زمستان ۸۹ ، ریاست انجمن سینمای جوانان بندرعباس استعفا داده و هنوز فراخوان جشنواره فیلم منتشر نشده است. اعضای انجمن۱ هیچ کدام از علل این تاخیر اطلاع ندارند. دفتر انجمن هنوز نمی داند ارشاد قرار است چه تصمیمی بگیرد.
اسفندماه ۸۹ فراخوان ششمین جشنواره عکس اردیبهشت هرمزگان از سوی انجمن عکاسان هرمزگان۲ اعلام می شود. اعلام نشدن فراخوان فیلم شوکی است برای فیلمسازان. پس چرا نامی از فیلم در عنوان فراخوان جشنواره نیست؟ «ششمین جشنواره عکس اردیبهشت هرمزگان»
اعضای انجمن سینمای جوان با مدیریت وقت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان «همایون امیرزاده»۳ جلسه ای در باب چرایی اعلام نشدن فراخوان فیلم برگزار میکنند. (ارشاد نهادی است که بعد از چند دوره تامین بودجه و برگزاری جشنواره اردی بهشت، حمایت آن را به عهده گرفته است). مدیر مذکور در یک ارتباط تلفنی با یک برنامهی زنده تلویزیونی به نام «دو قدم مانده به صبح»، «قول» داده بود که جشنواره اردی بهشت را هر ساله حمایت کند. که احتمالا منظور ایشان از جشنواره اردی بهشت تنها بخش عکس آن بوده، نه فیلم.
– نبود بودجه
– انتقاد فیلمسازها به کیفیت جشنواره
– نبود مدیریت برای انجمن سینمای جوان
– و ….
مواردی هستند که امیرزاده برای برگزار نشدن جشنواره فیلم اعلام می کند. که البته هیچ کدامشان قانع کننده نیست. یک ارگان دولتی به خاطر انتقاد تعدادی از فیلمسازان نسبت به کیفیت پایین برخی فیلم ها، جشنواره ای را برگزار نمی کند؟ (دلیلی خنده دارتر از این می توان یافت؟) او همچنین می گوید در نشستی که قبلتر با حضور انجمن عکاسان هرمزگان داشته، برگزاری جشنواره عکس را در آن قطعی کرده است.
سوال اول: چه شکاف عمیقی بین فیلمسازان و عکسان که تا سال قبل، جشنواره را با همدیگر برگزار می کردند وجود دارد که فیلمسازها خبر برگزار نشدن بخش فیلم را از طریق کارمندان رده پایین اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی می شنوند؟
سوال دوم: چه شخصی تمام حقوق نظارتی و مدیریتی یک جشنواره را از سینمای جوانان ایران- دفتر بندرعباس برای برگزاری جشنواره ی فیلم و عکس سلب کرده و به یک تشکل غیر دولتی واگذار کرده، که این تشکل می تواند امتیاز یک جشنواره را برای همیشه به نام خودش ثبت کند؟ این موضوع قابلیت پیگیری قانونی دارد؟
سوال سوم: آیا نبود رئیس انجمن دلیل بر برگزار نشدن یک بخش از یک جشنواره می شود، انجمنی که در صورت نبود رئیس همیشه یک سرپرست موقت دارد؟ آیا یک رئیس همیشه به تنهایی یک جشنواره را برگزار میکند، یا اعضای انجمن در برگزاری آن جشنواره دخیل هستند؟ آیا برگزار کنندگان بخش فیلم جشنواره به غیر از یک عده از اعضای همیشگی انجمن بوده اند؟ (برگزار کنندگان تمام دوره های جشنواره ی عکس نیز همه از اعضای انجمن سینمای جوانان ایران- دفتر بندرعباس بوده اند. چه افرادی که در خود انجمن فعالیت می کردند و چه افرادی که خارج از انجمن فعالیتشان را ادامه می دادند)
سوال چهارم: برگزاری یک جشنواره که دو بخش دارد با دو فراخوان، پوستر و گرافیک متفاوت و دو گروهی که هیچ هماهنگی با همدیگر ندارند کمی عجیب و بدور از حرفه ای بودن نیست؟ (که البته هیچ فراخوان و پوستری برای بخش فیلم در سال ۹۰ ارائه نشده و جشنواره در آن سال برگزار نشد و جشنواره ی فیلم و عکس اردی بهشت به جشنواره ی عکس اردی بهشت تغییر نام داد. (جشنواره ای که در روز اول به منظور به نمایش درآمدن و رقابت فیلم هایی که فیلمسازان هرمزگانی می ساختند بوجود آمد، و همچین نمایش و رقابتِ عکس بین عکاسان هرمزگان) )
سوال پنجم: افرادی که نگران حذف بخش فیلم جشنوارهی اردی بهشت نبودند، و جشنواره ی عکس را به راحتی و بی دغدغه برگزار کردند، آیا بعدها این سوال را از خود پرسیدند که فیلمسازی استان به خاطر حذف همان یک سال جشنوارهی فیلم چه ضربه ای خورد؟ آیا اصلا خبر دارند؟ (یکی از همین این افراد بعد از ادارهی ارشاد به وزارت ارشاد رفت.)
