نویسنده: شهاب

کلام هفتادم

از هیچکس توقع نداشته باشید ، حتی آنهائی که دوستشان دارید و می پندارید که دوستتان دارند ، جز خودتان .

کلام شصت و نهم

انگیزه های من به سادگی سفر می کنند و تو با انگیزه های ساده سفر . و توشه ی راه تو تمام انگیزه های من است ... / لی


سیم زخمت جای نخ ظریف

در ابتدا قصد دارم از اینکه فیلم کشند قرمز توسط برادران رضائی در اختیار اینجانب قرار گرفت تشکر کنم و امیدوارم بتوانم نوشته ی منصفانه ای را ارائه دهم .

***

الف - شروع فیلم کشند قرمز بیننده را مسحور خود می کند و در همان ابتدا نوید اثری را می دهد با تصاویری ناب که پشت هر کدام از پلانهای آن  می توان خاطره ای  را جست . خاطراتی که هر کدام از ما ، در خیابان ها  و ساختمان های رنگارنگ این شهر جا گذاشته ایم ، فیلمساز این بار  بر خلاف آثار گذشته خود دست به تجربه ای می زند که در گذشته فیلمسازی او کمتر دیده شده . چند روایت به ظاهر نا مرتبط که می توان در زیر لایه های آن به ارتباط و پیوستگی اش پی برد . این اتفاق به نوعی در فیلم قبلی برادران رضائی (( جنگ در همسایگی )) هم رخ داد . اما (بیشتر…)

کلام شصت و هشتم

- تا حالا خواب دیدی تو یه شب بارونی دست طرفو بگیری از پنجره طبقه ی چندم یه ساختمون بری بیرون زیر بارون ؟

- آره ...


کلام شصت و هفتم

نام کتابی که احتمالاً در آینده نمی نویسم : تنها پول چرک کف دست نیست ، روزهای خوب هم عمر بلندی ندارند یا چگونه مردها هم ایستگاه های صلواتی رفع نیاز می شوند / لی

تمام قصه های تمام نشده هم با رفتن کسی تمام می شود - داستان کوتاه

- بعضی یادگاری ها وجود خارجی شون تنها یک لحظه است . شاید از یک لحظه هم کمتر . متوجه منظورم که هستی ؟

- اوهوم .

- خواستم بگم هرچی فکر می کنم اون لحظه  رو بیاد نمیارم . انگار همش خیالاتم بوده .

- بعضی وقتا هم آنقدر خیالات بهت نزدیک می شن که انگار واقعیت داشته .

این جز آخرین مکالماتشان بود ، بعد از خداحافظی قطع می کنند .