فیلم هلی در مورد پسر جوانی به نام هلیست که ناخواسته خود و خانواده اش درگیر مافیای مواد مخدر میشوند و در این راه پدرش را از دست میدهد. او که با همسرش زندگی ساده و فقرانه ای دارد بعد از اینکه خواهر کوچکش با پسری که قصد دارد وارد نیروی نظامی بشود آشنا می شود، در منبع آب خانه بسته های مواد مخدری پیدا می کند که دوست پسر خواهرش آنها را در آنجا جاسازی کرده است. یافتن این بسته های مواد مخدر برای آنها گران تمام می شود.فیلم چند ویژگی مثبت و چند ویژگی منفی دارد. فیلم با یک کارگردانی یک دست و با دقت شکل گرفته. دکوپاژ شلخته نیست و تقریبا تمامی عناصر به درستی و با دقت کنار هم چیده شده است. تدوین پیش از شروع فیلمبرداری شکل گرفته و کات های صدا و تصویر با برنامه پیش می رود. حس و حال و اتمسفر فیلم به خوبی شکل گرفته و مخاطب تا پایان فیلم همراه آن است. اما نمی توان از بازی بد بازیگران در چند صحنه چشم پوشی کرد. زن که از اداره پلیس به کمک هلی می آید آنقدر بد بازی می کند که حس و حال برخی صحنه های فیلم را از بین می برد. صحنه ای که هلی با همسرش دعوا میکند و بعد از آن عصبانی از خانه بیرون می زند آنچنان که باید طبیعی نیست. یا در برخی از پلانها ترفندهای جلوههای بصری که به کار برده شده به چشم می آیند و نکاتی که شاید از دید نگارنده به دور مانده اما با همه این این تفاسیر نمیتوان این فیلم را دید و از حال و هوای آن لذت نبرد.فیلم هلی ساخته آمات اسکالانته، کارگردان مکزیکیست که در جشنواره کن ۲۰۱۳ موفق به دریافت جایزه بهترین کارگردانی شد. پس از دیدن فیلم نوشتهای که پیرامون این اثر در سایت ماهنامه فیلم قرار گرفته را بخوانید.
نویسنده: شهاب
روزنوشتهها
@honartohi
دقت کرده ایی ارباب، که هر چیز خوبی که در این دنیا هست اختراع شیطان است ؟زنان زیبا. بهار، خوک شیری کباب کرده ، شراب، و همه این چیزها را
شیطان درست کرده است. و اما خدا کشیش و نماز و روزه و جوشانده بابونه و زنهای زشت را افریده است…
زوربای یونانی | نیکوس کازانتزاکیس | ترجمه محمد قاضی
نشرخوارزمی
#عصرانه_کتاب
از فنپیج عباسکیارستمی
ژان کلود کریر، فیلمنامهنویسِ مشهورِ فرانسوی در سالِ هفتاد و هشت پس از تماشای فیلمِ#باد_ما_را_خواهد_برد این یادداشت را برای عباس کیارستمی نوشت:
من پیرزن را ندیدم!
من چاهکن را ندیدم!
-
من بقیهی افرادِ گروه را ندیدم که همگی به ظاهر تنبل بودند و هیچ کاری نکردند جز توتفرنگی خوردن!
من حرفهای شما را از پشتِ تلفن نشنیدم.
و با این حال فیلمِ شما یک شاهکار است!
چطور این را توضیح میدهید؟
(فوری جوابِ من را بدهید، ولی نه تلفنی!)
-
روزنوشتهها
غالبا در برخورد با فیلم هایی که دو گروه مختلف نظرات کاملا مخالف هم داشتند، نه حتی نزدیک بلکه ۱۸۰ درجه برعکس هم، اون گروهی که نظراتش در چند جمله کوتاه خلاصه شده و فقط خواسته بگه فیلم فیلم مسخره و مزخرفی بوده نه تنها اشتباه می کرده بلکه سطح فیلم دیدن خودش رو در حد سینما پاپکورنی هالیوود پایین آورده. این موضوع رو چندیدن بار در برخورد با فیلم های مختلف دیدم. شخصی که می خواد بگه یک فیلم خوبه یا یک فیلم بده، با دلیل و منطق اون رو بیان میکنه نه در حد یک جمله. خوندن کامنت های زیر لینک های دانلود بعضی از فیلم ها شما رو با عمق فاجعه آشنا می کنه.
ایالات متحدهی عشق
ایالات متحدهی عشق ساختهی توماس واسیلفسکیست برندهی خرس نقرهای بهترین فیلمنامهی جشنواره برلین. این فیلم روایتگر زندگی سه زن است که هر کدام درگیر داستان عاشقانهی زندگی خودشان هستند. عشقهایی که در آن غالبا ناکام میمانند. زیبایی این فیلم علاوه برشیوهی روایت که بی تاثیر از تدوین خلاقانهی آن نیست در کولاژ لحظات زندگی این سه زن در تلاقی با یکدیگر و همچنین روایت زن چهارمیست که در پسزمینه به آن پرداخته میشود. زنی که نه داستان عاشقانهای دارد و نه تاکید کارگردان بر پرداختن به زندگیاوست. شخصیتی که در کنار مربیگری ورزش و رقص حالا تبدیل به دلال فیلمهای خاصی شده که شوهرش از آلمان غربی در مقابل دریافت مواد مخدر برای او ارسالشان میکند.
این فیلم به طرفداران سینمای اروپا که آثار بعد از دیده شدن برایشان تمامنمیشود، بلکه در ذهنشان ادامه پیدا میکند توصیه میشود. حتی دو بار دیدن این فیلم شما را درگیر جزئیات بیشتری میکند.
من و حس و حال جشنواره
دو روز پیش در بدو بیدار شدن، با خبر راهیابی دو تا از فیلمهام به جشنواره موج روبرو شدم. از طرفی خوشحال بودم که بعد از مدتها این آثار توفیق اکران جشنوارهای بهشون تعلق گرفت و از طرفی بی حس و حال بودم و بیذوق که چرا اینهمه دیر.
گاهی بعضی اتفاقها باید در زمانهی مناسبی پیش بیاد. نه بعد از چند سال توقیف، نه بعد از اینهمه نقدهای گاهاً ناروا که به فیلم نسبت داده میشد. نه حتی وقتی که یک نمایش خلوت براش برپا شد و نصف سالن خالی بود و حتی بیشتر عوامل فیلم هم نیومدند.
و هی به خودم میگم این روزا هم میگذره…
روزنوشتهها
بی اندیشهای
حیاط پشتیِ همسایه
سبز میشود
ویلیام جی هیگنسون
برگردان از پگاه احمدی
@Naturepoetry
www.Naturepoetry.ir
در حال وهوای بهار
روزنوشتهها
وقتی به تو خیانت می کنند
انگار بازوهایت را قطع کرده اند
می توانی آنها را ببخشی
اما نمی توانی در آغوششان بگیری…
تولستوی
#کپی
سال ۹۶
به قول چهرازی، بهار یهو میاد مثل پاییز و بقیه…
البته با کمی تغییر.
تو یکچشم بهم زدن اومد. ۹۵ هم رفت، با سیلی از حوادث غیرقابل پیشبینی…
خدایا خودت به خوشی بگذرون…