سوال ششم: بچه های فیلمساز بعد از خبر حذف بخش فیلم از جشنواره ی ششم چه اقدامی انجام دادند؟
– چند جلسه با مدیریت وقت برگزار شد که در آن یک سری قولهای نصفه نیمه داده شد که در نهایت هیچ کدام به نتیجه نرسید. امیرزاده همچنین پیشنهاد داد که اعضای انجمن بروند برای ریاست انجمن یک نفر را انتخاب کنند تا جشنواره را برگزار کند. که در اصطلاح عام به آن می گویند(وعدهی سرخرمن). در نهایت ابراز امیدواری کرد که بخش فیلم جشنواره را برگزار می کنیم.
– چند بار برای از دست رفتن این بخش از جشنواره به افرادی که احساس می شد می توانند در برگزاری آن نقشی داشته باشند نامه نگاری شد.
– تعدادی هم از سینماگران استان اعم از : احسان رضایی، منیژه آقایی، علیرضا محسنی، مرتضی نیک نهاد، شهاب آب روشن، احسان نفیسی، زهرا کریمی و ایمان رضائی تا گیت VIP فرودگاه بندرعباس می روند تا بتوانند کمترین حق خود را که بازگشتن بخش فیلم به جشنواره ی اردی بهشت است را از معاونت سینمایی وزارت ارشاد مطالبه کنند. لازم به ذکر است که معاونت وزارت ارشاد در آن سال جواد شمقدری بود. حالا می توانید حصول نتیجه را تا انتها، نانوشته بخوانید. (اردی بهشت ماه ۹۰ همزمان با برگزاری جشنواره خلیج فارس وزیر ارشاد و همچنین معاون سینمایی کشور«جواد شمقدری» در بندرعباس حضور داشتند)
جوابی که برخی فیلمسازان بعد از حذف بخش فیلم جشنواره ی اردی بهشت از تعدادی دوستانِ هنرمند خارج از صنف سینما دریافت کردند چیزی جز بی عرضه خواندن فیلمسازان نبود.
پ.ن ۱ : نگارنده که در اسفندماه۸۹ به طور اتفاقی مسیر هرمز- بندرعباس را با همایون امیرزاده همسفر بوده را به یاد دارد، «ایشان ابتدا با لحنی نامناسب وی را خطاب کرده و خواسته که برای ریاست انجمن سینمای جوان اقدام کند، جواب همان موقع خیر بوده است. ایشان با همین حال، با قاطعیت گفتند که جشنوارهی فیلم در سال ۹۰ برگزار خواهد شد.»
پ.ن ۲ : شخصی مدتی پس از از اینکه ریاست انجمن سینمای جوانان ایران – دفتر بندرعباس معرفی شد، ابراز پشیمانی کرد که چرا کاری کرده است که ایشان به عنوان ریاست انجمن انتخاب شوند. یا به عبارتی فرموده اند: خودم کردم که لعنت بر خودم باد.
