با چشمان خود حرفی بزن ، الهه ی سکوت من
نویسنده: شهاب
کاکتوس ظریف
چند هفته ایست که یکی از دو گلدان محل کارم ، رو به زردی گذاشته و کم کم دارد خشک می شود . هر دویشان را دوستی آورده بود کادوی محل جدید کارم ... از وقتی با یکی شان بد رفتاری کردم این طوری شد . مقصر خود من بودم . کاکتوس ها باید نور خورشید بخورند تا همیشه سبز باشند . کاکتوس ظریف و زیبایی بود . احساس می کنم ریشه اش باید در خاک خوبی باشد . امیدوارم دوشنبه فارغ از هر گونه مشغله کاری به ریشه هایش برسم . عکس کاکتوس ها هم مدتی پیش گذاشته بودم . اینجاست .
کلام صد و دوم
چقدر از هم دوریم بی آنکه فاصله ای داشته باشیم...! / یک کامنت از اینروزا
کلام صد و یکم
نمایش فیلم های منتخب جشنواره فیلم کوتاه

ساعت نمایش فیلمها : پنج و نیم تا هشت شب
کلام صدم
- احساس تنها تر شدن می کنید ؟
- بله . سوالتون هم عجیب نیست ... .
این دسته های لعنتی
روزی به دوستی گفتم که انسانها دو دسته اند : انسانهای دسته اول و دسته دوم . تنها تفاوتشان این است که یک عده در دسته اول و عده ی دیگری در دسته دوم قرار دارند . همان موقع یک جمله از شخصی گفت که نامش از خاطرم رفت اما جمله اینگونه بود که : احمق ترین انسانها آنهایی هستند که انسانها را به دو دسته تقسیم می کنند . به هر حال از آن روز به بعد چند چراغ این شکلی هم در ذهنمان روشن شد که ممکن است آدمهای احمق دسته بندی شده ای هم وجود داشته باشند . آدمهای احمقی که دسته بندی می کنند و آدمهای غیر احمقی که دسته بندی نمی کنند . ولی مدتی است که به دسته بندی جدیدی از انسانها رسیده ام . البته تاکید می کنم که رسیده ام . یعنی از قبل وجود داشته و بنده حقیر تازه برایم قابل لمس شده است :
( انسان های کم حرفی که از روی داناییِ زیاد به کم حرفی رسیده اند و انسانهای کم حرفی که از روی نادانی کم حرف می زنند )
پ . ن ۱ و ۲ : آیا نادانها جز همان احق ها دسته بندی می شوند ؟ / اگر کسی آن جمله و صاحب آن جمله را به یاد آورد در قسمت نظرات همین پست بنویسد .
کلام نود و نهم
پر از یعنی های تمام ناشدنی هستی .
کلام نود و هشتم
منتظر خورشید پشت این ابرهای تیره مباش . او دیریست که غروب کرده ...
شعر
کسی
بابت
این شعر ها
به تو
پولی نمی دهد