مدتیه که یادم میره شمارتو پاک کنم . می ترسم یــــه روز اشتباهی بگیرمش
نویسنده: شهاب
کلام هفدهم
فحش دو پهلو / آنقدر انسان روی زمین هست . چرا کسی گیر نمیده به من ؟ / لی
این نامه ایست که هیچ وقت به دستم نرسید
* زمان خوردن انسانها توسط همدیگر تمام شده . یا شاید هم این رسم نبوده و تنها بعضی جاها می خوردند و هنوز هم رسم دارند که البته اگر اینجور بود باید تنها یک نفر در نهایت زنده می ماند و او هم پس از مدتی می مرد... پس احتمالا دیگر وجود ندارد .
* به گناهکار ترین انسان روی زمین هم اندکی فرصت برای حرف زدن می دهند حالا نه حتماً برای دفاع ، شاید خواست وصیت کند .
* این زبان صاحب مرده برای کلام است و چشیدن . حالا نه خواستیم مزه ی خونت را بچشیم و نه دفاع کنیم .
حداقل می توانستم بپرسم که چه گناهی کرده ام ؟
کلام شانزدهم
تقصیر همه ی سو تفاهم ها زیر سر زبان است / شازده کوچولو
کنسرت دف نوازی
پنجشنبه عصر ، دوم اردیبهشت ، ساعت هفت و نیم کنسرت دف نوازی کروه شیدا - بندرعباس ، فرهنگسرای طوبی
کلام پانزدهم
خبرهای راست اونیه که بهت می گن . خبرهای راست تر اونیه که بهت نمی گن / لی
مدرسه ای که خاطره شد
این عکسی از مدرسه نجمیه است . مدرسه ای که چهارم و پنجم دبستانم رو توش گذروندم. مدرسه ای که به واسطه اون با کانون پرورشی آشنا شدم .
خرابه ی مدرسه نجمیه
اینها تخته سیاهائیه که روش نوشتیم و چیز یاد گرفتیم . خانم عبدلی ، معلم کلاس چهارم و اون معلم کلاس پنجمی که هیچ وقت تویوتای سبز قدیمیش رو عوض نکرد . یا شاید هم نتونست عوض کنه . بعد از چند سال من تغییر کردم و معلمم باز با همون ماشین قدیمیش میومد و می رفت ، همیشه بی تفاوت از کنارش رد شدم... خدا منو ببخشه .
*[ پائین بودن کیفیت عکس هم به خاطر موبایلی بودن عکسه . خودتون در نظر بگیرید که عکسی با دوربین وی جی ای چی میشه دیگه ... ]
کفش های خواب آلود
کفش هایم خسته
اما من
به دنبال تو
با همین کفش های بی رمق
که کم کم
خواب تو را می بینند
خیابان ها را یکی یکی
در خمیازه ای بلند
فرو برده ایم
کلام چهاردهم
- جات خالی امروز رفتیم دربند .
- منم تو بندر بودم .
/ یک مکالمه تلفنی
کلام سیزدهم
تا کنون هر رفتاری که داشته ام تنها سخیف نمودن خودم بوده و بس / لی