***

ساعت  ۷ : {زنگ تلفن} آقای وزیر انتخاب شما را تبریک می گویم.
_ شما ؟
_ مدیر امور تجهیز و نوسازی مدارس .
_ {عجب دلخوشی داره} متشکرم .
ساعت ۷/۳۰
: معمولا صبح ها صبحانه نمی خورم چون در حال رژیم هستم .
ساعت ۸ : در دفترم هستم و هیچ نامه و ارباب رجوعی ندارم . حتی تلفن هم زنگ نمی زند .
ساعت  ۸/
۳۰ : چون بیکار هستم و حوصله ام سر رفته به حیاط اداره می روم  و کمی دست و رویم را در حوض وسط باغچه می شویم . آخیش . چه خنک است .
ساعت ۹ : نماینده ی نهضت سواد آموزی در حیاط به من ملحق میشود و چون علت بی حوصلگی ام را جویا می شود و آنرا کمبود مدارس و سرگردانی بچه ها می بیند به من قول می دهد که همه ی آنها را در نهضت ثبت نام کند .
ساعت ۱۰ : هنوز در حیاط هستیم . کم کم چند تن دیگر از معاونان [ادامه مطلب …]

| ۲۰ نظر

مکان : مریخ
یک جوان فضایی با سفینه اش در حال مسافرکشی است که چشمش به یک مادر و دختر فضایی می افتد . با یک نگاه عاشق دختر شده و تصمیم می گیرد خانواده اش را بفرستد خواستگاری دختر.
مکان : یک خانه ی فضایی
جوان فضایی : مادر ما باید بریم خواستگاری اون دختره ! اون خیلی نجیب و مهربونه .
مادر پسر فضایی : اگه به دلت نشسته ما حرفی نداریم بریم .
( برای اینکه کمتر وقت گرفته شود خانواده پسر مانند فیلمهای بی سر و ته الکی الکی بین هفت آسمون  تلفن خانه دختر و پیدا کرده زنگ می زنند و یک قرار خواستگاری می گذارند )
مکان : مجلس خواستگاری در خانه دختر فضایی
پدر دختر فضایی : شما از خانواده ی با شخصیت و اصیل فضایی هستید منتهی همه چیز به این مسائل ختم نمی شود آیا پسر شما سفینه ی شخصی دارد ؟
پدر پسر فضایی : بله یک سفینه ی مدل ۲۰۰۰ داره که فقط یکبار با سایوز تصادف کرده که دادیم تعمیرش کرده اند و حالا پسرم باهاش مسافر کشی می کنه .
پدر دختر فضایی : خونه چی ؟
پسر فضایی : قراره توی کهکشان راه شیری جنب دنباله دار هالی یک خونه اجاره کنم .
دختر فضایی آروم روی صندلی نشسته و با شاخک هایش ور میرود .
پدر دختر فضایی یه نگاه به مادر دختر فضایی میندازه و میگوید : ما با این شرایط حاضر نیستیم دخترمونو به شما بدیم . برای دخترمون از نپتون خواستگار اومده بود پسره خونه ی شخصی سفینه ی آخرین مدل داشت بهش ندادیم .
تغییرپلان
مکان : یک چاله ی فضایی
پسر بر لبه ی چاله ی فضایی می ایستد و با یاس و نومیدی خودش را در قعر چاله ی فضایی رها می کند …

