نُه سال پیش بود، توی آبان.
عید فطر تمام شده بود و داشتم به هوای جشنواره فیلم کوتاه می رفتم تهران… از کرمان خبر رسید که پدربزرگم دیگر عمرش به دنیا نبوده… برای من در آن سال که تصاویر نقش بسته در ذهنم از پدربزرگ مربوط می شد به دوران خانه نشینی و آلزایمر و بستر بیماری خبر رفتنش درد کمتری داشت.
اما مادربزرگم نه. تصاویری که از قدیم توی ذهنم مانده بود بر می گشت به تمام آرامشی که همراهش بود، لبخندها و نگهداری از پدربزرگم. (پدربزرگم این اواخر هیچ کدام از ماها را به یاد نمی آورد، تنها چیزی که بعد از آلزایمرش خوب یادش مانده بود، نام مادربزرگم بود).
امروز بعد از نه سال، عید غدیر، صبحی که باید وسایلم را جمع می کردم و می رفتم سفر باز از کرمان خبر بدی رسید…
مادربزرگ رفته بود پیش پدربزرگم. اما اینبار همه چیز با نُه سال پیش فرق می کرد… پذیرفتنش آسان نبود…
این برای دومین بار در یک ماه گذشته بود که صبح با خبر رفتن عزیزی شروع می شد.
[در کمتر از یک ماه دو عزیزی ازپیشمان رفتند که از هیچ کدامشان تصویر تلخ و بدی در ذهنم نقش نبسته بود…]
* عنوان نوشته برگرفته از رادیوچهرازی است.
نویسنده: شهاب
جدیدترین طرح تصویب شده مجلس
طرح جدید مجلس: هیچ فردی اجازه مقاومت در برابر آمران به معروف را ندارد.
«احتمال رخ دادن قتل در مسیر این کار هم در نظر گرفته شدهاست، و برای روزی که آمران به معروف توانایی پرداخت دیه به فرد خسارت دیده از امر به معروف را نداشته باشند، بودجه در نظر گرفته شدهاست.»
خود این جمله به اندازه کافی وحشتناک هست. حالا اینکه چه اتفاقاتی بعد از تصویب این قانون بر سر راه شهروندان ایرانی قرار خواهد گرفت جای بحث دارد. ملت از زور بی پولی و بی کاری رو به زوال هستند مجلس هنوز دارد خودشیرینی می کند این وسط…
برادری و برابری
یه روز برسه، همه آدمهای جهان، دراز بکشن روی زمین و به حرکت ابرها نگاه کنن…
معرفی یک صفحه خوب
در دنیای مجازی خیلی کم می شود به جایی برسی که شخصی سعی کند تا مطالب مفید و آموزنده ای را برای مخاطبانش آماده کند. مطالبی که مشخص است تمامی از سر شوق و علاقه اند. من یک هنرمندم در فیس بوک یکی از اینهاست. صفحه ای که تلاش می کند با آماده کردن مطالب هنری خدمتی به اهالی هنر کرده باشد. این صفحه از گرافیک خوبی برخوردار است و اغلب لینک ها و مطالب مفید در آن یافت می شود. من یک هنرمندم را می توانید از اینجا دنبال کنید.
باید این بلف رو بزنم
اینکه بشینیم زر انسان دوستانه بزنیم کوبانی فیلان و کوبانی بهمان مزخرفی بیش نیست !
اینکه بلند شیم بریم دوش به دوش کوه زن های کوبانی بجنگیم هم بلف ِسال ِ بی شک !
ولی باید این زر رو از پشت کیبوردم و زیر کولر بزنم که : این زنهای زلف بر باد داده برای عین العرب ، تعریف دیگه ای از زن رو در ذهنم شکل دادن !
و باید این بلف رو بزنم که : کاش می شد کنار اینا جنگید ، برای شرافتِ به فاک رفته انسان !”
نویسنده : م . خفه خوان
نامه
جناب آقای نیروی انتظامی تهران با سلام
پیرو خدمات ارزنده شما در تار و مار کردن گروهی از جوانان در کمتر از دو ساعت که کلیپی با نام هپی را در فضای مجازی منتشر کرده اند (کلیپی بسیار زشت و دور از شان اسلام و جامعه اسلامی)، از شما تقاضا دارم با همان سرعت تعدادی جوان دیگر که عکسهای شادی کردنشان را در قالب صفحه ای با عنوان (rich kids of tehran) منتشر کرده اند را دستگیر کرده تا جامعه بار دیگر شاهد انجام وظیفه شما در این جبهه مهم مبارزه حق علیه باطل باشد. باشد تا درس عبرتی باشد برای سایرین.
در ضمن اینجانب می داند که باقی جرائم و مشکلات اجتماعی به کمترین میزان خود در چند قرن گذشته رسیده است.
با تشکر.
عین یک کابوس
نام کوبانی را چند وقتی هست که می شنوم. از همان وقتی که داعشی های وحشی هجوم بردند به سمت کوبانی فهمیدم شهری هست که در آن زنان و دختران جوان برای از دست ندادن خاکشان لباس رزم پوشیده اند و اسلحه در دست گرفته اند. هر جور نگاه می کنم سخت است و تلخ. عین کابوس می ماند که ببینی بعد از اینهمه خونی که ریخته شده وحشی های داعشی پرچم خودشان را نصب کنند روی یکی از ساختمان های شهر. فقط کافیست چند ثانیه فکر کنید اسلحه در دست،جانتان را در مشت گرفته اید و توی کوبانی دارید می دوید تا پشت خانه ای، توی کوچه ای جایی پناه بگیرید. عین یک ماهی که از تنگ پریده بیرون و دارد نفس نفس می زند. درست عین خوابی که تازگی دیدم…
مخالفت با قربانی کردن
پیرو مطلب قبلی با عنوان «قربانی»، احسان عزیز لینکی را برایم کامنت کرد که فرهنگ قربانی در ادیان مختلف را مورد بررسی قرار داده بود. بخشی از آن بدینگونه است :
در زمان ظهور زرتشت اختلاف بسیار است و این اختلاف زمانی از ۶۵۰۰ تا ۴۰۰ قبل از میلاد مسیح را دربرمیگیردولی زمان ظهور زرتشت هرزمان بوده باشد، به گواهی مطالب گاتاها(گفتههای زرتشت) هرگونه ذبح حیوانات،قربانی کردن آنها و ساختن معبد ممنوع بوده است. چرا که به اعتقاد ایشان چهارپایانی که بشر را غذا میدهند وبرای او کار میکنند باید مورد احترام قرار گیرند. زرتشت در گاتاها صریحاً اعلام میکند: نفرین تو ای مزدا به کسانی باد که با تعلیمات خود مردم را از کردار نیک منحرف میسازند و به کسانی که حیوانات را با فریاد شادمانی قربانی میکنند.
در حقیقت چون آئینهای چند خدایی پیش از زرتشت بر قربانیهای متعدد و مکرر استوار بود زرتشت با ایجاد یکرفرم مذهبی، برخی آداب و رسوم مرسوم رایج زمان خویش را حذف و آئین جدیدی بنیان نهاد.
تمام مطلب را می توانید از اینجا بخوانید.
قربانی
اگه از ۱۴۰۰ سال پیش تا الان، به جای قربونی گوسفند مسلمونا درخت کاشته بودن، تا حالا ایران و کل کشورهای عربی (که اکثرشون بیابونن) شده بودن بهشت…
یکی شدن
ضربان قلب و
نفس کشیدنم
با تو یکی می شود