پ.ن ۳ : وقتی شخصی توانایی انجام کاری را در خود می بیند و از وی خواسته می شود که آن را انجام دهد، پسندیده تر آن است که آن را انجام دهد، و وقتی شخصی کاری را به خوبی نمی تواند انجام دهد و احساس میکند نمی تواند با پذیرفتن آن به هدف مورد نظر دست پیدا کند، پسندیدهتر آن است که آن کار را انجام ندهد.
پ.ن۴ : جمله ی بالا میخواست بگوید : پذیرفتن یا نپذیرفتن پیشنهاد ریاست انجمن یا برگزاری جشنوارهی عکس، مساله ی مهمی است.
دانشنامه:
۱- اعضای انجمن : افرادی که از اولین روز سیاستگذاری جشنواره ی اردیبهشت در آن دخیل بوده و در برگزاری تمام دوره های جشنواره ی فیلم و عکس اردی بهشت بخصوص بخش فیلم آن حضور پررنگ داشته اند.
۲- انجمن عکاسان هرمزگان : انجمنی که در چند دوره از جشنواره ی فیلم و عکس اردیبهشت بخش عکس را در کنار بخش فیلم جشنواره برگزار کرد. البته در دوره ی ششم این اتفاق نیفتاد.
۳- همایون امیرزاده: مدیریت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان در سالهای ۸۵ الی ۹۰ که بیشترین اختلاف بین هنرمندان در حوزه های مختلف هنری در دوران مدیریت ایشان بوجود آمد. ایشان جز اولین اعضای افتخاری انجمن عکاسان هرمزگان بودهاند.
امروز دوم مرداد ماه تولد دو دوست خوب من است، احسان و مرتضا. دو دوستی که بی شک از آینده داران سینمای کشور هستند. دو سینماگرانی که در حیطه ی سینمای مستند و داستانی هم اکنون از ستون های سینمای استان محسوب می شوند. برای این دو عزیزآرزوی موفقیت دارم. به امید شنیدن خبرهای خوب برای این دو فیلمساز.
عمرتان سراسر پر از شادی و سینما …
“به نام او که شفا دهنده است”
یک توصیه ی مهم و اقتصادی برای عموم برادران و خواهران سینماگرنما[*] :
احتراماً، توصیه می گردد که بیش از این با تبرهای کُند و شکسته ی خود به تَنه ی سخت و ستُرگ “خانه سینمای ایران” ضربه نزنید، چرا که هم جان ناقابل خود را خسته می کنید و هم برایتان توجیه اقتصادی ندارد. لذا پیشنهاد می گردد با توجه به اینکه شما دایه های دلسوزتر از مادر و سینه چاکان سینما پیش از اینکه دغدغه ی سینما و فرهنگ داشته باشید، تمام و کمال در خدمت گیشه و بیشه هستید، هر چه سریعتر سرمایه های بادآورده ی خود را روی هم بگذارید و در مکانی سوق الجیشی و خوش عبور و مرور، اقدام به تأسیس یک یا چند باب سوپرمارکت نمایید، که به قول بزرگان علم نجوم و ستاره شناسی هزار بار مُفیدتر و عاقلانه تر از فعالیت فرهنگی است و صد البته مزایای بیشماری دارد که در ذیل به چند مورد از آن اشاره می گردد:
اول اینکه در مصرف انرژی مکانیکی، زور بازو و تَورم رگ گردن صرف جویی کرده و خلاصه در این فصل گرما بی خود و بی جهت عرق جَبین نمی ریزید.
دوم اینکه با همان مقدار هوشی که دارید و بدون کمترین زحمتی، می توانید در مدت کوتاهی، چندین برابر درآمد قبلیِ خود را بدست آورید. 
سوم اینکه می توانید با افتخار، فیلمهای درخشانی که در چهار سال گذشته خَلق نموده اید را در همان سوپرمارکت هایتان عرضه نمایید و از این طریق به سود مضاعفی نیز برسید.
