سوراخ ترین دولت تاریخ ایران، دولت دهم…
 همان اول کار، قبل از روی کار آمدن مجددش دست روی کارخانه های قندوشکر گذاشت از آن طرف سیب زمینی زد بیرون که خیرات شد برای تبلیغات دور جدید ریاست جمهوری اش.
یک بار گوجه سبز زد بیرون یک بار گند سه هزار میلیارد تومان رایحه اش در هوا پخش شد که قرار شد کشش ندهیم،
یک بار مرغ از آن طرفش زد بیرون یک بار دریاچه ارومیه، یک بار حجاب زد بیرون یک بار تحریم ها بیشتر شد،
یک بار آمپول بتاکس رئیس جمهور از سوراخ دیگر دولت زد بیرون یک بار اسنفدیار رحیم مشائی اش.
یک بار وزیرش بیرون انداخته شد، یک بار گشت ارشادش زد بیرون.
یک بار سکه اش مسئله ساز شد، در کنارش دلار زد بالا نه بخشید بیرون.
یک بار یارانه ها زد بیرون یک بار بنزین سهمیه بندی اش.
یک بار کارخانه های ورشکسته یک بار تجاوزهای دسته جمعی اش.
یک بار کهریزکش زد بیرون یک بار خون های کف خیابان.
هر جایش را می گیری یک جایش یک نشتی دارد.
اینها فقط تعدادی بود که الان یادم امد، شما هم یادتان آمد اضافه کنید.

| ۱۷ نظر

حکم شلاق سمیه توحید لو  دیروز در زندان اوین اجرا شد . جرم او توهین به رئیس جمهور عنوان شده است . ۵۰ ضربه شلاق با دست و پاهای به زنجیر بسته سهم انسانی بود که توانست پیش از انتخابات ، زنجیره ی انسانی از میدان راه آهن تا شوش را سازماندهی کند . این دانشجوی دکترا یکی از فعالان ستاد میر حسین موسوی بود که یک روز بعد از انتخابات بازداشت شد .

* خدا را شکر پرونده ی اختلاس سه هزار میلیارد  تومانی از طریق درون سازمانی در حال پیگیری است و تنها مشکلات جامعه ما دارد با ۵۰ ضربه شلاق حل می شود .
* حرکات اینچنینی تنها بر ضعف یک سیستم صحه می گذارد و بس .
* رئیس جمهور ایران ، ایران را آزاد ترین کشور دنیا نامیده بود  .

| ۸ نظر

آغاز سرنگونی دیکتاتورهای خاورمیانه را شاید بشود با خود سوزی جوان تونسی دانست که بعد از این اقدام بود که مردم تونس و چند کشور مسلمان دیگر در خاورمیانه علیه دیکتاتوری سرزمینشان قیام کردند . نوشتن این متن به خاطر رفتار جوانی حدودا سی و چند ساله در میدان انقلاب بود که ساعاتی پیش اقدام به خود سوزی کرده است . اگر چه بعد از دقایقی توسط آتش نشانی خاموش شده و از طریق آمبولانس به بیمارستان انتقال داده شده اما خواستم به او بگویم اگر حرکت تو ادامه دهنده ی حرکت جوان تونسی است در واقع یک خیال واهی تو را برداشته برادر ، اگر هزاران نفر هم در همین خیابان های مملکت خودشان را به آتش بکشند ( که به اندازه کافی وسط همین خیابان ها به دار آویخته شده و با چاقو و قمه کِشی جان باخته اند ) آب از آب تکان نمی خورد . که تکان نخورده مدتیست . مردمی که به بدبختی و فلاکت عادت کنند و خو بگیرند را به این سادگی ها نمی توان به خود آورد . همین .
راستی تمام لحظاتی که داشتی در سوزش و درد ، آه و ناله می کردی کسی به دادت رسید یا همه داشتند با گوشی های تلفنشان ویدئوی جدید ضبط می کردند ؟

پ . ن : فعلا از وضعیت جوان خبری نیست .