 نویسنده : فسیل زنده

| ۲۳ نظر

از آنجایی که نیروی انتظامی همیشه در صحنه با انجام طرح های ضربتی قصد خشک کردن ریشه شرارت و بیخ کنی این ریشه را دارد و ممکن است در این عملیات از ریشه بیخ کنی ( یا از بیخ ریشه کنی ) مختصر سوء تفاهم هایی با جوانان عزیز پیدا شود بنابراین امیدواریم با رعایت اصول زیر توسط جوانان غیور و رشید و … تمام توطئه های عوامل استکبار جهانی را در نطفه و سایر نقاط استراتژیک دیگر حلق آویز کرده ، خلاصه بهتر از هیچی و خیلی چیز های دیگر است !
1-در انتخاب لباس دقت کنید. لباس هایی بپوشید که به هیچ عنوان جلب توجه نکند . استفاده از رنگ های تیره متنوع مثل سیاه زغالی ، مشکی نوک مدادی ، تیره ی تاریک و سیاه نصف شبی توصیه می شود ( فراموش نکنید بقیه ی رنگ های موجود در عالم هستی فقط به درد چیدن در جعبه ی مداد رنگی می خورند ! )
2- آرایش موی سرتان به نحوی باشد که تحسین بیننده ( به خصوص در میان افراد جنس مخالف ! ) را به دنبال نداشت باشد . تراشیدن سر ، یک مدل موی مناسب است . برای رهایی از یکنواخی می توانید از بین اصلاح با شماره ی ۲ ، ۴ ، و ۸ یکی را به دلخواه انتخاب کنید تا مردم سالاری و حق انتخاب مان هم آسیبی نبیند . در ضمن می توانید ماده ای که متهم اصلی پرونده ی قتل های زنجیره ای با خوردن آن روند پیشرفت پرونده را کند کرد هم به سرتان مالیده ، به یک مدل تازه از تراشیدن موی دست پیدا کنید .
3- ضرب المثل (( کند همجنس با همجنس پرواز ))  را روزی ۱۰ بار تکرار کرده و خیلی بیشتر از اینها هم به آن عمل کنید .
4- در خیابان با دیدن یکی از افراد جنس مخالف که به شما نزدیک می شود ، اگر سمت چپ خیابان هستید به سمت راست و اگر سمت راست هستید به سمت چپ حرکت کنید و اگر از هر دو طرف محاصره شدید بپرید وسط خیابان ! در هر حال خطرش کمتر است .
5- به دختر خانم های محترم پیشنهاد می کنیم با استفاده از زغال و گچ ( از نوع بنایی یا تحریر) صورت خود را سفید و سیاه کنند .
دیدن فیلم های دیکتاتور بزرگ چارلی چاپلین و هفت سامورایی مرحوم کوروساوا را برای گرفتن حس بیشتر و آشنایی با فضاها و چهره های سیاه و سفید توصیه میشود .
6- طبق آخرین تحقیقات دانشمندان انسان در سن ۱۸ تا ۲۵سالگی در برهه حساسی از عمر خود به نام جوانی به سر میبر د !
به دلیل حالت های روحی و روانی خاص و حساس این سن پیشنهاد می شود فرد در فاصله ی این سنین در خانه بماند تا بعد !
7- در تمام مدت سعی کنید با پلیس همکاری های لازم را انجام دهید .
بنابر این اگر خدای نکرده جوانی کردید و یک دسته گلی به آب دادید خیلی سریع خودتان را به نزدیکترین مرکز نیروی انتظامی معرفی کنید .
بالاخره از ما گفتن بود ، بعد نگید که نگفتی !

نویسنده : فسیل زنده

 

| ۲۶ نظر

بعضی ها ، بعضی چیزها را طوری مطرح می کنند که اگر کسی نداند فکر می کند که واقعا شاید خبری شده !
نه اشتباه نکنید ، پرونده ی مفاسد اقتصادی را نمی گویم . منظورم اظهارات اخیر مسئوول یکی از وزارتخانه ها است که نمیخواهم بگویم اسمش تعاون است .
ایشان اخیرا فرموده اند : برای گرفتن موافقت اصولی باید ۳۹۰۰۰ کیلومتر دوندگی کرد ! حالا این که چرا ۳۸۰۰۰ کیلومتر یا ۴۰۰۰۰ کیلومتر نباید دوید ، لابد حکمتی دارد ! ما هم که اصولا اهل فلسفه و حکمت و حرفهای فیلسوفانه – حکیمانه و این جور چیزها نیستیم . اما  اگر آدمی را در نظر بگیریم که نه خیلی لاغر باشد ، نه خیلی چاق ، نه خیلی کوتاه باشد ، نه خیلی بلند ، نه اهل چایی باشد ، نه اهل شیرینی و خلاصه اگر از آن گل پسرهای سر براهی باشد که آهسته و پیوسته با سرعت متوسط یک کیلومتر نه ، دو کیلومتر نه ، سه کیلومترنه … همان ده کیلومتر در ساعت بدود و پنج ساعت نه ، ده ساعت نه ، بلکه دست کم بیست و پنج ساعت در روز یکسره بدود و بلانسبت – بلانسبت کارش مثل ما تعطیل بردار هم نباشد و هر دو سه هزار کیلومتر کارش به تعویض روغن نکشد و به روغن سوزی هم نیفتد ، فکر میکنید در طول یک سال چند فقره موافقت اصولی بگیرد ؟
نه ! شما را جان من حساب کنید ببینید واقعا نمیشد بدون جار و جنجال اعلام کرد که :
( در یک سال ، یک نفر می تواند از وزارت تعاون حداکثر دو تا موافقت اصولی بگیرد ) ؟ اگر بفرمایید نمیشود ، خب … معلوم است آن مقام مسئوول درست گفته دیگر !

