چرا آدما ایتقدر ادعای انسانیت دارن ؟ وقتی فرق بین آدمو انسان رو درک نکردن ؟ / یک پیام از رضا
نویسنده: شهاب
کلام پنجاه و ششم
معمولا زمانی یک کاری رو انجام نمیدم که درمورد انجام دادنش با دیگران حرف بزنم / لی
روزی به نام سینما
امروز روز سینماست . گویند در این روز میزرا ابراهیم خان عکاسباشی که همراه مضفر الدین شاه به سفر اروپا رفته بود ، تعدادی از وسایل سینمائی را با خود به ایران آورد . حالا همین دلیلی شده که ۲۱ شهریور ماه را در ایران به عنوان روز سینما می شناسند . به هر حال همین که در طول یکسال یک روز به سینما اختصاص داده شده فی نفسه عمل خوشگونی ست . اما تنها چیزی که همین خوشگونی را به کام همه تلخ می کنند وضعیت کنونی سینماست که اصلا قصد اشاره به آن را ندارم ، تنها کافیست سری به سینماهای شهر بزنید . خواهید دید که جه طور همین فیلمهای به اصطلاح طنز اشک شما را در می آورند . البته این وضعیت تنها در صورتی ست که شما از مخاطبان خاص سینما هستید و حداقل چند فیلم اروپائی را درطول عمرتان دیده اید ، متوجه خواهید شده که این تنها یک نمونه از وضعیت بغرنج سینماست . وضعیتی که نه تنها درمان دردی نیست بلکه خود درددیست بر دردهای دیگر جامعه . البته پیش بینی همچین جمله ای از زبان جناب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که اگر در سینمای۱ کشور فرهنگ بسیجی وجود نداشته باشد آن سینما را با خاک یکسان می کنیم هم دور از انتظار نیست . چون وزیر محترم علوم هم چند وقت پیش در مورد دانشگاهها همچین جمله ای را بیان کرده اند . به هر حال این روز را به تمامی اهالی سینما و دوستداران آن تبریک می گویم ...
۱ - منظور تمامی جنبه های سینما اعم از پیش تولید ، تولید وپس تولید است .
پ. ن : سال گذشته در همچنین روزهائی بود که با تعدادی از اهالی سینما عکسی یادگاری گرفتیم که می توانید آن را در اینجا ببینید .
پ . ن ۲ : یکی از کارهای قدیمی ام را گذاشته ام در پست قبل .
خاطره : چند روز پیش برادرزاده ام که هفت سال بیشتر ندارد رو به من گفت : عمو یه فیلم بساز که من هم توش بازی کنم . می خوام نقش یه نفر رو بازی کنم که تیر خورده افتاده روی زمین ، بعد میاد بلند شه یکی میاد یه تیر خلاص بهش می زنه دیگه میمیره . ( به ۱۰ ثانیه هم قانعه 🙂 )
کلام پنجاه و پنجم
در دورترین فاصله موجود تو برایم دست تکان می دادی ومن حرفایت را خوب گوش میدادم و گویی که قرار نیست تو حرفایم را بشنویی پس همچنان دور باش دور دور / امان / یک کامنت خوب در اینجا
کلام پنجاه و چهارم
برای اینکه سختی نکشی باید خیلی سختی بکشی ..... / بسی حالمان گرفته است
ماهی که گذشت ...
***
۱-ماه رمضان تمام شد و هیچ چیزی درمن تغییری نکرد . حتی وزن هم کم نکردم .
۲ - سالی یک دوست را به خاطر سوء تفاهم از دست می دهم . ۸۷ به خاطر یک خبر ، ۸۸ به خاطر رایت نشدن یک دی وی دی و ۸۹ هم به خاطر نرسیدن یک اس ام اس که در همین ماه رمضان اتفاق افتاد . اگرچه با تمامشان در رابطه هستم و هنوز دوست من محسوب می شوند ، اما احساس می کنم دیگر با من مثل روز اول بر خورد نمی کنند ، ای کاش همه ی ما قبل از هر تصمیمی با طرف مقابل حرف می زدیم و بعد با قطعیت در رفتارمان تغییر ایجاد می کردیم . نمونه ی همین اتفاق هم جلوی خودم بین دو دوست تزدیک پیش آمد . از هر دو طرف خواستم که با هم حرف بزنند اما هر کدام طرف مقابل را مسئول مشکل پیش آمده می دانستند .
۳ – در ایام ماه رمضان فرصتی شد تا با آقای شهیدی صاحب کتاب فروشی مجتمع سیتی سنتر کمی حرف بزنم . رمضان امسال برای اولین بار صدای ربنای شجریان هم در همان مجتمع سیتی سنتر می شنیدم . در یکی از همین ملاقات ها آقای شهیدی دو کتابی که چند سال پیش در بندرعباس ترجمه و در انتشارات خودش چاپ کرده بود را نشانم داد . البته نسخه ای از آنها را هم به خودم داد که در عکس پائین آن را می ببینید . اگر چه کتابی را هم در سال ۶۷ ترجمه کرده بود که نسخه ای را همان لحظه در دسترس نداشت .
کلام پنجاه و سوم
خانم آنجلینا جولی که به خاطر سیل های طبیعی رفته پاکستان ، به خاطر سیل های پی در پی حماقت آدم های کوته فکر سری به ایران نمی زنه ؟ / لی
ویراژ دادن میان جنازه های اطراف جاده
همیشه در توصیف ذهنیات خودم به دیگران این طور می گفتم : اگر مغز من رو باز کنند ، دنیا رو لجن بر می داره . اما جدیداً علاوه بر آن ، متن دیگری هم اضافه شده که احتمالاً به خاطر طولانی بودنش هیج وقت در گفت گوهایم آن را سطر به سطر برای طرف مقابل نخوانم و باز به همان جمله ی بالا بسنده کنم . این متن در ادامه آمده ... (بیشتر…)
خیانت از نوع خودی
خیانتی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در حق مردممان ، سالیان سال و مخصوصا در این یک سال اخیر مرتکب شده غیر قابل انکار است حالا چه با دروغ ها و اخبار ضد و نقیضی که هیچ گاه نمی توان به آنها اعتماد نمود و چه با پخش برنامه ی به اصطلاح آبکی خود که باعث شده کم کم مخاطبین خود را از دست بدهد که حتی در مواردی دست به دامان پارازیت انداختن به روی شبکه های ماهواره ای شده که قطعاً با پاک کردن صورت مسئله هیچگاه قادر به بازگرداندن مخاطبین پیشین خود که حاضر بودند سطحی ترین برنامه های تلویزیون را تا پاسی از شب دنبال کنند نیست . اگرچه هر ساله هستند برنامه هایی که از زیر تیغ سانسورهای شدید صدا و سیما حالا نه کاملا سالم بیرون می آیند و با هزار وصله و پینه به روی آنتن می روند که در این فضای خفه ی رسانه ای قابل تقدیرند اما به نظر می رسد که هوز کافی نیست و برای رسیدن به حد ایده آل نه ، بلکه متوسط هم راه زیادی پیش روست .
در این میان از خیانتی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (بیشتر…)
کلام پنجاه و دوم
در حوالی پسرفتم . چند قدم که از تو عبور کنم ، می رسم به همان نقطه که با هم شروع کرده بودیم . / لی

