اخیرا با دوستی حرفم شد. در لابهلای حرفها همان گزاره معروف را حوالهام کرد. «شما قدرت دستتون نیست، وگرنه از اینها بدترید.» منظورش من بود که اگر قدرت داشتم از مسببین وضعیت کنونی بدتر میبودم.
امروز خبری خواندم مبنی بر اینکه یک عامر به معروف از روی یک زن به اصطلاح بدحجاب دو بار با ماشینش رد شده.
من و شما سالهاست بیشک در دستهی دیگری قرار داریم. دستهای که مستحق آن هستیم که با ماشین از رویمان رد شوند. تا الان که رد نشدهاند دلیل قانع کننده نداشتند یا فرصتش پیش نیامده.
این جوی وسطبازی مدتهاست گشاد شده. نمیشود یکجا همصدا با ظلم و شر شد یک جا هم ادای مردم عادی را در آورد.
ما که قدرتی دستمان نیست، آنقدر هم دیوانه نیستیم با ماشین از روی کسی رد شویم. اما اگر یکجا خواستند به شما القا کنند شما و آنکه با ماشین از روی ملت رد میشود در یک دسته هستید مطمئن باشید با یک مالهکش همدست شر طرفید.
نویسنده: شهاب
بیست کهنالگوی پیرنگ
«بیست کهنالگوی پیرنگ» به یکی از بنیادیترین مباحث روایت در آثار داستانی چون رمان و فیلمنامه میپردازد. مبحثی که از دل اساطیر و قصههای کهن سر برآورده و همواره از اصلیترین ارکان شکل دادن به آثار داستانیست. در این کتاب به بنیادیترین پیرنگها پرداخته شده و به سادهترین شکل با شیوه کاربرد آن در آثار سینمایی و داستانی اشاره کرده است.
بیست کهنالگو همراه با مثال از آثاریست که خواندن و دیدن آنها به درک بهتر مباحث کمک میکند. این کتاب به علاقمندان نوشتن آثار داستانی، فیلمنامه و نمایشنامه به شدت توصیه میشود.
بیست کهنالگوی پیرنگ از رونالد بی.توبیاس توسط ابراهیم راهنشین در نشر ساقی ترجمه شده است.
تراس / روال عادی
دو نمایشنامه تراس و روال عادی در مجموعه نمایشنامههای بیدگل از ژانکلودکریر به چاپ رسیده است. دو نمایشنامهای که دو دنیای متفاوت را به تصویر میکشد. در نمایشنامه تراس که تا حدودی فضای سوررئالی نیز دارد، داستان خانهی زوج جوانیست که توسط زن برای فروش گذاشته شده است. مرد که از تصمیم همسرش خبر ندارد با تصمیم دیگر زن که همان ترک کردن اوست مواجه میشود. در این بین زنی به نمایندگی از معاملات املاکی مشتریان مختلفی را برای خرید خانه میآورد. در مقطعی تمامی شخصیتها درگیر خانه، رفتن زن، افتادن مشتریها از تراس و حتی علاقمندی یکی از بازدیدکنندگان نسبت زنی که قصد رفتن دارد میشوند. در نهایت شخصیتها خانه را ترک میکنند و شوهر سابق زن میماند و مردی که با دیدنش عاشقش شده.
در نمایشنامه روال عادی داستان مخبری را دنبال میکنیم که حالا توسط مافوق خود به خاطر پارهای از توضیحات فراخوانده شده است. گفتوگویشان که انگار خبر از به دردسرافتادن خبرچین را میدهد به جایی میرسد که مافوق جایگاهش تهدید میشود و ممکن است به سرنوشت همکار قبلی خود دچار شود. عاقبتی که جایی جز زندان نیست.
