نویسنده: شهاب

سخن بزرگان

من یه آدمم که هزاران‌ جمله باحال دارم، کتاب ندارم. اما در مورد هر موضوعی در کائنات نظر دادم. بله. درست حدس زدید، من یک توئیتری‌ام با چند کیلو حرف ...

من یه آدمم که هزار‌تا عکس گرفتم. عکاس نیستم. اما از هر حالتی از خودم و اطرافم عکسای یهویی گرفتم. بله درست حدس زدید من‌ یه اینستاگرامی‌ام. با چند کیلو عکس.

شعری از شهریار بهروز

سایه هاى بلند عصر
دختران لوند پنجشنبه ها 

همهمه ى بى چیز کافه ها

پشت کرده باشى به غروب 

که با اشیاء صمیمى ترى 

با لمسِ جمعه پیش از آمدنش 

با گوشىِ تلفنت 

با همین "با"

با با

باباى کسالت روزهاى تعطیل 

با شما 

بله با شما

با فکرِ شما 

با رفتار دست هاى شما با روسرى 

با سفارشى که در چشم مى برى

با کلمه اى که از تاریکى مى ترسد 

با لیوانِ چایى که غروب را در گلو دارد 

با کتابى که بوى خوب چوب مى دهد 

با همین با 

بارى به هر جهت 

این حرف ها در سایه هاى بلند عصر 

با اشیاء

(از کانال ارغنون)

خطر جهانی

در انیمیشن ماری و مکس، جایی مکس می‌گوید: یکبار پلیس منو گرفت و چون دید به جز خودم واسه هیچ کس دیگری آسیبی ندارم من رو آزاد کرد.دیالوگ معروفی هم بود. بارها و بارها هم در شبکه‌های مجازی منتشر شد. 

وضعیت ممکلتمان را می‌بینم یاد مکس می‌افتم. حالا  اگر سوریه و عراق و یمن و شهیدان مدافع حرم را بیخیال  شویم میبینیم این مملکت بیشترین ضررش برای ساکنینش بوده، نه مردم سایر کشورها... 

کسی آنچنان کاری با ایران ندارد، خودشان بیشتر از هر کسی برای خودشان آسیب‌اند.

دو حالت داره

یا میشه یا نمیشه.

اگه شد مغرور نشو، اگه نشد مایوس

مغرور نشو چون در همیشه رو یه پاشنه نمی‌چرخه

مایوس نشو چون در همیشه رو یه پاشنه نمی‌چرخه

دو سال پیش در همچنین روزی

​احتمالا این آخرش بوده.

----

تو همیشه تو قلبمی، با تمام خاطرات خوب و بدی که گذاشتیو رفتی. 

خداحافظ فرهاد،

دیدارمون به قیامت.

دلتنگت میشم.

-----

امشب یه مسیج از شماره ناشناس، اشتباه به گوشی من فرستاده شده بود.

-----

هر فرهادی می شناسید که جدیدا گذاشته و رفته، بهش بگید این مسیجش تو گوشی من جا مونده و احتمالا شیرین منتظرشه. برگرد.

صندوقچه قدیمی

وبلاگهامون رو پاک نکنیم. وبلاگها شبیه همون صندوقچه های قدیمی هستن که یه روز دوباره می ریم سراغشون میبنیم که چقدر خاطرات برامون ساختن، با صندوقچه هامون نامهربونی نکنیم.