شهاب

چرا برخی رفتارها در توئیتر آزار دهنده‌ است؟

در کنار هر جریان سیاسی و اجتماعی در توئیتر تنها یک چیز خیلی بیش از پیش به چشم می‌آید و آنهم این است‌ که اکثر‌ کاربرها سعی دارند تا گوی طنازی و نوشتن توئیت‌هایی به اصطلاح دندان‌شکن را از هم بربایند. اما متاسفانه برخی مواقع رفتارها و گفته‌ها فاقد شناخت و دانش کافی از سوی ‌گوینده‌ست. گاهی نظرات بی‌پایه و بر اساس جو بوجود آمده‌ی توئیتر است. من فلان حرف را می‌زنم چون فلانی و فلانی هم همین را گفتند، یا من فلان حرف و نظر را خنده‌دارتر و با پتانسبل لایک خوردن بیشتر می‌نویسم. من آدم رکی هستم که سطح سواد و دانش سیاسی، اجتماعی، فرهنگی‌و‌ هنری‌ام بیشتر از باقی‌ست. شاید بزرگترین مانع از رسیدن به یک جامع کاملا آگاه، نبود یک تفکر مستقل است‌. تفکری که بر اساس جو یک‌ عده که غالبا دنبال‌کننده‌ی بیشتری دارند شکل نگرفته است. و هر فرد پیش از انتشار نظرش کمی بیشتر به آن فکر کرده و در آن مورد ابتدا خودش را پرسشگر می‌بیند تا قاضی.

شهاب ۲ دیدگاه

این بچه‌های گمراه

فیلم‌ ساختن عین بزرگ کردن بچه می‌مونه، تا اون موقع که کامل بشه، مثل این می‌مونه که براش هزار تا آرزو داری که خوش‌بخت بشه. و امان از اون روز که یکی بیاد بگه: بچه‌ت خورده شیشه داره. دنیا خراب میشه سرت…

شهاب دیدگاهی بنویسید

درباره فیلم My Joy

چرا فیلم My Joy فیلم مهمی است؟
اگر خلاصه ای از این فیلم را بخواهیم مرور کنیم در واقع داستان پدری‌ست که مدت‌ها به خاطر جنگ نمی‌تواند به شغل سابقش یعنی معلمی برگردد، او منتظر است تا جنگ تمام شده و شرایط به حالت عادی بازگردد. او یک شب به دو سرباز هم وطنش غذا و جا برای خواب می‌دهد اما سربازها صبح او را می‌کشند. چند سال بعد پسر معلم بزرگ شده و وارد کار ترانزیت کالا می‌شود. او نیمه شب یکی از دفعاتی که باید محموله‌ی آردی را جابه جا کند با چند دزد و راه‌زن روبرو می‌شود.
قطعا داستان فیلم به شیوه ای که بالا ذکر شد روایت نمی‌شود. زیبایی فیلم My Joy  در این است که روایت زندگی این مرد را در چند مقطع مهم کلاژ کرده و روند استحاله او را از یک شهروند عادی به یک قاتل را در چند مقطع مهم زمانی نشان می‌دهد. برش داستان از حال به گذشته و سپس آینده، به شیوه‌ای که بیننده تمامی رفتارهای جنون آمیز او را قبول می‌کند. این شیوه شیوه جدیدی برای سینما نیست اما برای بیننده‌ای که خود در تکمیل رفتارها و داستان زندگی مرد شریک می‌شود شیوه مناسبی به نظر می‌رسد. کارگردان به زیرکی بخش‌هایی از فیلم را مخفی می‌کند، بخش‌هایی که برای بیننده‌ی کنجکاو هزاران داستان نگفته را روایت می‌کند. شاید این یکی از مهم‌ترین دلایلی‌ست که فیلم My Joy را نسبت به بسیاری از فیلم‌ها متمایز می‌کند. (شریک شدن بیننده در تکمیل آن).
چیزی که شخصیت اصلی فیلم را به یک قاتل تبدیل می‌کند، دیدن جنازه پدرش در کودکی نیست، این رفتار فاشیست گونه‌ایست که سالیان سال پس از جنگ ادامه پیدا کرده و پس از هر اعتمادی یک خیانت را تجربه می‌کند. پس از هر اعتماد یک مرگ و یک خشونت شکل می‌گیرد. و هر شخصی در هر جایگاهی (مخصوصا نظامی) وظایف خود را به درستی انجام نمی‌دهد. انگار هر جا که حضور یک نظامی باشد در نهایت حادثه‌ی تلخی رقم می‌خورد. نگاه انتقادی کارگردان بی‌شک به وضعیت حضور اسلحه‌داران در جامعه‌ایست که در آن زیست می‌کند. چه آن نظامی که برای جنگ اعزام شده و چه آن نظامی که مسئولیت کنترل جاده‌ها را به عهده دارد.
شاید پس از دیدن فیلم دیگر صحنه‌ی آغازین آن برایتان آنچنان عجیب و جای سوال نباشد که چرا شخصی را به بدترین شکل ممکن دفن می‌کنند، و اصلا او کیست و چرا همچین رفتاری را سزاوارش دانسته‌اند.
My joy ساخته سرگئی لوزنیتسا محصول ۲۰۱۰ کشور روسیه است که در کارنامه جوایز و نامزدهای خود، نامزدی نخل طلا و دوربین طلای جشنواره کن را نیز دارد.

