دوستم موبایل خوبی دارد. می خواهد آن را بفروشد و یک مدل جدیدترش را بگیرد. قبل از فروش تلفن همراهش، به بانک می رود. آنجا در یک حواسپرتی موبایلش را می دزدند. بعدا فیلم های دوربین مداربسته بانک را می بینند. زنی چادری موبالش را دزدیده...
*چرا در همه ی فیلم ها و سریالهای ایرانی هیچ زن چادری دزد نیست؟؟؟
حتما لازم نیست که اینقدر مردم به خیابان بریزند و به خاطر حقشان فریاد بزنند. آنهایی که باید کاری بکنند وقتی خودشان را به خواب میزنند و تمام فعالیتشان در حد چند شعار آبکی باقی می ماند همین می شود که بخشی از این استان دو دستی تقدیم استان دیگر میشود. این نقشه از سایت دیجی کالا گرفته شده. یکی از بزرگترین سایتهای فروش اینترنتی. در این نقشه بالاخره استان فارس به دریا رسیده و بیشک تا ده سال دیگر خبری از استان هرمزگانی که همه ما تا پیش از این میشناختیم در نقشهها و کتابهای درسی نخواهد بود. و در این بین بیشترین ضرر سهم مردمی می شود که در این بازی کثیف سیاسی که سراسر بوی پول و حق خوری میدهد، قربانی شده و برای احقاق حقوقشان دستشان به هیچ جایی بند نخواهد بود. نمایندگان محترم، برای حرف نزدنتان و منفعل بودنتان هم پول میگیرید؟؟؟ شاید چون این ویژگی منفعل بودن را داشتید انتخابتان کردند. (در آن خانه ای که بیشک خانه ملت نیست)
او قلمش را روی میز گذاشت و به همسرش گفت: من خستم. بعد روی تخت دراز کشید و چون فکر می کرد مهمترین داستان عالم را نوشته باید تا ابد استراحت کند. اما کسی داستان مهم او را هیچ وقت نخواند. استراحت همیشگی نگذاشته بود او داستانش را جایی ارائه کند...
نماینده های مجلس در دو دوره ی« ا.ن»، هر غلطی کرد سکوت کردند. بعد یکهو یادشان آمد که می توانند به دولت هم گیر بدهند. الان دارند خوب گیر می دهند. معلوم نیست با خودشان چند چند هستند؟ اگر یک سری اقدامات اشتباه بود پس چرا شش سال سکوت کردید؟ اگر اعتراض کردن بلدید پس چرا آن موقع مملکت به قهقهرا می رفت خودتان را زدید به خواب؟؟؟
خب وقتی پای منفعت در میان باشد، نماینده ها لال می شوند.
خاطرهی خوبم از زاون قوکاسیان برمیگردد به جشنوارهی اردیبهشت در سال ۸۷، فیلم قطب جنوب در آن جشنواره به انتخاب زاون جایزه گرفته بود، برخی دوستان بعد از همان جایزه در وبلاگهایشان نوشتند که این جایزه مشکوک بوده و داورها فیلمهای دیگری انتخاب کرده بودند. (یعنی زاون قوکاسیان به همراه فرهاد ورهرام و داور دیگری که نامش را یادم نیست فیلمهای دیگری انتخاب کرده بودند اما برگزارکنندگان به اشخاص دیگری جایزه دادهاند.) علاوه بر توهین به داورها که در این تحلیلها خواسته یا ناخواسته صورت گرفته بود، این نظر از آنجا بیپایه و اساس بود که زاون فیلم قطب جنوب را با خودش به اصفهان برده بود و به شاگردهایش نشان داده بود. چه چیزی بهتر از این میتوانست برای من باشد؟ این حرکت خودش یک جایزه جداگانه محسوب میشد. هیچی تلختر از این نبود که ببینی یکی از دوستان عکس زاون قوکاسیان را در صفحه مجازیاش به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: خداحافظ
پ.ن : زاون قوکاسیان از معدود سینماگرانی بود که اهالی سینما غالبا او را با نام کوچک صدا میزدند. انگار همه او را دوست نزدیک خودشان میدانستند.
شماره بهمن ماه ماهنامه جی با مطالبی از : شهیارعزیزی، شهاب آب روشن، امیرحسین والا، ابوالفضل قاضی، ایسا صادقی و نوا ثابت ایمانی را از لینک زیر دانلود کنید. لینک دانلود
انجمن سینمای جوان بندرعباس دوره ای با عنوان سینمای اکسپریمنتال برگزار می کند. این دوره که از ۵ تا ۷ اسفند در فرهنگسرای طوبی برگزار می شود با حضور محمدرضا اصلانی خواهد بود. از علاقمندان و دوستداران سینما دعوت بعمل می آید. بی شک این دوره با پیگیری محمدرضا رکن الدینی امکان پذیر نبوده. ممنون از محمدرضا.
انسان که به امیدواری زنده است درست. اما همیشه یک چیز دیگری هم هست که انسان را از همه ی آن لحظاتی که زندگی به او فشار می آورد می رهاند و آن چیزی نیست جز یادآوری هدف های بزرگی که قرار است به آن برسد.
هر روز یا هر چند روز یک بار به هدف های بزرگتان فکر کنید، و اگر در زندگی هدفی ندارید به فکر یک هدف خوب آکبند باشید. جواب می دهد.