نویسنده: شهاب

یک کامنت.

به قول یکی از دوستان صف ایستادن داریم تا صف ایستادن. یه جا تو صف ایفون ایستادن یه جا برای گرفتن صدقه ای که دولت داره به مردم میده.
به نظرم نه تنها این صف ایستادن و سایر صف ایستادن های مملکت ما مشکل داره بلکه همشون هم از یک جا آب می خوره. بحث بر سر گرفتن ابتداعی ترین نیازهای انسانه. بحث حراجی نیست. بحث فروش ایفون و امثالهم نیست. من خودم دو سال تو صف گرفتن بلیط جشنواره فجر تو سرمای زمستون ایستادم. تازه خیلی هم چسبید بهم. اما الان بحث اینه که واقعا در این سی و خورده ای ساله مردم همیشه لنگ همچین چیزایی بودن. والا ما مملکت فقیری نیستیم. اما بحث الان بر سر همون انسانیته که انگار به عمد داره تو این مملکت با همچین شوهایی تخریب میشه.
طرف برای گرفتن دو قالب پنیر و یه شونه تخم مرغ و دو تا شیشه روغن جونشو از دست داده. شوخی نیست. فاجعه است این. من بعضا طبیعی بودنش رو از جانب خیلی ها درک نمی کنم. حالا چه تو مملکت خودمون چه جای دیگه.
یه خاطره هم الان یادم اومد. بعد از سونامی تو ژاپن مردمشون رفتن تو صف ایستادن تا بهشون کمک برسه. هر کسی که وارد فروشگاه می شد می رفت فقط اون وسیله ای که احتیاج داشت رو بر میداشت و میومد بیرون. چند روز پیش در جشن سلام سینما که سینماهای مملکت رایگان شده بود، چند سینما آسیب دیده بود و چند نفر هم مجروح شدند.

وضعیت فعلی سینماروها

اگر اختلاف نظرهای زیادی با سعید عقیقی دارم اما با این بخش حرفش موافقم:
[ﮔﻮﯾﺎﯼ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺳﯿﻨﻤﺎﯼﻣﺎﺳﺖ.ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﮑﺮﺩﯼ ﻣﺤﻠﯽ، ﺑﯿﻨﻨﺪﮔﺎﻥﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ " ﺟﻮّ "ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ (ﻭ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﻧﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ) ﺳﺮﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؛ﺑﯽ ﺁﻥ ﮐﻪ ﻣﻌﯿﺎﺭ ﻓﯿﻠﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﮐﻨﺪ، ﯾﺎ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﯼ ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﺩ .]۱
چیزی که در این چند سال جشنواره فجر دیده ام. گاهی صف های طویل که در بین مخاطب ها با موارد عجیبی هم برخورد می کردم.

۱) منبع: فیسبوک شخصی عقیقی

جوایز بچه های هرمزگانی در جشنواره فجر

سه جایزه و یک تقدیر برای هنرمندان هرمزگانی در تئاتر فجر. خیام مویدی در بخش پوستر، علیرضا داوری در بخش طراحی صحنه، حامد علیزاده در بخش موسیقی، وتقدیر از خانم مریم سالاری برای بازیگری. تبریک به این عزیزان به خاطر موفقیت های اخیرشان. 

این روزهای نمایش

این روزها تیاتر استان هرمزگان دوران پر جنب و جوش و خوبی را پشت سر می گذارد. هم حضور فعال بچه های نمایش در جشنواره فجر. هم حضورهای پر رنگشان در اجراهای خارج از کشور. این بدان معناست که مسىولیت این گروه ها هر روز سخت از گذشته می شود. با آرزوی موفقیت برای ایشان و همچنین سایر رشته های هنری.

سرسختی

واژه ها بی هدف ریخته می شدند روی صفحه سپید. و مرد ناگزیر باید تا فردا صبح تمام مدادهای سیاه را تمام می کرد...

بعد نوشت یک جایزه ادبی

۱- جایزه داستان های ده کلمه ای امسال هم تمام شد، خیلی ها در اطلاع رسانی این رویداد ادبی تلاش کردند، از همه آنها تشکر می کنم: محمد معینی عزیز که در چندین شبکه اجتماعی این رویداد را بازتاب داد. همچنین حسن راستین، فاطیما مدنی، محمد سایبانی، نسترن محسنی، عادل شریفی، منیژه آقایی، امید عبدالهی، محمدثقفی، ابوذر نوروزی نژاد، میثم جاهد، بهروزعباسی، سمیراپورکهندلی، سمانه غریب پور و تمامی دوستانی که دورادور در شبکه های مجازی و غیره به اطلاع رسانی این رویداد فرهنگی پرداختند.  

