نام کتابی که احتمالاً در آینده نمی نویسم : تنها پول چرک کف دست نیست ، روزهای خوب هم عمر بلندی ندارند یا چگونه مردها هم ایستگاه های صلواتی رفع نیاز می شوند / لی
نویسنده: شهاب
کلام شصت و ششم
این دل لعنتی بندرگاه تمام کشتی های نیامده است . روزی او هم رخت بر می بندد و به سمتی آرام پارو می زند . / لی
کلام شصت و پنجم
وقتی بدونی سهمت از زندگی فقط سکوته ، دیگه هیچ وقت فریاد نمی زنی .../ رضا
تمام قصه های تمام نشده هم با رفتن کسی تمام می شود - داستان کوتاه
- بعضی یادگاری ها وجود خارجی شون تنها یک لحظه است . شاید از یک لحظه هم کمتر . متوجه منظورم که هستی ؟
- اوهوم .
- خواستم بگم هرچی فکر می کنم اون لحظه رو بیاد نمیارم . انگار همش خیالاتم بوده .
- بعضی وقتا هم آنقدر خیالات بهت نزدیک می شن که انگار واقعیت داشته .
این جز آخرین مکالماتشان بود ، بعد از خداحافظی قطع می کنند .
کلام شصت و چهارم
صبح که از خواب پا میشیم ، می بینیم تمام زیبائی های زندگی رویائی بیش نبود ... / رضا
کلام شصت و سوم
الان دو گروه معنی آزادی را خوب می فهمند . معدنچیان شیلی و ملت ایران ... / لی
پیش تر در اینجا
دفتر انتقادات و پیشنهادات
کلام شصت و دوم
تاریکی شب سر می برد این روزهای کوته را ، و سحر می چکد بر خاک نمناک خاطرات تاریک ... / لی
تا حالا خبر مرگ خودتو شنیدی ؟
۱ - فردا روز جهانی مبارزه با حکم اعدام است . بازی وبلاگی راه انداخته اند که اگر خاطره ای از اعدام دارید بنویسید . من بیشتر از خود اعدام ، از واژه اش خاطره دارم و آن هم اینکه سو تفاهم ها چه طور می تواند سر شخصی را به باد بدهد . بخشش لازم نیست اعدامش کنید را یادتان می آید ؟ برای یاد دادن خیلی چیزها کارکرد دارد لامصب .
۲- چند شب پیش سه نفر حال مرا با تماس یا مسیج جویا شدند ، از سه نقطه ی ایران ؛ تهران ، یزد ، خوزستان . فکر کرده بودند که مرده ام . دوست بی کاری به این سه نفر یا شاید بیشتر ، پیام فرستاده بود که شهاب به دیار باقی شتافت . بعد از جواب دادن تماس ها و مسیج های رسیده ، به دو چیز فکر کردم یکی اینکه چه دوستان خوبی که بعد از مدت ها باز نگران حالم شدند و دوم اینکه معلوم نیست تعداد دوستان مطلع چند نفر بوده اند که تنها سه نفرشان جرات تماس گرفتن را پیدا کرده اند ؟ باقی حتماً باورشان شده و الان احساس می کنند که واقعاً تمام کرده ام .
۳ - چند وقت پیش دوستی می گفت که اجرای حکم اعدام کشت و کشتار را در جامعه زیاد می کند . و چقدر راحت می شود که خبر مرگ را بی دغدغه گفت و شنید و حتی جان شخص دیگری را گرفت . جان آدمی به راحتی به دست نمی آید که بخواهیم به راحتی هم بگیریمش ...
کلام شصت و یکم
بعضی ها شب خوابیده و صبح بلند میشوند و شاهکارهای بزرگی خلق می کنند ، ما صبح چشمانمان را باز می کنیم می بینیم دلمان گرفته . بدجوری ... / لی
