نویسنده: شهاب

هفته بسیج

خب از دستاوردهای بسیج و هفته بسیج همین بس که اخیرا جوانی که در جهرم با موکتبر به جان دختران مردم افتاده بوده دستگیر شده و از قضا ایشان بسیجی بوده و فرزند یکی از سپاهیان جهرم.
به هر حال باید از آن روحانی که به این جوان گفته بود : ریختن خون زن بی حجاب مباح است هم تقدیر کرد.

شرایط بعد از توافق

حتی اگر توافقی هم برای مذاکرات هسته ای صورت پذیرد،  چیزی که از زندگی در این مملکت عیان است، ثبات گرانی ها، فشارها و بدبختی ها ولو بیشتر شدن آنهاست که به همت مسئولین این امر محقق شده و جمع قلیل سرمایداران این مملکت شیشتک زده و خوشحال از چند برابر شدن سرمایه شان به ادامه زندگی می پردازند، و کسی که کماکان به جمع کردن قوطی ها و ظروف پلاستیکی در سطح شهر بیش از پیش همت می گمارد تا با فروش آنها خرج خود، عیال و بچه هایش را درآورد، آن رفتگر بدبختی است که شش ماه حقوق نگرفته.

نمایشگاه آثار احسان میرحسینی

گالری باسمه در تهران از تاریخ ۳۰ آبان تا ۷ آذر میزبان آثار عکس – نقاشی های احسان میرحسینی با عنوان (چشم‌ها و برقع‌ها) است. دوستان تهرانی می توانند در شعبه پارک پرنسِ گالری باسمه این آثار را ببینند.

انتشار هشتمین شماره ماهنامه جی

شماره آبان ماهنامه جی منتشر شد. این شماره با مطالبی از :
الهام افرون تن- امین درستکار – سریا داودی حموله – شهیار عزیزی- امید خواجه – پویا آسمانی – مژدگان بدیعی و نسترن محسنی از لینک زیر قابل دانلود است. 

دانلود ماهنامه جی، شماره هشتم


یک شعر چگونه می تواند حال آدم را خوب کند؟

جواب ساده است،
یک شب که حالت خوب نباشد. و یار بداند که خوب نیستی، تلاش کند که تو را از آن حال و هوا در بیاورد. یک شعر بفرستد و تو باز در دلت بگویی: خدایا ممنونم…

تو
تمام دیروزها،تمام فرداها را
و تمام امروز را
به من بدهکاری!
بدهکاری
و دست هایت قسط اولش هم پرداخت نشده
شانه ات سه قسط از ابتدا عقب افتاده
و لبخندت دارد برگشت می خورد
و من،
یک نزول خور حرفه ایم
در این بازار
و هر رور
باز میخواهمت،
بیشتر، طولانی تر، تمام تر
من یک شیادم
ک شعر هایم را در ناصر خسرو
به قیمت سه لبخند تو میفروشم
و تو چه ساده ای
که میخندی
می خندی من یادم می آید
“خیلی وقت است بغل پس نداده ای!”
بعد دست میکنم توی جیبم
یک مشت عزیزم میریزم روی پیشخوان
بغل پرداخت ک میکنی
بقیه اش را نگاه پس میدهم
اهسته بر میگردی
چشمت میخورد به لب های من
“چقدر دوستت دارم می شود؟”
میگویم همینقدر
لبخند میزنی و تمام می شوم
زور میزنم شاعر شوم
برای اینکه تو بخندی
نه اینکه به فکر تو باشم
بازاری باید به فکر جیبش باشد!

« از نسترنم»

بیشعوری

بیشعوری یعنی خونه ات یه قبرستونی باشه که از انبارت دور باشه. تو انبارت دو تا سگ ببندی و گورت رو گم کنی بری خونه و این سگای پدرسگ هم تا صبح عربده بکشن و آسایش رو از همسایه ها بگیرن و تو به خاطر بی شعوریت هیچ سر از حق و حقوق زندگی شهری در نیاری…

سه گانه بهشت &#۸۲۱۱; عشق، ایمان و امید

سه گانه ی Paradise ساخته ی کارگردان اتریشی به نام اولریش زایدل، روایتگر زندگی سه زن است که هر کدام به دنبال معشوقه ای می گردد. یکی مسیح را معشوقه ابدی خود می داند. دیگری دکتر مسنی که در یک اردوگاه با او آشنا شده و سومی نیز در کوچه پس کوچه های شهری در کنیا، به دنبال شخصی ست که پیش از جسمش، روحش را نوازش کند. تنهایی آدمها در قاب بندی های اکثرا ثابت و قرینه در هر سه فیلم بیشتر لمس می شوند و تضاد شخصیت ها با دنیای پیرامونشان قوه ی اصلی محرکه فیلم است. زنی مسیحی با اعتقادات سخت مذهبی خود شوهری مسلمان دارد و حالا چند سال بعد از فلج شدن وی دیگر نمی تواند با او ارتباط برقرار کند. دختر نوجوانی با یک دکتر مسن آشنا شده و می خواد روابط خودش را با وی بیشتر کند و زنی سفبد پوست از یک کشور اروپایی پا به آفریقا می گذارد تا معشوقه خود را از بین جوانان کنیایی انتخاب کند. هیچ یک به خوبی به مقصود خود نمی رسند و این تنهایی است که در این مبارزه پیروز می شود. اگر صبر و حوصله برای دیدن صحنه هایی با پلان های طولانی دارید، دیدن این سه اثر را از دست ندهید. پارادایس سه گانه ای است در باب تنهایی انسان ها…Paradise

سرها و ته های پیاز

یک سری کشورهای اروپایی هستند که نه سر پیاز خاورمیانه اند و نه ته پیاز.  فقط به پناهجویان کشورهایی از خاورمیانه که هم سر پیازند و هم ته پیاز،  پناهندگی می دهند تا حداقل جانشان نجات پیدا کرده باشد.
خواستم از همین تریبون اعلام کنم خدا خیرشان دهد.