. عکس. عکس. برگشتم دیدم سه نفرن. اولین باری بود که یک دختر بندری با پوشش بومی پشت فرمون از من درخواست می‌کرد که ازش عکس بگیرم. نه اون می‌دونست چرا باید عکس ازش گرفته بشه و نه من می‌دونستم چرا باید ازش عکس بگیرم. به هر حال اون این جوری علامت پیروزی نشون داد و من عکس گرفتم.

 

 

شهاب | دسته‌‌بندی: بدین سان23 بهمن 1396 | بدون دیدگاه