نویسنده : فسیل زنده

| ۵ نظر

لابد بارها شنیده اید که فلانی سوار خر مراد است . آیا تا به حال فکر کرده اید که فرق خر مراد با خر معمولی چیست ؟ البته خر خر است چه مال آقا مراد باشد یا مال هر کس دیگری اما موضوع اینجاست که خر مراد اصلا خر نیست . خر مراد یک چیزیست مثل یک آپارتمان شیک یا یک ماشین پر از پول اهدایی فلان بانک یا حتی یک صندلی چرمی در اتاق ریاست که آن را دودستی به شما تقدیم می کنند تا رویش لم بدهید و امر و نهی کنید ! خلاصه باید بدانید که خر مراد هیچ ارتباطی به خر قبرسی و خرمگس و خرخاکی و هیچ خر دیگری که شما می شناسید ندارد . اما چیز دیگری که باید بدانید اینست که اگر روزی روزگاری سوار خر مراد شدید کمربند ایمنی را فراموش نکنید چون که این خر چموش جفتک پرانی کرده و سوارش را با دماغ می اندازد زمین . مثلا کسی را می شناختم که سوار بنز ۱۰۰ میلیونی اهدایی ! راهی ویلایش در شمال بود اما از بخت بد یک پنچری ناگهانی باعث شد خودش و بنزش با هم چپ شوند و از آن طرف یک روز ناگهان آب ، دهن دره کشید و ویلای لب ساحل آن جناب را درسته قورت داد . یا شخص دیگری که به واسطه ی پسر خاله بودنش با رییس فلان بانک چکهای بی محل می کشید بالاخره دستش رو شد و به این ترتیب ایشان که تا همین چندی پیش مشغول خر سواری بودند و حتی گاهی از آدمهای مثل ما سواری می گرفتند یکهو از بالای خر مراد یه وری رفتند تو کوزه . خلاصه اگر شما هم در حال سوار بر مرکب مراد مشغول تاخت و تاز هستید حواستان جمع باشد که از قدیم گفته اند : گهی پشت به زین و بعدش می خوری زمین .

نویسنده : فسیل زنده

| ۲۸ نظر

نفوذ یک جبهه هوای پر فشار بر اقتصاد کشور موجب ناپایداری هایی در سطوح قیمتها شده است . پیش بینی می شود این جبهه که از قدرت زیادی برخوردار است برای ماههای آینده همچنان پایدار باقی بماند . بر این اساس و با توجه به الگوی یاد شده پیش بینی مان را برای مناطق مختلف بدین شرح اعلام می کنیم :
در مناطق ثروتمند نشین هوایی صاف  دلپذیر ، آفتابی ، ملایم  همراه با باد آرام و در مجموع بهاری پیش بینی می شود .
در مناطق فقیر نشین هوایی به شدت سرد ، ابری ، همراه با طوفان و رعد و برق و کولاک شدید … همچنین خطر سقوط بهمن منتفی نیست .
در مناطق متوسط نشین  هوایی سرد ، ابری با بادهای قوی و گرد و خاک پیش بینی می شود همچنین غبار حسرت در ساعات مختلف بعید نمی باشد .
در مناطق تازه خصوصی شده هوایی به شدت مه آلود پیش بینی می شود به طوری که اصلا نمی توان فهمید چی به چی هست؟
برای مسافرینی که قصد عبور از گردنه های اقتصاد کشور را دارند به همراه داشتن سرمایه ی کافی و تضمین های لازم را توصیه می کنیم.