هر چه نمایشنامه تراس پر از نشانهها و فضاسازی منحصربفرد است، نمایشنامه روال عادی یک شخصیتپردازی حساب شده و قرار دادن دو کاراکتر در دو موقعیت متفاوت و جابهجا شدن این موقعیتها را به خوبی نشان میدهد. نمایشنامه تراس تمرین خوبی برای تحلیل نشانهشناسی و نمایشنامه روال عادی تمرین خوبی برای تحلیل روانشناختیست. این دو نمایشنامه در یک کتاب و در مجموعه نمایشنامه اروپایی نشر بیدگل توسط اصغر نوری ترجمه شده است.
تبعید به خاطر تبعید
امشب بعد از سالها پدرم روایتی رو گفت که تا به امروز ازش اطلاعی نداشتم.
سالها میدونستم پدربزرگم در گذشتههای دور به خوزستان مهاجرت کرده اما نمیدونستم چرا. یعنی در تصورم این بود به خاطر شغلش منتقل شده اما انگار اینطور نبوده.
پدربزرگم در گارد گمرک اسکله بندرعباس شاغل بوده، رضاشاه برای تبعید به اسکله بندرعباس میاد. پیش از رفتنش، پدربزرگم چند کلامی همصحبتش میشه. چند کلام همان و تبعید کردن اون هم به خوزستان همان.
عجیب بود برام، عجیب.
این تناقض همیشگی که با من است
سرشب توی اینترنت دیدم مردی در روستایی یک مار کبرا پیدا کرده بود که بین خاروخسی داشت برای نجات تقلا میکرد. مار را نجات داد و رفت که توی جنگل رها کند، زمانی که بطری را نزدیک مار آورد. مار تشنه عین یک جوجه که منتظر غذای مادرش باشد دهانش را باز کرد. مرد از توی بطری به مار آب داد. صحنه زیبایی بود. اولین بار بود که میدیدم مار اینقدر در نقطه ضعف گیر کرده که چشم به بطری آبی دوخته که مرد میخواست در دهانش بریزد. دلم برای تمام این ویژگیهای مشترک بین تمام موجودات ضعف رفت، اما همین خود من بعدازظهر با دمپایی کوبیدم بر فرق ملاج مارمولکی که عین هر موجود دیگری داشت برای حفظ بقا از دستم فرار میکرد.
درباره «پدر»
فلوریان زلر نویسنده فرانسوی که در چند سال اخیر چند نمایشنامه از او به زبان فارسی ترجمه شده فیلم «پدر» محصول ۲۰۲۰ را در کارنامه خود دارد. فیلمی که در نودوسومین جایزه اسکار ۶ نامزدی و ۲ جایزه از جمله بهترین فیلمنامه اقتباسی را برایش به ارمغان داشته است. فیلم اگر چه داستان سادهای دارد اما جزئیات مهم زندگی مردی را در آستانه آلزایمر به تصویر میکشد. شرایط سختی که ذره ذره شدت پیدا کرده و او را به تنهایی در یک خانه سالمندان هدایت میکند. چیزی که فیلم پدر را متفاوتتر از نمایشنامههای زلر میکند، استفاده از امکانات سینمایی همچون تدوین است که توانسته شرایط آلزایمر مرد را به بهترین شکل نمایش دهد، تکرارها، تکثیر شخصیتها و تغییر فضاها با یک برش ساده تمام چیزهاییست که زلر برای به تصویر کشیدن آلزایمر یک پیرمرد نیاز دارد. شاید بتوان «پدر» را موفقترین فیلمی که تا کنون برای درک بهتر شرایط شخصی که دچار آلزایمر شده، ساخته شده دانست. تجربهای که کارگردان مخاطبش را در شرایط شخصیت دارای آلزایمرش قرار میدهد. دیدن فیلم «پدر» در انبوه آثار سینمایی غیر قابل دیدن توصیه میشود.
یادداشتهایی برای فیلمهای داستانی دهمین جشنواره فیلم اردیبهشت
دهمین جشنواره فیلم اردیبهشت در بهار سال ۱۴۰۰ که با وقفهای هفت ساله به صورت آنلاین برگزار شد، این حسن را داشت که بتوان همه فیلم ها را در یک فرصت مناسب چند باره دید. از بین آثاری که به صورت آنلاین اکران شدند تمامی آثار داستانی را دیدم. آثاری که در صورت تداوم می توان به بالندگی سینمای استان در زمینه تولید آثار داستانی در سالهای آینده امیدوار بود.
