باد که آمد بیا
خمل هایی که می افتند
سهم تو
آن هایی که می مانند را
وقتی خرما شدند
برایت خواهم آورد.
دست کم دوبار
دیده باشم تو را
من
خالی از عاطفه و خشم
خالی از خویشی و غربت
گیج و مبهوت بین بودن و نبودن
عشق آخرین همسفر من
مثل تو من و رها کرد
حالا دستام مونده و تنهایی من
ای دریغ از من که بی خود مثل تو
گم شدم گم شدم تو ظلمت تن
ای دریغ از تو که مثل عکس عشق
هنوزم داد میزنی تو آینه من
اه …..گریمون هیچ
خندمون هیچ
باخته و برندمون هیچ
تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ
ای..ای مثل من تک و تنها
دستام و بگیر که عمر رفت
همه چی تویی زمین و آسمون هیچ
بی تو میمیرم همه بود و نبود
بیا پرکن من و ای خورشید دلسرد
بی تو میمیرم مثل قلب چراغ
نور تو بودی کی من و از تو جدا کرد …
تو مملکت ما هر اثر هنری رو نمیفهمن فحشش میدن.
تو مملکت ما هر اثر هنری رو نمیفهمن سانسورش می کنن.
تو مملکت ما هر فعالیت اجتماعی رو نمی فهمن انگ سیاسی بهش میزنن.
تو مملکت ما هر فعالیت اجتماعی رو نمی فهمن فعالش رو زندانی میکنن.
تو مملکت ما هر چی از تلویزیون پخش میشه، میشه الگو…
تو مملکت ما تلویزیونا بزرگتر از کتابخونههای هر خونهست.
تو مملکت ما هنوز چازچوب نقد رو نمیشناسن فحش میدن.
بیاییم ببینیم با قهوه ای کردن جریانی در اکنون، ناخواسته خودمان را در گذشته قهوه ای نمیکنیم. بعضی انتقادها غالبا یک تف سربالاست. قبل از اینکه روی اطرافیان به خاطر رفتار اکنونشان بیفتد. روی خودمان در گذشته میفتد…
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران از رئیس جمهوری پیشین ایران (ا.ن) یک سری کپی گرفته و ول کرده توی مجموعهاش… کامران نجف زاده یکی از همانهاست… احتمالا آنقدر به او میرسند که با برنامهی چرند صرفاَ جهت اطلاع که سراسر بوی تعفن عقدهگشایی میدهد شروع میکند به قهوهای کردن همهی مخالفان دولت ا.ن… نوش جانت کامران جان…
آدمهای بیماشین عین من که هر هفته چندین بار باید از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند، غالبا به موارد جالبی در بین مسافران و راننده ها برمیخورند. امروز راننده بر خلاف خیلی از همکارانش با من قیمتی طی نکرد. فقط چون می خواست ترافیک نشود گفت سریع سوار شوم. از بدو ورودم به ماشین چندین بار اسم خدا را می برد و بی هوا از تصادفش میگوید. تصادفی که منجر شده شش ماه به کما برود و بعد از شش ماه بهوش میآید و به زندگی عادیاش برمیگردد. میپرسم چیزی از زمان کما یادش میآید؟ میگوید لحظاتی که در کما بوده را بیاد میآورد که اطرافیان برایش دعا میخواندند. لحظاتی که خودش را در بلندیها حس میکرده. خاطره عجیبیست اما هر چه باشد متفاوت با خاطراتی که غالبا افرادی که به کما میروند و تعریف می کنند نیست. چیزی شبیه برزخ که تکلیفت معلوم نیست اما کاملا برایت قابل لمس است.
نمایشگاه عکس «خانه پدری» ۲۳ مرداد ۹۴ در کافه دل، در بندرعباس برگزار شد. نمایشگاهی ساده و صمیمی با مجموعه عکسی از سوگول دبیری. شروع عکس ها که از سمت راست نمایشگاه چیده شده بودند میتوانست نقطهی عطف این مجموعه باشد. ابهامی که میتوانست مخاطب را به کشف تدریجی اثر دعوت کند. اینکه این فرم قرار گیری دست دلیلش چیست؟ قرار است به کجا ختم شود؟ آیا اینها سایههای شخصی در یک لباس شب بزرگ است؟ این ابهام و سوالها تا چند فریم اول بیشتر دوام نمیآورد و بعد نه تنها ایده عکسها (رفلهی عکاس در آب دریا) لو می رود بلکه این فریمها به تکرار فریمهای قبل میانجامد، به جز عکسی که بخشی از قایق را به تصویر کشیده است. این نمایشگاه میتوانست با تاکید بر فرم بصری عکاس در آب که در هر فریم ترکیب بندی جدیدی را بوجود میآورد و یا با افشای تدریجی ایده به یک انسجام برسد که در هر دوی اینها عکاس تا نیمهی راه را بیشتر نرفته بود. نگاه متفاوتی که دبیری در ارائهی مجموعه عکس خود نشان داد، همچون تک عکسهایی که پیش از این در شبکههای مجازی ارائه داده بود را میتوان به عنوان حرکتی مثبت در روند عکاسی او دید. حرکتی که بی شک در نمایشگاههای بعد به پختگی بیشتری می رسد. لازم به ذکر است او برپایی این نمایشگاه را به طور مستقل و تنها با پشتکار خود به سرانجام رساند که هم در مدیریت این اتفاق هنری و هم در تبلیغات آن موفق عمل نمود که این امر میتواند الگوی خوبی برای عکاسان مستقل در این شهر باشد.
عکس ها از نسترن محسنی
در مملکتی که آنقدر شعور برخی رفتارها وجود ندارد تا درک کنند هر جایی دل طبیعت نیست و نباید بساط قلیان را راه انداخت باید طوری قاطعانه با خاطیان برخورد کنند تا باقی بیشعورانی که با خنده و تمسخر بدنبال ثبت رکورد کشیدن قلیان درمکانهای ممنوعه هستند کمی به خودشان بیایند که گاهی این حماقتشان باعث گرفتن جان انسان دیگری نشود.
پ.ن: از همان عامل اصلی آتش سوزی گرفته تا جکهای بعد از آن در یک سطح تخریب قرار میگیرند.
اتفاق مهمی که در پس توافق هسته ای ایران و ۵+۱ رخ داد، تبدیل شدن مذاکره به نمادی از گفتگو برای جلوگیری از جنگ و خون ریزی بود. شاید با به توافق رسیدن ایران با قدرت های دنیا باقی کشورها نیز در شرایط مشابه پیش از استفاده اسلحه، میز مذاکره را بهترین راه ببینند.