منبع تصویر*

نویسنده : فسیل زنده

| ۶ نظر

روز گذشته جلسه ی هیات دولت به صرف شام و شیرینی برگزار گردید . در این جلسه ابتدا برادر میرزا وزیر محترم نفت و قازوئیل با لهجه ی شیرین خود پیشنهاد کردند به خاطر مبارزه با استکبار جهانی و حمایت از صنایع داخلی فقط از فالوده و بستنی زعفرانی در جلسات هیات دولت استفاده و خوردن هر نوع بستنی فرنگی ممنوع گردد . وزیر صنایع ضمن مخالفت با این پیشنهاد گفت : چون بستنی های رنگی به بستنی قیفی معروف هستند دولت باید به خاطر حمایت از صنایع قیف سازی وصنعتگران پر تلاش این رشته هم که شده جلوی بستنی قیفی را نگیرد . با اعلام کفایت مذاکرات در مورد قیف بحث آنتن های ماهواره ای مطرح گردید . برادر دکتر رحیمی ضمن انتقاد از برنامه های  مبتذل ماهواره ای خواستار خودداری داوطلبانه مردم از تماشای برنامه های ماهواره ای شد . سپس در خصوص چگونگی خودداری داوطلبانه ی مردم از تماشای برنامه های تلویزیون های مبتذل غربی تصمیم  گیری شد . برادر میرزا وزیر نفت پیشنهاد کرد دولت چشم های مردم را با چسب دو قلو بهم بچسباند تا موفق به باز کردن پلک و تماشای برنامه های ماهواره ای نباشند . وزیر بازرگانی اعلام آمادگی کرد تا یک نوبت چسب دوقلوی کوپنی در اختیار مردم قرار دهد . وزیر دارایی گفت :  پیشنهاد استفاده از چسب دو قلو اثرات مهم اقتصادی دارد . وی در ادامه گفت : [ادامه مطلب …]

| ۵ نظر

شما چه نوع جوانی هستید؟ از این پرسش تعجب نکنید آخر جوان داریم تا جوان . نکند شما از آن دسته جوانانی هستید که اول ازدواج می کنند و بعد در به در دنبال کار می گردند و هنگامی که کار پیدا کردند تازه متوجه میشوند که ای داد و بیداد مسکن ندارند . به جای آنکه صاحب خانه شوند اول صاحب چهار تا بچه ی قد و نیم قدم می شوند و سرانجام وقتی که پیر شدند صاحب یک خانه ی نقلی و یک پیکان دست دوم می شوند و هنوز مزه ی صاحب خانه شدن و طعم اتومبیل داشتن را نچشیده و فرق بین گاز و ترمز را ندانسته تلپی می میرند! آیا شما از این نوع جوانان هستید؟

خب نیستید که نیستید چرا داد می زنید؟

شاید شما از آن جوانانی باشید که اول کار پیدا می کنند و سپس با عجله تند و تند خواستگاری می روند اما پدر دختر با یک لبخند ملیح و پر معنی به آنها می گوید :اول ساندویچ بعد سینما !یعنی اول مسکن بعد ازدواج. آیا شما از این جوانان هستید؟

خب نیستید که نیستید چرا داد می زنید؟

شاید شما از آن دسته جوانانی هستید که بر خلاف دو دسته ی بالا اول کار پیدا می کنند بعد خانه می خرند یا اجاره می کنند و سپس با خیال راحت ازدواج می کنند ؟خب در این صورت شما دیگر جوان نیستید لطفا بفرمایید که چند سال دارید؟ چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد نود صد!!

نویسنده : فسیل زنده

| ۴ نظر