| ۱۲ نظر

یادآوری بعضی خاطرات واقعا شرم آوره .
شرمم میاد به یاد بیارم که امروز ۲۲ خرداده .
شرمم میاد به یاد بیارم که چگونه با شعور یک ملت بازی شد .
شرمم میاد به یاد بیارم که چگونه حق مسلم یک ملت زیره چکمه های عده ای قلدر پایمال شد .
شرمم میاد به یاد بیارم که با چه شور وذوقی خانواده و دوستانمو تشویق کردم که اول وقت برن رای بدن .
شرمم میاد به یاد بیارم که ملتی را که به دنبال حقوق از دست داده اشان بودن را خس و خاشاک خواندند .
شرمم میاد به یاد بیارم که چگونه آن دختره معصومو به خاک وخون کشیدن وندای آزادی را برای همیشه خاموش کردن .
از یاداوری مسائل مربوط به انتخابات ۸۸ شرمم میاد.نیدونم چگونه بعضی ها با افتخار ازاون یاد میکن و اونو نشانه ی بزرگی ملت ایران میدونند ؟
چگونه میتونند زندانهارو با مردمشون پر کنند ؟
چرا صدای ملتو نمیشنوند ؟ شایدهم اشکال از صدای ملتست ؟ اینها که ازهر نقصی مبرا هستند .
حرف زیاده ولی شرمم میاد که به یادبیارم ، شرمم میاد …

نویسنده : فسیل زنده

| ۱۰ نظر

“سوسیالیسم نمی‌تواند ب هرکسی اجازه دهد ک هر ان‌چه به مغزش خطور میکند بر زبان اورد.
سوسیالیسم نمی‌تواند ب هرکسی اجازه دهد برای خودش حزبی درست کند یا سازمانی براساس هر ان‌چه دلش می‌خواهد.
سوسیالیسم یک نقشه، یک برنامه، یک نظم است ک همه باید مراعاتش کنند.
سوسیالیسم رقابت ازاد نیست …
سوسیالیسم نمی‌تواند در حیطه تولید از فردگرایی حمایت کند یا از هیچ عنصر فردگرایانه دیگری در روبنا.
سوسیالیسم فقط شخصیتی را ب رسمیت می‌شناسد ک معنا و ضرورت پیروی از نقشه‌اش را درک کند و عملن از این نقشه پیروی می‌کند.
سوسیالیسم اعمال فردگرایانه و خودسرانه را نفی میکند؛
سوسیالیسم نیازمند افراد منضبط و فردیت‌های منضبط است.
سوسیالیسم ازادی بورژوایی نیست،
سوسیالیسم لیبرالیسم نیست،
سوسیالیسم یک انضباط است.”

اولین ناشر داستان‌های کافکا

منبع: روح پراگ – درباره ادبیات مذهب سکولار – کلیما – خشایار دیهیمی – نشر نی

نویسنده : احسان ن

| ۹ نظر

بچگی همه ما احتمالا کم نبودند لقمه هایی که یا هواپیما شدند یا ماشینی که قرار بود سُر بخورند توی گاراژ دهانمان . به هر ترفندی که بود تمام غذا را به خوردمان می دادند . اگر خیلی هم می خواستیم قلدری کنیم ، یکی دو لقمه آخر را نمی خوردیم که آن هم احتمال خیلی کمی داشت . مگر می شد از ترفندهای مادرانه فرار کرد . همیشه وعده ای بود که مجابمان می کرد لقمه های آخر را بچپانیم کنار باقی لقمه ها .
ما ایرانی ها هیچگاه از هیچ مقطع تاریخی درس نمی گیریم … همین چند سال پیش خودمان را یادمان می رود که چه طور با وعده های دلخوشکنک راضی میشدیم لقمه ها را یک به یک به زور جا بدهیم توی معده کوچکمان … هم اکنون این تاریخ  در حال تکرار شدن است . باز هم وعده های دلخوشکنک که به زور بدبختی ها و مصیبت ها را با وعده های پوچ می چپانیم توی این زندگی لعنتی که  قرار است در آینده وضعیت بهتر شود . اما تنها یک تفاوت این میان وجود دارد . تک تک آن لقمه ها  باعث رشدمان میشد . اما حالا … ؟؟

پ . ن : قابل توجه بعضی ها . کم کم شخصیت های جدید تری را به ناچار خواهید پذیرفت .