و بالاخره چهارم اینکه با رَها کردن تمامی مسئولیت های خطیر فرهنگی خود، در اقدامی ماهرانه مشکلات و آسیب هایی که بوجود آورده اید را به گردن دشمنان خود می اندازید و از زیر بار گناه آن نیز موقتاً خلاص می شوید.
البته قبل از اینکه بخواهید به این پیشنهادِ اُکازیون عمل نمایید، فراموش نکنید که متأسفانه برای تأسیس بنگاه اقتصادی مذکور، ابتدا باید با در دست داشتن یک درخواست کتبی، به محل ” اتحادیه صنوف خواربار و لبنیات کشور” مراجعه نمایید و پس از ثبتِ نامه ی خود در دبیرخانه آن اداره محترم، در انتظار طی شدن بقیه ی مراحل اداری بنشینید. مگر اینکه خدایی ناکرده زیاد تمایل به طی شدن این مراحل قانونی نداشته باشید و تصمیم بگیرید در یک اقدام متهورانه و با کمک خلاقیت سمعی و بصری خود، یک صنف جدید مثلاً با عنوان ” اصناف نخودسیاه و کشک فروشان کشور” به راه بیاندازید، که در این صورت بعید می دانم راه به جایی ببرید.
به هر حال به قول قدیمی ها، ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است، پس بیایید و زمان را از دست ندهید و برای نجات سرمایه های بی زبان خود دست از سر این سینما بردارید و به سراغ همان بقالی بروید. خدا را چه دیدید، شاید اگر صبور باشد و به قانونِ واحد صنفی خود هم تمکین کنید، در اندک زمانی بتوانید نامزدِ هیأت مدیره ی آن صنف هم بشوید و دری به تخته بخورد و رأی هم بیاورید، و خُب بعد هم با لابی کردن، راحت می توانید وارد وزارت بازرگانی یا ورزش و جوانان شوید و کم کم خودتان را برای حضور پر قدرت در انتخابات ریاست جمهوری چهار سال آینده آماده کنید. مگر آدم از این زندگیِ دو روزه چه می خواهد.
* سینماگرنما به کسی گفته می شود که چهار سال شمسی(کمتر یا بیشتر) پدرخودش را دربیاورد تا “خانه سینمای ایران” را تعطیل یا تصاحب کند و البته نتواند!
با آرزوی موفقیت روزافزون برای اصناف خواربار و لبنیات کشور
تیرماه ۱۳۹۲ / امید عبدالهی
فیلم کوتاه قدمتی به اندازه ی تاریخ سینما دارد. اولین فیلم هایی که بر روی نگاتیو ثبت شدند، تصاویر مستندی بودند که زمانشان بسیار کم بود. چند سال بعد با ورود «داستان پردازی» به سینما و ساخته شدن فیلم هایی که قصه ای را روایت می کردند، استقبال عموم مردم از فیلم و سینما گسترش یافت. قصه گفتن یکی از ترفندهایی بود که می شد مردم را به سالن سینما کشاند و صنعتی بوجود آورد به نام «صنعت سینما». فیلم هایی که عموماً طول آنها بین ۹۰ الی ۱۲۰ دقیقه بود. اما در این بین فیلم کوتاه راه خودش را از فیلم های سینمایی که همواره صنعتی هم بود جدا کرد و هویت مستقلی یافت. یک فیلم کوتاه می تواند یک فیلم داستانی، مستند، انیمیشن و یا Experimental باشد. فیلم هایی که زمانشان بین چند ثانیه تا حداکثر چهل دقیقه است.
امروزه اغلباً به اشتباه اینگونه برداشت می شود هر فیلم سینمایی که در زمان کوتاهی روایت شود یک فیلم کوتاه محسوب می شود. اما فاصله ی زیادی بین فیلم های بلند و کوتاه وجود دارد. همچنین فیلم کوتاه، تمرینی برای ساخت یک فیلم بلند نیست. در فیلم کوتاه که معمولاً دغدغه بازگشت سرمایه برای سازنده ی اثر وجود ندارد، فیلمساز آزادانه به تصویر کشیدن ذهنیات خود می پردازد. بنابراین غالباً در فیلم کوتاه با انبوهی از ایده ها و سوژه های ناب و تازه روبرو هستیم که کمتر در سینمای بلند دیده می شود.
