من به بیراهه رفته ام ، تو کم نیاورده ای .
نویسنده: شهاب
پنجره ششم - محمد نریمانی
اولین برخورد من و محمد ( اصغر ) نریمانی بر میگردد به سال هشتاد و دو . زمانی که هنوز فرهنگسرای شهید آوینی به پارکینگ امامزاده سید مظفر تبدیل نشده بود . آن زمان که جلسات چهارشنبه داستان منحل نشده بود و هنوز شور و شوق رفتن به فرهنگسرا بین بچه ها دیده می شد ، در یکی از همان جلسات داستان بود که دیدمش و بعدها آنقدر آشنا شده بودیم که تدوین اولین فیلمش را با هم انجام دادیم سال هشتاد و شش . محمد به غیر از ساخت فیلم ، کارگردانی یک تئاتر را هم در کارنامه اش دارد ، و بیش از همه اینها در زمینه ادبیات فعالیت کرده ، کمتر کسی است از بچه های هنرمند استان که شعرها و ترانه های او را نخوانده و نشنیده باشد . مخصوصا زمانی که خودش آنها را بخواند ، احساس میکنی خود رامی یا یکی از شاگردان خوب او جلویت نشسته . همان سال هشتاد و شش یکی از کارهایش را با صدای خودش در فیلم قطب جنوب استفاده کردم . مصاحبه ی نریمانی بر خلاف مصاحبه مرتضی نیک نهاد و تمام روزهایی که با هم گپ می زنیم خیلی کوتاه و جم و جور از آب درآمد . یعنی بعضی جاها من با سکوت مواجه شدم . به همین خاطر بعد از مصاحبه یکی از اشعارش را گذاشته ام البته با اجازه خودش .

کلام صد و بیست و ششم
بعد از خداحافظی بر میگردی سوالت رو بپرسی یا میذاری یه سوال یه عمر روی دلت سنگینی کنه ؟
و باز کارکنان بی حقوق
بعد از شنیدن خبر دریافت نکردن حقوق کارکنان و کارگران مناطق مختلف کشور که در کارخانه ها و شرکت های گوناگون دست به اعتصاب زده اند ، چند روز پیش باخبر شدم که برخی کارکنان روزمزد شرکت مخابرات بندرعباس هم به خاطر دریافت نکردن حقوق چند ماهه ی خود مدتی سر کار حاضر نشده اند . هم اکنون بخش ۱۱۷ شرکت مخابرات نیز غیر فعال است .
پنجره پنجم - مرتضی نیک نهاد
آشنائی من و مرتضا بر می گردد به جشنواره اردی بهشت . یعنی اولین فیلم تدوین شده مرتضا را سال هشتاد و پنج در اولین جشنواره فیلم اردی بهشت دیدم ؛ انتشار گنجشک ساخته ابراهیم پشتکوهی . به هر حال بعد از جشنواره شرایطی بود که همدیگر را میدیدم ، اما دوستیمان بر می گردد به اولین فیلمی که مرتضا شروع کرد به ساختن و هیچ وقت هم تمام نشد ( کنسرت سگ ) . او علاوه بر تدوین ، گویندگی رادیو ، وبلاگ نویسی ، روزنامه نگاری و طراحی صحنه اخیرا به سمت طراحی گرافیک آمده . علاوه بر روحیه تجربه گرایی که دارد همیشه دوست دارد بهترین باشد که این را می شود در کارهایش دید .
کلام صدو بیست و سوم
گاهی خیلی دیر میرسیم ، گاهی اصلا نمیرسیم ، نمیدونم پس کی میرسیم ؟! / اینروزا
همدردی - sympathy - Rare Bird
گروه Rare Bird ( پرنده نادر ) یک گروه پروگرسیو راک است که در سال ۱۹۶۹در انگلستان تاسیس شد ، اما موفقیت هایشان بیشتر در سایر کشورهای اروپائی بود تا خانه خودشان . بیشتر آنها را با تک اهنگ همدردی - یاد می کنند . قطعه ای که یک میلیون نسخه از آن درسراسر جهان بفروش رفت .
[audio:http://leee.ir/wp-content/uploads/Sympathy.mp3|titles=Sympathy]
ویدئویی از این گروه را میتوانید در اینجا ببیینید . متن ترانه و ترجمه آن را در ادامه آمده است .
کلام صد و بیست و دوم
وقتی قصه شروع شد او رفته بود ، و من ماندم و داستانی که هیچ کس نداشت . اینروزا
پنجره چهارم - صدیقه طاهری
قبل از اینکه با خود صدیقه آشنا بشوم وبلاگ دیوونه خونه ی من یکی از بازدیدهای همیشگی من بود در این دنیای مجازی . به هر حال آنموقع هنوز تعداد وبلاگ نویسان بندرعباسی کمتر از تعداد انگشتان دست نشده بود . شاید تقریبا یک سال گذشت که از طریق شبکه های اجتماعی با خود صدیقه طاهری آشنا شدم . او دانشجوی کشاورزی و از وبلاگنویسان قدیمی این شهر بحساب می آید . سال ۸۹ سالی بود که به همت او و تعدادی دیگر از جوانان بندرعباسی تشکلی با عنوان دلهای پاک تاسیس شد . چیزی که در این شهر وجودش بیش از پیش احساس می شد . تشکلی که تا به حال علاوه بر رسیدگی به کودکان سرطانی ، آسایشگاه روانی و خانه سالمندان برنامه های زیاد دیگری را در آینده کاری خود دارد .
کلام صد و بیست و یکم
ما آدما همیشه عادتمون از دست یکی دلگیر باشیم ، مهمم نیست که حق با ماست یا نه! / اینروزا

