Posted on بهمن ۱۵, ۱۳۸۷بهمن ۱۵, ۱۳۸۷ by Admin آخرین حرفی که مادرش گفت این بود که تمام فریاد ها و جیغ ها را به خاطر بسپارد ممکن است همان فریاد ها روزی به دادش برسد…
خانه قبلی دیروز Admin فروردین ۳۱, ۱۳۸۸ 23 که توی اتوبوس نشسته بودم و چند ایستگاه مانده بود تا برسم به مقصد. دختر جوانی از اتوبوس پیاده شد. جلو آمد تا بلیط را […]
خانه قبلی سال نو مبارک Admin فروردین ۱, ۱۳۸۹ 0 سال ۱۳۸۹ (سال صبر و استقامت ) رو به تمام دوستان مجازی و غیر مجازی تبریک می گم .
با سلام.دوباره به وبلاگ شما سر زدم.وبلاگ من هم با پستهای جدید و باحال آپ شد….. حتمان سر بزنی http://iranpix.blogfa.com پاسخ
من با مادر موافقم
سلام
چطوری لی
به مادر بگو زیاد سخت نگیر.
یعنی حله
پاسخ:
چی؟
با سلام.
دوباره به وبلاگ شما سر زدم.
وبلاگ من هم با پستهای جدید و باحال آپ شد….. حتمان سر بزنی
http://iranpix.blogfa.com
حالت چطوره؟
پاسخ:
دیگه چه فرقی میکنه؟
زنده ام…
ممکنه…
پاسخ:
آری
فریاد ها همه پیامی دارند ….
گاهی باید فریاد ها را شنید و در سکوت به آنها فکر کرد..
بابا طرف خیلی زیاد مومکین.شوخی می کنم . (آخرین حرفی) به دلم ننشست.موفق باشی …
سلام
جالب بود به روزم
سلام شهاب عزیز
بله کاملا چسبید اونم درکنار شما دوستان عزیز