نویسنده: شهاب

چرتکه بزن ببین چقدر میشه

متنی را خواندم درباره ی فیلم به اصطلاح مستندی که برای قتل ندا آقا سلطان ساخته بودند به نام تقاطع . به نکته ای اشاره کرد که مرا به یاد جریانی  انداخت که حدود یک سال از آن می گذرد ، به عکس زیر دقت کنید .

حساب کنید سرانگشتی ( می توانید برای راحت تر شدن کارتان به پست قبلی هم مراجعه کنید ) ، ببینید این طرفدار آقای احمدی نژاد چقدر باید به دولت بپردازد ؟

اگرچه از این دست عکس ها زیاد بود اما این را به طور اتفاقی سرچ  کردم که آمد ...

دروازه های استانبول THE GATES OF ISTANBUL

لورنا مک کنیت

این اثر از خانم لورنا مک کنیت است . شخصی که موسیقی پر طرفدار « تانگو به اورا » را از او شنیده اید ،  اثری که همه آن را در ایران با نام گل ارکیده میشناسند . موسیقی که بارها توسط هموطنان عزیز با ترانه های مختلف اجرا شده است . در برخی از کارهای او فضای شرقی را به راحتی می توان حس کرد ، نمونه ی خوب آن  تک آهنگ  مارکوپولو است  که شما را از خاور میانه برداشته و به خاور دور می برد .

کاری که هم اکنون می شنوید اثریست به نام دروازه های استانبول از آلبوم « An Ansient muse » ، این آلبوم هشتمین آلبوم خانم مک کنیت است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شده است .

[audio:http://leee.ir/wp-content/uploads/The-Gates-Of-Istanbul.mp3|titles=The Gates Of Istanbul]

لورنا مک‌کنیت ( Loreena McKennitt )  ( زادهٔ ۱۷ فوریه )  خواننده ، نوازنده و پیانیست کانادایی است . او ترانه‌هایی آمیخته از سبک کِلتیک همراه با عصر جدید می‌سازد . مک‌کنیت در موردن ، مانیتوبا به دنیا آمد و والدین وی ، جک و آیرین مک‌کنیت از تبار ایرلندی و اسکاتلندی بودند . لورنا در سال ۱۹۸۱ به استراتفورد ، انترایو ، جایی که هنوز هم در آنجاست ، رفت و اولین آلبوم خود را با نام بنیادی عرضه کرد . او پس از به نمایش درآوردن اولین اثر تولید شده توسط خودش به شهرت جهانی رسید . *

متن ترانه را می توانید در ادامه مطلب بخوانید .

(بیشتر…)

امروز روز بیست و دو خرداد است ، من راز فصل ها را ...

امروز صبح بیست و دوم خردادماه است . یک سال گذشت از خاطرات شیرین و تلخ ایام قبل و بعد از انتخابات که همه چیز بود غیر از انتخابات . اتفاقی که باعث شد  امروز دست به نوشتن ببرم ، ویدئوی تلخی بود که اول صبح  یا بهتر بگویم دقایقی پیش دیدم ، تصویر جدیدی از لحظه ی کشته ی شدن ندا آقا سلطان . زاویه ای که به وضوح نشان می داد که چه طور ندا رفت . لحظه جان دادنش که  سرش را بالا آورد ، کامل جان داد و افتاد ... شاید اگر چند شب پیش با چند روز تاخیر فیلم برای ندا را نمی دیدم . شاید اگر شب قبل چند دقیقه از مستند دروغین تقاطع که تلویزیون ایران برای کشته شدن ندا ساخته بود را نمی دیدم هیج انگیزه ای برای دوباره دیدن این صحنه ی دردناک پیدا نمی کردم . بعد از دیدن آن صحنه  با وبلاگ دیگری مواجه شدم که  به جزئیات ماجرا پرداخته بود که لحظه شلیک را نشان می داد  و ندا و استادش هم بودند در تصاویر و عکس ها. زنی که با دیدن صحنه دیوانه وار جیغ کشید ...

به هر حال یکسال گذشت و بدتر از همه چیز این است که تصاویر قتل ندا که هیچ  ، هیچ تصویر دردناکی آن  دلهای سنگی را که باید آب کند ، نمیکند .

اگر پایان فیلم تقاطع را دیده اید بی زحمت در قسمت کامنت ها بگوئید که چه شد .  شاید پنج دقیقه نشد تمام پلان هائی که از این فیلم دیدم .

خرداد

سالمرگ ها

به پای هم پیر می شوند

و سالگردها

می گردند

به دور سالی که تو با

چشمانی باز رفتی

برای پیشواز سالمرگ احترام به شعور شهروند ایرانی