از بیستوهشت اثر داستانی راه یافته به دهمین جشنواره فیلم اردیبهشت بیستوشش اثر در اکران آنلاین این رویداد حضور داشتند که پیرامون هر کدام یادداشت کوتاهی نوشتهام. یادداشتی که بیشتر فیلمنامه این آثار را مورد توجه قرار میدهد. (بیشتر…)
دهمین جشنواره اردیبهشت یا چهطور به اعتبار یک جشنواره ضربه بزنیم؟
(این متن پس از اعلام کاندیدهای دهمین جشنواره اردیبهشت نوشته شده است.)
پس از اعلام فراخوان جشنواره اردیبهشت و ارسال تعدادی آثار به دبیرخانه، با شیوع ویروس کرونا جشنوارهای که قرار بود در سال ۹۹ برگزار شود با یک سال و یک ماه تاخیرِ بیشتر به صورت آنلاین برگزار میشود. شیوهای که باعث بیشتر دیده شدن فیلمها و شناخت بیشتر مخاطبها از جشنواره شد. اما رعایت چند مورد ساده میتوانست از هر مساله جدیای جلوگیری کند؛
- هیئت انتخاب از بین ۱۲۰ اثر رسیده به دبیرخانه بیش از هفتاد اثر را پذیرفته. این میزان آثار پذیرفته شده نسبت به آثار ارسالی نادر است. اگر جشنواره اردیبهشت محلی برای دیده شدن طیف وسیعی از آثار تولیدی استان است باید حتما محلی برای رقابت طیف وسیعی از آثار هم باشد؟
فیلمهایی که در حد اتود هم به نظر نمیرسند چه لزومی دارند که باید حتما در یک فضای رقابتی جای بگیرند. بخش جنبی یا بخش خارج از مسابقه را به همین دلیل در جشنوارهها قرار دادهاند. لزوم حفظ برخی بخشها در حالی که آثار قابل توجهِ خوبی به آنها ارسال نشدهاند برای چیست؟ - چرا دبیرخانه جشنواره از برخی اصول خودش هم عقبنشینی میکند؟ وقتی یک بخش به آثار ملی با عنوان خلیجفارس (که انگار به خوبی برای فیلمساز و هیئت انتخاب و حتی هیئت داوری تعریف نشده) اختصاص دادهاید چرا باید بپذیرید داورها برای آنها تصمیم بگیرند که فیلمی از بخش ملی بیاید با سایر آثار استانی رقابت کند. کدام جشنواره را در دنیا سراغ دارید که اینهمه از قوانین خودش در مقابل تصمیم داورهایش عدول کند؟
آیا بهتر نبود به جای این وضعیت از داور خواسته میشد در هر بخشی که اثر قابل توجهی نیست از دادن جایزه در آن بخش خودداری کند؟ - کدام جشنواره را سراغ دارید که به عنوان بهترین تهیهکننده جایزه بدهد؟ آنچه ما سراغ داریم جایزه بهترین فیلم است که به بهترین تهیهکننده داده میشود. این عنوان بهترین تهیهکننده از کجا آمده؟
بنده شهاب آبروشن نویسنده، تهیهکننده و کارگردان فیلم کوتاه «یک تماس از دست رفته» با احترام به سایر عوامل تولیدی این فیلم اعلام میکنم آثار شایسته دیگری میتوانستند فرصت کاندید شدن در بخشهای مختلف این جشنواره را بدست بیاورند. آثار خوبی که به حق جایشان در بین کاندیدها خالی بود.
چرا؟ چرا؟ چرا؟
+ چرا به کودک بلوچ شلیک کردید؟
– به کودکان سایر اقوام هم شلیک کردیم.
مهمترین کار بشر در جهان هستی
رسیدن به یک ذهن آرام. یا به قول شاعر: بیخیالی دل راحت کاشکه بیشمار شبودَ.