« دوست داشتم باشی ، نبودی » . این را نوشته بودم و نمی دانستم بفرستم یا نه . وارد آسانسور شدم و با همان دست که گوشی را گرفته بودم چرخی روی دکمه ها زدم . یادم نمی آمد کدام را بزنم . ذهنم سمت بودن و نبودن بود و طبقه لعنتی پاک فراموش شده بود . دکمه ارسال را زدم و خیره ماندم به صفحه گوشی که آیا می رسد یا نه . نقطه چین ها داشتند دور نامه می چرخیدند که مرد چاقی داخل آمد و دکمه ای را زد . کمی خودم را جمع وجور کردم و تکیه دادم به آینه پشت سرم . آسانسور داشت با تکان خفیفی حرکت میکرد که مرد عطسه زد و آب دهانش را ریخت روی صفحه گوشی و صورتم . گوشی خیس شده را با پیراهنم تمیز کردم و گذاشتم توی جیب شلوارم . نگاه کردم بببینم مرد چاق سرما خورده دکمه کدام طبقه را زده . انگار نه انگار که تف مالی ام کرده . گوشی اش را در آورده بود و داشت چیزی می نوشت .
نویسنده: شهاب
کلام نودم
هرچی رو که ما آرزو کردیم قسمت دیگرون شد . چرا هیچ آرزویی مال ما نشد ؟ / رضا
-------------------
آرزوها به دلم بود و به جائی نرسید / فرصت از دست شد و کار من از کار گذشت / SMS
شادی کردن با صدای غمگنانه ی یاسمین لوی
***
چندی پیش پستی گذاشته بودم که در آن یکی از قطعات خانم یاسمین لوی معرفی شده بود . دوستی به واسطه همین پست به وبلاگم رسیده بود و در خصوص متن ترانه نکاتی را اشاره کرده بود ، وی همچنین ترجمه بهتری از آن را فرستاد که می توانید پست قبل و کامنت های مربوط به آن را در اینجا ببینید . چند روز بعد دوباره کامنتی از طرف آن دوست ناشناس عزیز به دستم رسید که در آن متن ترانه دیگری از خانم لوی بود . همان کامنت باعث شد که بعد از مدتی در فرصتی مناسب قطعه مربوطه را بگذارم . این قطعه نیز همچون کار قبلی خانم لوی از مجموعه La Judería /2005 انتخاب شده . اولین کاری که از این خواننده خوش صدا شنیدم و باعث شد پیگیر باقی آثار وی نیز بشوم . معنی ترانه ای که خواهید شنید ، شادی کردن است . قسمتی از مشخصات این خواننده نیز در همان پست پیشین آمده است .
[audio:http://leee.ir/wp-content/uploads/Yasmin-Levy-La-Alegria.mp3|titles=Yasmin Levy - La Alegria]
با سپاس از حبیب که ترجمه متن از اسپانیایی به فارسی را انجام داد . در ادامه ، متن ترانه به همراه ترجمه آن آمده است .
کلام هشتاد و نهم
از این پس به جای واژه بیگانه اینترنت از واژه زیبا و شایسته ی فیــلتــرنت ، استفاده میکنیم .
کلام هشتاد و هشتم
فردا کوچ پرنده ها تموم میشه . میای یا بیام ؟
کلام هشتاد و هفتم
لباس عشق را در آوردیم ، اندازه ی ما نبود
کلام هشتاد و ششم
صدا کن مرا/صدای تو خوب است/صدای تو سبزینهی آن گیاه عجیبی است/که در انتهای صمیمیت حزن میروید/سهراب سپهری
چند پست یکباره
1 - مسابقه داستان های ده کلمه ای با هر کم و کاستی که وجود داشت تمام شد . انتقادهائی هم به همراه داشت که شخصا قسمتی از آنها را بر خود می پذیرم و سعی می کنم در سالهای آینده برگزار کننده بهتری باشم . نتایج انتخاب بازدیدکنندگان تا پایان مهلت اعلام شده به شرح زیر است .
داستانهای شماره ۶ و ۹۷ - ۵ رای / داستانهای شماره ۲۹ . ۶۲ . ۷۸ . ۱۰۸ - ۲ رای / داستانهای شماره ۱۹ . ۲۲ . ۲۴ . ۶۰ . ۷۰ . ۷۶ . ۸۷ . ۹۱ . ۹۳ . ۱۰۳ . ۱۱۶ هر کدام صاحب ۱ رای شدند .
از دو اثری که بیشترین رای را آورده اند تقدیر خواهد شد .
2 - ای کاش در پست پیشین که مربوط به اعلام نتایج و انتخاب بهترین داستان از طرف بازدیدکنندگان وبلاگ بود برخی از دوستانی که نظر داده بودند با ادبیات بهتری دیدگاه های همدیگر را نقد می کردند و نظرات به سمت توهین کردن پیش نمی رفت .
3- دوست خوبم دسامبر سفید من رو به یک بازی وبلاگی دعوت کرد ، غافلگیرم شدم . اگر چه به خاطر نظر سنجی داستانها نمی تونستم پستی بذارم ولی الان به تمام سوالات پاسخ میدم و در ادامه به رسم این بازی ، هفت نفر از دوستانی رو دعوت می کنم که معمولاً با فاصله وبلاگشون آپ میشه . حنیر/ وقتی آسمان به زمین میچسبد/ رهبر/ لاکپشت / استاره / پلاک ۶۶ / ماهی بالی
البته دوستانی هم که با دیدن این پست این بازی رو توی وبلاگشون انجام میدن ، اطلاع بدن که لینکشون رو در پانوشت همین مطلب اضافه کنم . بازی در ادامه (بیشتر…)
کلام هشتاد و پنجم
- حالا تا ایستگاه اتوبوس منو همراهی می کنی ؟ در سحرگاه ۱۴ دی ماه .
اعلام نتایج داستانهای ده کلمه ای فراموشی لی (دومین دوره)
قریب به یک ماه و هفت روز پیش زمانی که فراخوان دومین دوره داستانهای ده کلمه ای را اینجا می گذاشتم هیچ وقت تصور نمی کردم که ماحصلش بشود ۱۱۸ اثری که توسط ۲۸ شرکت کننده ارسال شود . جا دارد همینجا قدردان زحمات دوستانی باشم که در این حرکت یاری ام کردند ، همچنین دوستانی که از طریق وبلاگهایشان زحمت انتشار فراخوان را کشیدند . و حتی دوست ناشناسی که فراخوان داستانهای ده کلمه ای را در اینجا قرار داده بود . (بیشتر…)
