غالبا در برخورد با فیلم هایی که دو گروه مختلف نظرات کاملا مخالف هم داشتند، نه حتی نزدیک بلکه ۱۸۰ درجه برعکس هم، اون گروهی که نظراتش در چند جمله کوتاه خلاصه شده و فقط خواسته بگه فیلم فیلم مسخره و مزخرفی بوده نه تنها اشتباه می کرده بلکه سطح فیلم دیدن خودش رو در حد سینما پاپکورنی هالیوود پایین آورده. این موضوع رو چندیدن بار در برخورد با فیلم های مختلف دیدم. شخصی که می خواد بگه یک فیلم خوبه یا یک فیلم بده، با دلیل و منطق اون رو بیان میکنه نه در حد یک جمله. خوندن کامنت های زیر لینک های دانلود بعضی از فیلم ها شما رو با عمق فاجعه آشنا می کنه.
نویسنده: شهاب
ایالات متحدهی عشق
ایالات متحدهی عشق ساختهی توماس واسیلفسکیست برندهی خرس نقرهای بهترین فیلمنامهی جشنواره برلین. این فیلم روایتگر زندگی سه زن است که هر کدام درگیر داستان عاشقانهی زندگی خودشان هستند. عشقهایی که در آن غالبا ناکام میمانند. زیبایی این فیلم علاوه برشیوهی روایت که بی تاثیر از تدوین خلاقانهی آن نیست در کولاژ لحظات زندگی این سه زن در تلاقی با یکدیگر و همچنین روایت زن چهارمیست که در پسزمینه به آن پرداخته میشود. زنی که نه داستان عاشقانهای دارد و نه تاکید کارگردان بر پرداختن به زندگیاوست. شخصیتی که در کنار مربیگری ورزش و رقص حالا تبدیل به دلال فیلمهای خاصی شده که شوهرش از آلمان غربی در مقابل دریافت مواد مخدر برای او ارسالشان میکند.
این فیلم به طرفداران سینمای اروپا که آثار بعد از دیده شدن برایشان تمامنمیشود، بلکه در ذهنشان ادامه پیدا میکند توصیه میشود. حتی دو بار دیدن این فیلم شما را درگیر جزئیات بیشتری میکند.
من و حس و حال جشنواره
دو روز پیش در بدو بیدار شدن، با خبر راهیابی دو تا از فیلمهام به جشنواره موج روبرو شدم. از طرفی خوشحال بودم که بعد از مدتها این آثار توفیق اکران جشنوارهای بهشون تعلق گرفت و از طرفی بی حس و حال بودم و بیذوق که چرا اینهمه دیر.
گاهی بعضی اتفاقها باید در زمانهی مناسبی پیش بیاد. نه بعد از چند سال توقیف، نه بعد از اینهمه نقدهای گاهاً ناروا که به فیلم نسبت داده میشد. نه حتی وقتی که یک نمایش خلوت براش برپا شد و نصف سالن خالی بود و حتی بیشتر عوامل فیلم هم نیومدند.
و هی به خودم میگم این روزا هم میگذره...
روزنوشتهها
بی اندیشهای
حیاط پشتیِ همسایه
سبز میشود
ویلیام جی هیگنسون
برگردان از پگاه احمدی
@Naturepoetry
www.Naturepoetry.ir
در حال وهوای بهار

این عکس رو چند هفته پیش گرفتم امابه حال و هوای این روزای بهار میخوره...
روزنوشتهها
وقتی به تو خیانت می کنند
انگار بازوهایت را قطع کرده اند
می توانی آنها را ببخشی
اما نمی توانی در آغوششان بگیری...
تولستوی
#کپی
سال ۹۶
به قول چهرازی، بهار یهو میاد مثل پاییز و بقیه...
البته با کمی تغییر.
تو یکچشم بهم زدن اومد. ۹۵ هم رفت، با سیلی از حوادث غیرقابل پیشبینی...
خدایا خودت به خوشی بگذرون...
تقدیم به نسترنم
می خواهم دوستت بدارم
تا به جای همه جهانیان پوزش بخواهم،
از همه جنایاتی که مرتکب شده اند در حق زنان.
اززنانگی ات دفاع می کنم،
آن سان که جنگل از درختانش دفاع می کند
و موزه لوور از مونالیزا
و هلند از وان گوگ
و فلورانس از میکل آنژ
و سالزبورگ از موزارت
و پاریس از چشمهای الزا...
می خواهم دوستت بدارم تا شهرها را از آلودگی برهانم
و تو را برهانم از دندان وحشی شدگان.
من کی ام بدون تو؟
چشمی که مژه هایش را می جوید،
دستی که انگشتانش را می جوید.
آنگاه که مرد بر دوش زنی تکیه نکند، به فلج کودکان مبتلا می شود.
آنگاه که مرد زنی را برای دوست داشتن نیابد، به جنس سومی بدل می شود که هیچ ربطی به جنسهای دیگر ندارد.
بدون زن مردانگی شایعه ای بیش نیست.
(نزار قبانی)
روزنوشتهها
گل کوچک پرسید:
«ای آفتاب!
چهطور میتوانم برایت آواز بخوانم و
پرستشت کنم؟»
خورشید جواب داد:
«با خاموشی سادهی پاکیات.»
رابیندرانات تاگور
برگردان از ع. پاشایی
روزنوشتهها
شعری از بکت
(ترجمه نیما فرح بخش)
_
که میتواند
حکایت این پیر مرد را روایت کند؟
چه کس غیاب را وزن میکند؟
که میخواهد
به وجب
حجم نیاز و اندوه جهان را اندازه کند؟
یا به دور هیچ
در واژه ها حصار کشد؟
_
#شعر_جهان
_
@OrganonChannel