زیبائی از تو آغاز شد ، وقتی که قطره قطره خون زمین به انتظار دستان سپید تو بود . / لی
نویسنده: شهاب
کلام سی و هشتم
دنیا پر از حرکت پاهای کسانیست که همچنانکه اظهار دوستی می کنند ، طناب دار تو را نیز می بافند. / ؟
دروازه های استانبول THE GATES OF ISTANBUL
این اثر از خانم لورنا مک کنیت است . شخصی که موسیقی پر طرفدار « تانگو به اورا » را از او شنیده اید ، اثری که همه آن را در ایران با نام گل ارکیده میشناسند . موسیقی که بارها توسط هموطنان عزیز با ترانه های مختلف اجرا شده است . در برخی از کارهای او فضای شرقی را به راحتی می توان حس کرد ، نمونه ی خوب آن تک آهنگ مارکوپولو است که شما را از خاور میانه برداشته و به خاور دور می برد .
کاری که هم اکنون می شنوید اثریست به نام دروازه های استانبول از آلبوم « An Ansient muse » ، این آلبوم هشتمین آلبوم خانم مک کنیت است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شده است .
[audio:http://leee.ir/wp-content/uploads/The-Gates-Of-Istanbul.mp3|titles=The Gates Of Istanbul]
لورنا مککنیت ( Loreena McKennitt ) ( زادهٔ ۱۷ فوریه ) خواننده ، نوازنده و پیانیست کانادایی است . او ترانههایی آمیخته از سبک کِلتیک همراه با عصر جدید میسازد . مککنیت در موردن ، مانیتوبا به دنیا آمد و والدین وی ، جک و آیرین مککنیت از تبار ایرلندی و اسکاتلندی بودند . لورنا در سال ۱۹۸۱ به استراتفورد ، انترایو ، جایی که هنوز هم در آنجاست ، رفت و اولین آلبوم خود را با نام بنیادی عرضه کرد . او پس از به نمایش درآوردن اولین اثر تولید شده توسط خودش به شهرت جهانی رسید . *
متن ترانه را می توانید در ادامه مطلب بخوانید .
امروز روز بیست و دو خرداد است ، من راز فصل ها را ...
امروز صبح بیست و دوم خردادماه است . یک سال گذشت از خاطرات شیرین و تلخ ایام قبل و بعد از انتخابات که همه چیز بود غیر از انتخابات . اتفاقی که باعث شد امروز دست به نوشتن ببرم ، ویدئوی تلخی بود که اول صبح یا بهتر بگویم دقایقی پیش دیدم ، تصویر جدیدی از لحظه ی کشته ی شدن ندا آقا سلطان . زاویه ای که به وضوح نشان می داد که چه طور ندا رفت . لحظه جان دادنش که سرش را بالا آورد ، کامل جان داد و افتاد ... شاید اگر چند شب پیش با چند روز تاخیر فیلم برای ندا را نمی دیدم . شاید اگر شب قبل چند دقیقه از مستند دروغین تقاطع که تلویزیون ایران برای کشته شدن ندا ساخته بود را نمی دیدم هیج انگیزه ای برای دوباره دیدن این صحنه ی دردناک پیدا نمی کردم . بعد از دیدن آن صحنه با وبلاگ دیگری مواجه شدم که به جزئیات ماجرا پرداخته بود که لحظه شلیک را نشان می داد و ندا و استادش هم بودند در تصاویر و عکس ها. زنی که با دیدن صحنه دیوانه وار جیغ کشید ...
به هر حال یکسال گذشت و بدتر از همه چیز این است که تصاویر قتل ندا که هیچ ، هیچ تصویر دردناکی آن دلهای سنگی را که باید آب کند ، نمیکند .
اگر پایان فیلم تقاطع را دیده اید بی زحمت در قسمت کامنت ها بگوئید که چه شد . شاید پنج دقیقه نشد تمام پلان هائی که از این فیلم دیدم .
کلام سی و هفتم
ما را با چترهایمان اعدام می کنند ، آن روز که باران ببارد / لی
کلام سی و ششم
اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید./ مارک فیشر
خرداد
سالمرگ ها
به پای هم پیر می شوند
و سالگردها
می گردند
به دور سالی که تو با
چشمانی باز رفتی
برای پیشواز سالمرگ احترام به شعور شهروند ایرانی
یزد - دوستان
کلام سی و پنجم
اگر خواهان تماشای ستارهها هستی ، تاریکی شرط ضروری دیدن آنهاست / آنی ویلارد
بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش
از ایـــران و از ترک و از تازیـــان / نژادی پدیـــد آید اندر میــــــان
نه دهـقـان ، نه تـرک و نه تـازی بود / ســخن ها بـــه کـــردار بازی بود
هـمـه گـنـج ها زیر دامـان نهـنـد / بکوشـند و کوشش به دشـمن دهـنـد
به گـیـتـی کـسـی را نـمانـــد وفــــــا / روان و زبـــانـهـا شــود پــر جــفـا
بــریــزنــد خــون از پــی خواســتـه / شـــــود روزگــــار بــد آراســتـــه
زیــان کســان از پـی سـود خـویـش / بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش
در برخی منابع نوشته بود که این شعر از فردوسی است . اما از آنجائی که منابع یافته شده برای من قابل قبول نبودند بدون اسم جناب فردوسی این شعر را می گذارم . به هر حال از هر شاعری که باشد ارزش چند بار خواندن را دارد ...

