بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش

از ایـــران و از ترک و از تازیـــان / نژادی پدیـــد آید اندر میــــــان

نه دهـقـان ، نه تـرک و نه تـازی بود / ســخن ها بـــه کـــردار بازی بود

هـمـه گـنـج ها زیر دامـان نهـنـد  / بکوشـند و کوشش به دشـمن دهـنـد

به گـیـتـی کـسـی را نـمانـــد وفــــــا  / روان و زبـــانـهـا شــود پــر جــفـا

بــریــزنــد خــون از پــی خواســتـه / شـــــود روزگــــار بــد آراســتـــه

زیــان کســان از پـی سـود خـویـش / بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش

در برخی منابع نوشته بود که این شعر از فردوسی است . اما از آنجائی که  منابع یافته شده برای من قابل قبول نبودند بدون اسم جناب فردوسی این شعر را می گذارم . به هر حال از هر شاعری که باشد ارزش چند بار خواندن را دارد …

۱۲ thoughts on “بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *