از ایـــران و از ترک و از تازیـــان / نژادی پدیـــد آید اندر میــــــان
نه دهـقـان ، نه تـرک و نه تـازی بود / ســخن ها بـــه کـــردار بازی بود
هـمـه گـنـج ها زیر دامـان نهـنـد / بکوشـند و کوشش به دشـمن دهـنـد
به گـیـتـی کـسـی را نـمانـــد وفــــــا / روان و زبـــانـهـا شــود پــر جــفـا
بــریــزنــد خــون از پــی خواســتـه / شـــــود روزگــــار بــد آراســتـــه
زیــان کســان از پـی سـود خـویـش / بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش
در برخی منابع نوشته بود که این شعر از فردوسی است . اما از آنجائی که منابع یافته شده برای من قابل قبول نبودند بدون اسم جناب فردوسی این شعر را می گذارم . به هر حال از هر شاعری که باشد ارزش چند بار خواندن را دارد ...