شهاب دیدگاهی بنویسید

روزنوشته‌ها

بعد از انتخابات تو اینستا اونایی که عکس بنفش پروفایلشون بود و هیچ‌گونه مطالبه‌گری و پرسشگری رو در پیش‌نگرفتن دونه دونه آنفالو کنید

شهاب دیدگاهی بنویسید

ترجمه سند ۲۰۳۰

 چقدر می‌تونه کثیف باشه شخصی که به خاطر بازی‌های سیاسی ننگین خودش به دروغ ملت رو گمراه کنه…


بندهای سند به همراه ترجمه

شهاب دیدگاهی بنویسید

اقلیت

سر زدن به شهرهایی چون یزد، اصفهان، کرمان و حتی زندگی کردن در بندرعباس مرا با مساله مهمی آشنا کرد. در شهر یزد و در محله زرتشتی‌ها، اصفهان محله جلفا، کرمان محله زرتشتی‌ها نزدیک به کوه صاحب‌الزمان و همچنین محله سورو که در غرب شهر بندرعباس اهل سنت در آنجا سکونت دارند همیشه یک آرامش و سکوت قابل اطمینانی وجود دارد. کافی‌ست یکبار در این محله‌هایی که گفتم قدم بزنید. اما هیچ‌وقت دلیل ترس و واهمه‌ی حکومت از اقلیت‌های مذهبی برایم روشن نبوده.

شهاب دیدگاهی بنویسید

روزنوشته‌ها

دو فیلم آخری که دیدم، متاسفانه برخی بی‌منطقی‌ها و تصادف‌های سینمای هالیوود با پلان‌های چشم نواز و‌ طولانی سینمای اروپا در یک نقطه‌ی نامیمون کنار هم جمع شده بودند.
دو فیلم womb و youth.