فیلم کوتاه این روزها جای خود را در زندگی تمامی مردم دنیا باز کرده است. یک موزیک ویدئو از یک خواننده ی مطرح می تواند یک فیلم کوتاه باشد. حتی یک تبلیغ بازرگانی از یک محصول، ممکن است ویژگی ها و شاخصه های یک فیلم کوتاه را داشته باشد. فیلم کوتاه به خاطر زمان اندکی که در اختیار دارد برای انتقال مفاهیم، احساسات، اطلاعات و شاید داستان راه سختی را پیش روی فیلمساز قرار می دهد، اما مخاطب به راحتی با آن ارتباط برقرار می کند.
امسال یک عیدی کوچک در نظر گرفتم برای مخاطب های وبلاگ فراموشی لی 🙂
تیرماه ۹۱ اولین نمایشگاه عکس هایم را با عنوان عکس های ۱۳ در ۱۸ برپا کردم که تجربه ی بسیار خوبی برایم بهمراه داشت.
عیدی، فایل پی دی اف عکس های ابن نمایشگاه به همراه نقد ها و نظرات دوستان است.
فایل عکس های نمایشگاه
تهیه این فایل برعهده ی دوست خوبم رحیم پودات بود. با سپاس از زحمت های این دوست عزیز.
پ. ن : هنوز عکس های سفارش داده شده و تحویل گرفته نشده روی میز اتاقم موجود است. دوستان علی رغم تماس های مکرر فراموش کرده اند که عکس سفارش داده اند.
😐
یک فیلم دیگه به پرونده ی اعمال ما اضافه شد «ترس از آرامش»
که در واقع فیلم خودم نیست این.
فیلم محمود شهبازیه که تمام انرژی و توانش رو برای این کار گذاشت.
فیلم احسان نفیسیه که تو بدترین شرایط کنارم بود.
فیلم زهرا کریمیه که از ب بسم ا… بود تا اخرین پلان.
فیلم علی قاسمیه که چیزی بیش از بازیگر بود سر صحنه.
فیلم مستعان صالحیه که تمام تلاشش رو کرد کار خوبی بشه.
فیلم بهروز عباسیه که همیشه انرژی مثبتش به گروه می رسید و قرار بود تو بازی ها کمک کنه.
فیلم داوود اسلامیه که همیشه پر از ایده بود واسه بازی خودش، بقیه بچه ها.
فیلم مجید جمشیدیه که مطمئن بودم کارشو خوب بلده.
فیلم راضیه سالاریه که تمرین تئاترشو به خاطر این کار عقب انداخت و اومد بندر.
فیلم هما جمشیدیه که چند برابر حضورش توی فیلم، خارج از فیلم زحمت کشید.
فیلم سیامک دلنوازه که تا آخرین لحظات همراه گروه بود و هر کاری از دستش بر اومد انجام داد.
فیلم سهیلا عباسیه که خودشو به گروه رسوند و تا آخر بود.
فیلم منیژه آقائیه که علی رغم تمام مشکلاتی که واسش پیش اومد پای کار موند.
و فیلم همه ی عزیزانیه که دورادور به این پروژه کمک کردن از جمله مهدی بهرامی، حامد کریمی پور، مریم آقایی، حسن بیداروند، محسن مریدی، اهالی کانون پرورشی و برادرای گلم.
ممنون از همتون.
پ.ن : متاسفانه به علت برخی مشکلات در سایت امکان آپلود عکس وجود ندارد. در آینده عکس های این کار در همینجا منتشر می شود.
