این سیکل را بارها و بارها در مورد یک سری افراد دیده‌ایم، نتیجه‌اش را نمی‌دانم. حتی نمی‌دانم این کارها برای فریب دادن خودشان است یا چیز دیگری. اما انگار توی همین سیکل گیر کرده‌اند. سیکلی که نتیجه‌اش را سالهاست روی زندگی میلیون‌ها هم‌وطن دیده‌ایم.
برای راحتی بیشتر این سیکل را به صورت منولوگ‌ها و دیالوگ‌هایی که غالبا به کار می‌برند می‌نویسم:

۱- شرایط مسخره است. گرونی و فیلترینگ امان‌مون رو بریده.
۲- لعنت بهشون.
۳- لعنت بهشون.
۴- ااااا، انتخابات. اما من تحریم می‌کنم.
۵- وای اگه رای ندم یکی عین جلیلی میشه رئیس جمهور.
۶- بریم رای بدیم وضعیت از این بدتر نشه.
۷- اینکه بدتر از جلیلیه.
۸- خب یکم غُر غُر می‌کنم.
۹- دیگه سکوت تا غرغر بعدی نسبت به فیلترینگ و گرونی.

| بدون نظر

+ چرا به کودک بلوچ شلیک کردید؟
– به کودکان سایر اقوام هم شلیک کردیم.

| بدون نظر

مستند جهنم روی زمین که به سقوط سوریه و قدرت گرفتن داعش می‌پردازد از این جهت فیلم مهم و قابل توجهی‌ست که به شیوه‌ای از حکومت‌داری اشاره می‌کند که نمونه‌ی آن را در کشورهای دیکتاتورزده‌ی خاورمیانه‌ای بارها دیده‌ایم. فیلم با نوجوانی شروع می‌شود که در مدرسه‌ با هم‌کلاسیانش تلاش کرده بود با اعتراضات کشورهای عربی همراه شوند. آنها روی دیوار شعارهایی علیه اسد و حکومت می‌نویسند. اما کمی بعد با سرکوب جدی رژیم اسد روبرو می‌شوند. سرکوب و بازداشتی که کم‌کم به اعتراضات خیابانی توسط مردم می‌انجامد. و اینبار سرکوب گسترده‌تر و در ادامه جداشدن بخشی از ارتش سوریه و تشکیل ارتش آزاد سوریه. اما داستان به همینجا ختم نمی‌شود. در کنار ارتش آزاد سوریه جبهه‌های دیگری علیه اسد شکل گرفته که هر کدام هدفی را دنبال می‌کنند. و البته جبهه‌هایی که در کنار اسد قرار می‌گیرند. همچون حزب الله لبنان که با حمایت ایران وارد معرکه‌ی سوریه می‌شود. یکی از این گروه‌ها به گفته‌ی این مستند جبهه‌ایست که از سوی خود اسد برای ترساندن مردم شکل گرفته، از طرفی شاخه‌ی جدا شده از القاعده که بعدا تبدیل به داعش می‌شود هم یک سر دیگر ماجراست که تلاش می‌کند نگاه ایدئولوژیک خود را بر سرزمین‌های به تصرف درآمده‌اش پیاده کند. در این آشفته بازار عملا سوریه به جهنمی تبدیل می‌شود که هنوز پس از به اصطلاح حذف داعش کماکان شاهدش هستیم. هنوز گروه‌هایی خواستار حذف اسد از قدرت هستند و برای همین کماکان خبرهایی از درگیری در سوریه و به خاک و خون کشیدن مردم بی‌دفاع به گوش می‌رسد. دیدن این فیلم برای تمام ایرانی‌ها مهم و ضروری‌ست. اینکه چه طور یک کشور خواهان تغیر تبدیل به یک خرابه می‌شود. و ما کجای این داستان ایستاده‌ایم. و چقدر با آن فاصله داریم.

| بدون نظر

این‌ آخرین عکس از آخرین صفحه‌ی شناسنامه‌ام که در اون آخرین تلاش‌هام برای تغییر از طریق صندوق رای در همین چند سال پیش مشهوده،
احتمالا بعد از این شناسنامه‌م به دست ماشین کاغذخوردکن داده شده و یا از هر‌طریقی نابود شده‌.
پ.ن: من گاهی دلم‌ برای برخی اشیا هم تنگ می‌شه.