شهاب دیدگاهی بنویسید

درباره فیلم ZHIT

ژیت به زبان روسی معنی زندگی می دهد. و در واقع می توان فیلم ژیت را هارمونی مرگ و زندگی دانست. سه داستان مجزا که در هر کدام یک نفر به طرز کاملا تصادفی یا به عمد می میرد و حالا نزدیکان آنها باید با این فقدان کنار بیایند. فیلم ژیت یکی از فیلم های خوبی‌ست که در این چند وقت اخیر از اروپای شرقی دیده ام. فیلمی ساده، با بازی های روان، داستانی که شاید در نگاه اول تکراری به نظر برسد، اما عناصر تشکیل دهنده آن اعم از کارگردانی، بازیگری، فضاسازی و شخصیت پردازی های خوب که از یک فرهنگ دور امکان همذات‌پنداری را در بیننده بوجود آورد، این فیلم را در مجموعه آثار ارزشمند سینما قرار می دهد.
فیلم ژیت دست بر روی یک حس مشترک انسانی می گذارد. وقتی عزیزی از دست می رود و حالا او را پررنگ‌تر از همیشه در زندگی‌مان حس می‌کنیم. ژیت مجموعه ای از این حس های مشترک است، با موقعیت هایی که شاید کمتر در آثار سینمایی دیده ایم. پسری که پدرش فوت شده و حالا مادرش به تنهایی سرپرستی او را به عهده گرفته. مادری که شوهرش را از دست داده و حالا پس از ترک الکل منتظر است که پلیس فرزندانش را به او بازگرداند و دختر و پسر جوانی که به تازگی ازواج می‌کنند، علی رغم اینکه پسر به اچ آی وی مبتلاست.
اگر دوست دارید سراسرِ یک فیلم حس‌های گوناگون را تجربه کنید و در نهایت فیلم در ذهنتان ادامه پیدا کند و باز به آن فکر کنید، فیلم ژیت را از دست ندهید.

شهاب دیدگاهی بنویسید

درباره ELLE

فیلم او یا Elle ساخته کارگردان آلمانی پائول ورهوفن است که سال پیش در گلدن گلوب توانست جایزه بهترین فیلم خارجی زبان را دریافت کند. غالبا یکی از مشکلاتی که در مواجهه با فیلم های قصه‌گو با آن روبرو می شویم حماقت شخصیت‌هایی‌ست که با حضورشان در داستان سعی بر ایجاد کشش در روند فیلم می‌کنند. پسر میشل از یک بیماری روانی رنج می برد، اما با همین حال با زنی که انگار بارها به او خیانت کرده ازدواج کرده و از او صاحب یک فرزند سیاه پوست می شود و حتی به خودش نمی تواند بقبولاند که این فرزند او نیست.میشل که در دوران نوجوانی با صحنه خشونت بار قتل عام همسایه ها توسط پدرش روبرو شده بود و حالا او را به عنوان دختر خاکستری می‌شناسند هیچ رفتار عادی در برابر مشکلاتش نشان نمی‌دهد. انگار بعد از گرفتن عکس در همان روز حادثه، میشل حس و حال توی عکس را تا ابد با خود به دوش می‌کشد، آن چهره ی خنثی در عکس در تمامی لحظات زندگی‌اش تکثیر می‌شود. میشل در برابر وحشتناک‌ترین اتفاقات زندگی شخصی‌اش مثل تجـاوز نیز آنچنان باید و شاید واکنش منطقی و یا متداولی را نشان نمی‌دهد. ELLE فیلمی در مورد روابط آزاد جنـسی‌ست. روابط آزاد و بی هیچ تعهدی بین میشل و مرد همسایه که زنی مذهبی دارد. بین مادر میشل و پسری جوان در حالی که پدر میشل هنوز زنده است و در زندان به سر می‌برد. بین عروس میشل با افراد مختلفی که حالا نتیجه‌اش نوزادی سیاه‌پوست است. بین میشل و شوهرِ دوست و همکارش. فیلم پر است از روابط آزاد و بی تعهدی که در نقطه‌ی مرکزی آنها میشل است که در زمان احتیاج به کمک به شخصی زنگ می‌زند که می داند چند هفته قبل به او تجـاوز کرده است. ELLE از طرفی سعی بر آن دارد همچون فیلم‌های بی پروای اروپایی جسارت داشته باشد، از طرفی دلبسته به ساختار فیلمنامه‌های هالیوودی‌ست. ساختاری که در پایان آن باید سرانجام تمام شخصیت ها مشخص شود. سکانسی که همچون وصله‌ی ناجور در انتها خودنمایی می کند. به هر حال این فیلم با اینکه از جنبه‌های روانشناختی و جامعه‌شناختی قابل بررسی‌ست اما در نهایت یک فیلم سرگرم کننده است که در پایان و با شروع تیتراژ برای بیننده تمام می‌شود.

 

شهاب دیدگاهی بنویسید