| ۶ نظر

***

| ۸ نظر

مملکت عجیبی داریم . یک روز روحانیت گل سر سبد هستند یک روز می شوند آمریکایی نمیدانم جناب صانعی از کدام حوزه علمیه آمریکا فارغ التحصیل شده اند که این بیشرمان که طلبه هایی بیش نبودند او را مرجع آمریکایی خواندند . دوستان من ، طبق اخبار دیروز جناب کروبی جهت شرکت در مراسم ختمی عازم قم شدند . ماشین ایشان توسط گروهی طلبه و لباس شخصی محاصره شده  و با زنجیر و … ماشین را به کل داغان کردند. و وقتی آقای کروبی به منزل روحانی بزرگوار آقای صانعی رفتند . کلی جماعت که خود را علناً پیرو رهبری معرفی کردند با بلندگو هرچه توهین بود به آقایان صانعی و کروبی نثار کردند و صد البته حاج حسن آقا و حناب هاشمی را هم بی نصیب نگذاشتند .  و این افراد با شعار علیه اینها اعلام کردند  که ما کار خود را میکنیم و اجازه نمیدهیم اطلاعات و نیروی انتظامی در کار ما دخالت کند . که دقیقا” همین طور هست . منزل روحانی بزرگ آقای منتظری هم مورد هجوم این افراد بود . با لگد و سنگ و به جان بیت آن مرحوم افتادند و امروز هم دفتر ایشان پلمپ شد . شما چه فکر میکنید ؟ چرا نیروی انتظامی و اطلاعات فقط بلد است به جان دانشحو ها و مردم عادی بیافتد و کسی با این اراذل و اوباش کاری ندارد و حفاظت هم میشوند ؟

نویسنده : سیما سهرابی

| ۲۰ نظر

حدیث باختهای پی در پی جناب احمدی نژاد حدیث عجیبی نیست .همه چیز از دیرباز از همان موقع که کوله بار روسیه را پر کردیم از هدایای گوناگون از همان موقع که دریای خزر پنجاه درصدیمان شد سیزده درصد از همان موقع که بازار مملکت پر شد از اجناس بنجل چینی و کک هیچ یک از سران هم نگزید معلوم بود. از همان موقع که یک یک کارخانه های ما خوابید و صنعت کشور دچار ورشکستی  و رکود و هویتمان چینی شد( شنیده ام گوسفند زنده از چین وارد میکنند) فاتحه اقتصاد کشور خوانده شده بود. و چه حالا که دوست قدیم و دشمن دیرین به عبارتی (البته اگه شما فهمیدید به ما هم بگویید) به قطنامه رای مثبت داد و دولت چین هم. اما زهی خیال باطل چون روسیه عنوان کرد به دلیل تحریم در شورای امنیت ایران  ازعضویت در شورای شانگهای  باز خواهد ماند. و اینگونه بود که حتی معامله موشکهای S-300  در هاله ابهام فرو رفت و به عبارتی روسیه علنن گفت این معامله سر نخواهد گرفت. عجیب که هنوز با چین دوست هستیم و با روسیه نه ، آیا بدلیل اهمیت ندادن به تایید قطعنامه است  ؟ ( امید به اینکه هر چه بیشتر قطعنامه صادر کنند زودتر قطعنامه دان شورای امنیت پاره خواهد شد و خیال ما هم راحت ) که همچنان دست دولت چین  رامحکم میفشاریم . و به دلیل برهم خوردن اصل معامله موشکها با روسیه در افتاده ایم.

نویسنده : سیما سهرابی

| ۷ نظر

فرا رسیدن فردا را تسلیت میگویم. کاش فردا آفتاب طلوع نکند تا مجبور نشویم به خاطر آوریم روز توهین به شعور ملتی بزرگ به بزرگی تاریخی که خود سازنده ی آن بوده اند. توهین به ملتی که تاریخ به داشتن انسانهایی که از آن بوده اند افتخار کرده و میکند. به کوروشی که در قرآن مجید ذوالقرنین است به سلمانی که جبرئیل امین در هر باریکه به حضور پیغمبر(ص) میرسید از طرف خداوند سلام مخصوص برایش می آورد و سلمان های دیگر که تعدادشان کم نیست تا برسیم به امام که طومار زور گویان و چپاول کنان این ملت را در هم پیچید و دروغ گویان را فراری داد. حالا چه شد که در اندک زمانی دوباره در لباس جماعتی خاکی و ساده زیست بر این ملت سوار شوند بماند که ملت خود در حق خود کرد ولی ایرانی ثابت کرده که هیچ گاه از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود و این بار با چشمان و گوشهایی کاملا باز و هوشیار آمدند تا بگویند ما شعور داریم.اما همه گان دیدند و دیدیم که چگونه ان را به بازی گرفتند و بعداز پایان بازیشان یا ان را در پشت میله ها ی زندان انداختند و یا در کمال ارامش در گورستانها به خاکش کردند و یا…. چه بگویم که ناگفتنم بهتر است کاش کر بودم تا نشنوم فریاد کمکی را از پس کوچه های تاریک شهر کاش کور بودم تا نبینم دخترکی ندا نامی را غرق خون کاش و ای کاش …

نویسنده : فسیل زنده

| ۶ نظر