سکوت زائیده ی سوالهای بی جواب تو نیست . سکوت تو تردیدیست که پشت نگاهت جوانه زده است . سکوت تو حرف هائیست که هر روز زمزمه می کنی .
نویسنده: شهاب
کلام صد و هشتم
خدایا منو از وسط این سریال کلمبیایی بکش بیرون .
مروارید آبی
واژه ها دانه های آبی رنگی هستند که تو به گردن آویخته ای
و شعر
لباس ابریشمی اش را به تن تو کرده است
کلام صد و هفتم
دلم برای اون یارو که پدرم دیدش و گفت کجا میری و از در خونه همسایه اومد پائین ، راهشو گرفت و رفت ، سوخت.
پازل
اگر تکه های کوچکی را روی زمین پیدا کردید ، جمعشان کنید . شاید ذره ها به اندازه سلول هایی باشند که از انسانی جدا شده است . ذره ها را کنار هم بچینید . از دیگران هم بپرسید . شاید مقادیری پیش آنها باشد . سخت است اما کامل میشوم ...
باران که بارید فراموش شدیم
این نامه که نوشته ای تمام نمی شود
یک سلام دارد
و هیچ خدا نگهداری ...
شاید پیش از آنکه شروع شود تمام شده بود ...
کلام صد و ششم
چرا مردم برای یک خرید عید آنقدر از خودشون خشونت نشون میدم که سه نفر کشته بشن ؟ چرا ؟
کلام صد و پنجم
آدم های اس ام اس های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم های اس ام اس های پرمهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی. / اینجا
کلام صد و سوم
با چشمان خود حرفی بزن ، الهه ی سکوت من
کاکتوس ظریف
چند هفته ایست که یکی از دو گلدان محل کارم ، رو به زردی گذاشته و کم کم دارد خشک می شود . هر دویشان را دوستی آورده بود کادوی محل جدید کارم ... از وقتی با یکی شان بد رفتاری کردم این طوری شد . مقصر خود من بودم . کاکتوس ها باید نور خورشید بخورند تا همیشه سبز باشند . کاکتوس ظریف و زیبایی بود . احساس می کنم ریشه اش باید در خاک خوبی باشد . امیدوارم دوشنبه فارغ از هر گونه مشغله کاری به ریشه هایش برسم . عکس کاکتوس ها هم مدتی پیش گذاشته بودم . اینجاست .