| بدون نظر
حوادث چند ماه اخیر کشور، واکنش خشونت آمیز در مواجهه با آن‌ و نگرانی ما از چشم‌انداز این مسیر سکوتِ بیش از این را برایمان دشوار کرده است.
جناب دکتر حسن روحانی، رییس جمهور کشور عزیزمان ایران؛
یک بهار از انتشار متن منشور حقوق شهروندی و تأکید شخص شما بر ترویج، آموزش و رعایت مفاد آن گذشته و حداقل انتظار ما سعه‌صدر در برابر اعتراضات مدنی است. متأسفانه آنچه ما هر روز در عرصه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تجربه می‌کنیم، فرسنگ‌ها با وعده‌هاى شما فاصله دارند. رفتار خشونت‌آمیز با زنانی که به صورت مسالمت‌آمیز به قانون حجاب اجباری اعتراض کردند، دستگیری و توهین به زنانی که پشت دیوارهای بلند استادیوم ماندند، قوانین تبعیض‌آمیز خروج زنان از کشور، شرایط نابرابر اشتغال زنان و… نه ‌تنها نسبتی با حقوق شهروندی زنان ندارد که ضایع‌کننده کرامت انسانی آنهاست.
آیا سرکوب خواسته‌های زنانی که همواره نقشى تاثیرگذار و پیش‌برنده در تاریخ این سرزمین داشته‌اند، جز ترویج خشونت، ناامیدی و بی‌اعتمادی نسبت به مسئولان نتیجه‌ای به بار خواهد آورد؟
ما جمعی از فیلمسازان و فعالان فیلم کوتاه ضمن حمایت از نامه‌ای که چندی پیش توسط عده‌ای از زنان مستند‌ساز منتشر شد، از شما می‌خواهیم بار دیگر منشور حقوق شهروندی را ورق بزنید؛ نه فقط به پاس رأی و اعتماد ما که به احترام قانون و پایبندی به کلام خودتان که گفتید “من سرهنگ نیستم، حقوقدانم”.
ما خواستار آنیم که به جای حذف صورت مساله، شنونده صدای منتقدانی باشید که امید به تغییر دارند.
اسامی امضاء کنندگان: [ادامه مطلب …]
| بدون نظر

 چقدر می‌تونه کثیف باشه شخصی که به خاطر بازی‌های سیاسی ننگین خودش به دروغ ملت رو گمراه کنه…


بندهای سند به همراه ترجمه

| بدون نظر

شاید کمی عنوان بالا ناراحت کننده و اذیت کننده باشد. اما اگر بدانید قرار است هزینه حماقت تعدادی بی‌فهم و درک را ما از جیبمان بدهیم کمی نظرتان عوض می‌شود. روزی که تعدادی احمق بدون نظر نظر گرفتن احتمالات بعدی آن به خاطر شوآفی به اسم بالا رفتن از دیوار سفارت گندی بالا آوردند که حالا ما باید تاوانش را بدهیم (که البته از سوی دستگاه قضایی آنچنان مساله مهمی نبوده) شاید در مقابل این بالا رفتن از سفارت عربستان ساکت نمی‌نشستیم. شخصی به نام مهدی رستم پور از تبعات این حرکت احمقانه و سلحشورانه در کانال تلگرامش نوشته به شرح زیر:

مهدی رستم‌پور✍:

حمله به سفارت و کنسولگری عربستان، خسارتی به ورزش ایران زد که قابل محاسبه نیست.
استقلال تهران با التعاون عربستان
استقلال خوزستان با الفاتح عربستان
ذوب آهن با الاهلی عربستان
پرسپولیس هم با الهلال عربستان همگروه شده‌اند.
متاسفانه هیچکدام نمی‌توانند از امتیاز میزبانی و حضور تعیین کننده تماشاگران استفاده کنند.
ضمناً طبق برآورد سایت تسنیم، در این وانفسای بی پولی، مجموع هزینه میزبانی ما در کشور عمان، شش برابر می‌شود.

—–
حالا متوجه شدید هزینه این حماقت باید از جیب بیت‌المال برود؟

| بدون نظر

در انیمیشن ماری و مکس، جایی مکس می‌گوید: یکبار پلیس منو گرفت و چون دید به جز خودم واسه هیچ کس دیگری آسیبی ندارم من رو آزاد کرد.دیالوگ معروفی هم بود. بارها و بارها هم در شبکه‌های مجازی منتشر شد. 

وضعیت ممکلتمان را می‌بینم یاد مکس می‌افتم. حالا  اگر سوریه و عراق و یمن و شهیدان مدافع حرم را بیخیال  شویم میبینیم این مملکت بیشترین ضررش برای ساکنینش بوده، نه مردم سایر کشورها… 

کسی آنچنان کاری با ایران ندارد، خودشان بیشتر از هر کسی برای خودشان آسیب‌اند.

| بدون نظر

image

این نقاشی که زهرا رهنورد خالق آن است را دختر میرحسین از روزهای اعتراضات مردی به انتخابات هشتادوهشت در اینستاگرامش منتشر کرده است. نقاشی لحظه کشته شدن ندا آقا سلطان را به تصویر می‌کشد.

| بدون نظر

یک‌ کات توی محور
نمای هدشات از خاتمی
– به تمامی افراد هر دو فهرست
(اینقدر هم لزوم نداشت به اینهمه نمای بسته، فهمیدیم آقای کارگردان)
سوالم اینه این چه دموکراسیه که تو این همه سال به دنبال آلترناتیوی به جای رای دادن نبوده؟؟؟
و الان شده دستاویز یه عده که به بهانه تمرین دموکراسی مردم رو بکشونن پای صندوق رای تا تنور مشروعیت بخشیدن به خودشون همیشه گرم باشه…

| بدون نظر