۲- دوستی با عنوان «خواننده» کامنتی گذاشته بود که نتوانستم تایید کنم. معمولا کامنت های بی ربط با پست را تایید نمی کنم. حالا درست است آزادی بیان اما اینکه بیایی زیر پست فواید انبه از فواید دمپایی ابری سخن بگویی چیز کاملا بی ربطی است. یک سری کامنت های دیگر هم هست که مرتبط به پست است اما تایید نمی شوند و آن هم کامنت هایی است که در آن از یک سری الفاظ رکیک استفاده شده است. حالا نه به خاطر رکیک بودنشان بلکه به خاطر نظام فیلترینگ جمهوری اسلامی که در هر وبلاگ و سایتی به دنبال کلماتی است که از کمر به پایین اشاراتی کرده باشد. کامنت اینگونه تایید شود، فیلتر می شویم. حالا دوست عزیز، شما که قصد مخالفت کردن با من یا این وبلاگ را دارید خواهشا از طرق دیگری اقدام کنید که به بسته شدن اینجا نینجامد. در ضمن این نکته را هم فهمیدم که بسیار خلاق هستی و هیچ علاقه ای هم به این جایزه ادبی نداری. اما این نکته را هم فراموش نکن که ما تنها برگزار کننده این جایزه هستیم، خوب بودن یا بد بودن آثار هیچ ارتباطی به ما ندارد، پس لزومی ندارد که فکر کنی افرادی به خاطر خوب بودن آثار از ما تشکر می کنند. دقیقا مثل همان شخصی که با هواشناسی تماس گرفت و از آنها به خاطر خوب بودن آب و هوا تشکر کرد.

۳- همین.

تاریخ زمین

*اینجا  قرار بود محل درج یک شعر عاشقانه باشد
من ۲۲ سال دیر اقدام کردم
تو را پیش از این خدا سروده بود

* امروز روز شروع تاریخ زمین است
تاریخ میلادی تو 

* رامی میگه:
مه با تو ای بخترین یار،هنو یه دنیا کار اُمهسته...

نتایج پنجمین جایزه داستان های ده کلمه ای فراموشی لی

نتایج پنجمین جایزه داستان های ده کلمه ای فراموشی لی اعلام شد. می توانید با دانلود  فایل پی دی اف  که در سایت www.10w.ir  قرار داده شده، داستان های این دوره را بخوانید. در این فایل علاوه بر داستان های برگزیده و شایسته تقدیر میتوانید آثاری که نامزد دریافت جایزه بودند را مطالعه نمایید. داستان هایی که در دو مرحله انتخاب شده بودند نیز مشخص شده اند.
پنجمین جایزه داستان های ده کلمه ای فراموشی لی

در یا بر

همیشه برخی واژه ها یک معنی را نمی دهند.
واژه ها بسته به محل قرارگیری، کلمات پس و پیششان ممکن است معانی متفاوتی بدهند.
کلمه «در» ممکن است معنی وسیله ای که از چوب یا فلز ساخته می شود را بدهد، معنی درون نیز بدهد.
کلمه «بر» ممکن است معنی بغل را بدهد، روی چیزی بودن را نیز معنی دهد.
حالا این «بر» یا «در» را کجا و قبل و یا بعد از چه کلماتی استفاده کنیم هم ملاک است.
ممکن است بر را قبل از یک کلمه یا بعد از یک کلمه مشخص استفاده کنیم.
----------------
میله بر دستش بود، میله در دستش بود
(معنی: میله را با دستش گرفته)
اینجا در و بر یک کاربرد، یک معنی و یک تصویر را دارند.
حالا با جا به جا کردن کلمات معنی تغییری نمی کند.
دستش بر میله بود.
(معنی : میله را با دستش گرفته)
دیدید، با جابه جا کردن کلمات تفاوتی در معنی یا تصویری که ارایه می دهد بوجود نیامد.
حالا مثالی دیگر:
دست بر دست یار گرفت
دست یار بر دست گرفت
در اینجا نیز با جابه جا کردن دست یار نیز تصاویر و معانی یکسان است.
فاعل یک کار را انجام داده.
(دست یار را با دست گرفته است)
(نکته‌ی بدیهی اینجاست که کلمات «در» و «بر» در برخی موارد با جا به جا شدنش کلمات قبل یا بعدشان ممکن است معانی برعکسی را بدهند که این جز ویژگی های زبان است و طبیعی است)
مثل : لیوان در دست ، دست در لیوان
یا
سر بر بالشت گذاشت. بالشت بر سر گذاشت
اینکه زبان این ویژگی را دارد تا بتواند در موارد مختلف انعطاف از خودش نشان دهد از زیبایی‌های زبان است. وگرنه از دل این زبان ادبیاتی بوجود نمی آمد، و تمامی متون پا را فراتر از نامه های اداری نمی گذاشتند. برای زبان نمی شود نسخه پیچید(نسخه ای که در آن همه چی فرموله شده است، مخصوصا برای ادبیات)، دلالت های ضمنی زبان را وارد فضای پیچیده تری می کند. لااقل تا کنون شاعران ایرانی نشان داده اند که زبان فارسی ویژگی های زیادی دارند.