مرتضای نیک نهاد در وبلاگ جدیدش که انشاالله تدوام بیشتری داشته باشد یک سوال پرسیده که چرا اهالی فرهنگ و هنر استان این روزها اینقدر کم کار شده اند. و چقدر فعالیت های هنری در شهر کم دیده می شود. یا اصل سوال به این شکل است که : «آیا به کسالت فرهنگی در مقطع فعلی معتقدند و اگر هستند چرا ؟» که خطابش به من و تنی از دوستان بود که در این پرسش سهیم باشم.
اگر چه دوست داشتم به نکات بیشتری اشاره کرده که به زعم خود از زوایای گوناگونی به این رویداد نگاه کنم اما پیشتر دوستان خوبم بهشب و جغد بندری به نکاتی اشاره کردند که از تکرار آن صرف نظر می کنم.
کم کاری و بی توجهی نهاد فرهنگی و هنری استان «اداره کل فرهنگ و ارشاد استان هرمزگان» و همچنین «نبود برنامه ریزی مشخص توسط گروه های هنری» نکاتی بود که این دو عزیز در وبلاگ هایشان به آنها اشاره کردند.
اما یک نکته را در کنار مشکلات این چنینی باید در نظر گرفت و آن هم این است [ادامه مطلب …]
فیلم عجمی، روایتگر تلاقی زندگی چند خانواده ی عرب مسلمان، عرب مسیحی و یهودی است که در فلسطین و اسرائیل زندگی می کنند.
عمر که درگیر تهیه هزینه خونبس برای پایان دادن به جنگی قبیله ایست که عمویش به راه انداخته مجبور می شود در رستوران و بار دوستی عرب مسیحی (ابوالیاس) که در تل آویو زندگی می کند کار کند، آنها کمتر از سه هفته فرصت دارند تا ۳۸ هزار دینار را مهیا کنند.
ابوالیاس که مسیحی است علاوه بر عمر، مالک، پسر نوجوان دیگری را نیز در رستوران خود برای کار به صورت غیر قانونی راه می دهد، مالک باید علاوه بر کمک خرج بودن خانواده، هزینه ی عمل مادرش را نیز تامین کند.
بینجی عرب دیگری که در همان رستوران کار می کند، یک شب که با دوست دختر یهودیاش در دیسکویی [ادامه مطلب …]
اشارات و ناگفته هایی پیرامون روزهای پایانی استاد حمید سمندریان که نباید ناشنیده بمانند
میم الف
همه حمید سمندریان را به اندازه ای میشناسیم و مستقیم یا باواسطه با او در ارتباط بوده ایم، دانسته یا ندانسته. یا مخاطب نمایشهایش بودهایم، یا شاگردش بودهایم، یا شاگردِ شاگردانش بودهایم، یا ترجمه هایش را خواندهایم یا همۀ اینها. و یا دستکم آثاری از کارگردانان و بازیگرانی که شاگردانش بودهاند را در تئاتر، سینما و تلویزیون دیدهایم. شاگردانش رنگین کمانی هستند از کسانی چون عزت الله انتظامی، احمد آقالو، سعید پورصمیمی، سوسن تسلیمی، رضا کیانیان، گوهر خیراندیش، مهدی هاشمی و گلاب آدینه تا مجید سرسنگی، امین تارخ، قطبالدین صادقی، محمد یعقوبی، حمید فرخ نژاد، همایون غنیزاده، کیومرث مرادی، پارسا پیروزفر، پیام دهکردی، شهاب حسینی، مهران مدیری، امیر جعفری و مجید صالحی.
در مورد جایگاه بیمانند او شاگردانش بسیار سخن گفته اند اما [ادامه مطلب …]

نمایشگاه عکس با تلفن همراه، از ۲۴ الی ۲۸ تیرماه ۹۱ در نگارخانه مرحوم کوروش گرمساری واقع در فرهنگسرای طوبی بندرعباس برگزار خواهد شد. از تمامی علاقمندان و دوستان برای بازدید از این نمایشگاه دعوت بعمل می آید.
افتتاحیه، شنبه ۲۴ تیرماه ساعت هفت پسین خواهد بود.
به امید دیدار.
پ.ن :با تشکر ازمحسن مریدی(کارنجک) که زحمت طراحی پوستر رو کشیدند.