رسیدن به یک ذهن آرام. یا به قول شاعر: بیخیالی دل راحت کاشکه بیشمار شبودَ.
مینیسریال Unbelievable محصول ۲۰۱۹ روایتگر یک داستان واقعیست که در سال ۲۰۱۱ در آمریکا رخ داده است. یک تجاوزگر سریالی اقدام به چند تجاوز در شهرهای مختلف میکند. دو کارآگاه از دو اداره پلیس در شهرهای مختلف به جوانب این تجاوزها میپردازند تا مجرم را پیدا کنند. اگر چه سریال از جایی به بعد تبدیل به ژانر فیلمها و سریالهای کارآگاهی میشود اما محوریت شخصیت ماری به خاطر بکگراند، بازی خوب بازیگرش کتلین دِوِر و همینطور تلاقیاش با سرنوشت سایر قربانیان میتوانست از قوتهای سریال باشد که از جایی به بعد نادیده گرفته میشود. اما با همین حال بررسی جوانب مختلف برخورد با قربانیان، چه از طرف جامعه، و چه از طرف نهادهایی که وظیفه حمایت از او را دارند میتواند از نقاط قوت این سریال باشد. مخصوصا برای جوامعی چون ایران که هیچگاه آموزش درستی در خصوص چگونگی مواجهه و حمایت از قربانیان تجاوز داده نمیشود. از این رو دیدن سرنوشت ماری یکی از بهترین نمونههایست که میتواند برای مخاطب ایرانی جنبه آموزشی هم داشته باشد. مینیسریال هشت قسمتی Unbelievable از آثار اورجینال نتفلیکس است که شاید بشود بدون وقفه در یک روز هم آن را تماشا کرد.
این روزها اخبار تزریق واکسن در کشورهای مختلف به گوش میرسد، انگلیس ذره ذره شرایط بحرانی را پشت سر گذاشته و دارد وارد شیب ملایم کمتر شدن آمار مبتلایان و فوتیها میشود. اما هنوز در ایران خبری از هیچ نوع واکسنی نیست، یک روز خبر واکسن کوبایی (که باید حتی به وجودش) و یک روز دیگر خبر واکسن روسی (که باید به موثر بودنش) شک کرد به گوش میرسد و وارد کردنش در هاله ای از ابهام است. اما تنها چیزی که امیدوارم میکند همین تمام شدن وضعیت آخرالزمانی در بخشهایی از جهان است. وضعیتی که سیاهی را داشت در تمام جهان یکدست میکرد. حالا ما که نه اما عدهای دیگر حداقل از این وضعیت رها میشوند.
ولی از طرفی حالا ما شدهایم عین حیوانات باغوحش که کماکان باید در قفسمان بمانیم. جهان از بیرون نظارهگر ماست و بعد از تمام شدن وقت بازدید مردم به خانهشان برمیگردند. این مائیم که خانهمان در قفس است. این مائیم که باید با این وضع تلاش کنیم که زنده بمانیم.
انیمیشن روح ساخته پیت داکتر کارگردان آثار انیمیشن مهمی همچون «درون بیرون»، «کارخانه هیولاها» و «up» آخرین اثرش را در سال ۲۰۲۰ عرضه کرده است. فیلمی ساده با ایدهای جذاب که علاوه بر سرگرمی، دوباره بر شعائر همیشگی هالیوود مثل «احترام به زندگی»، «دنبال کردن آرزوها و رویاها» و «پا پس نکشیدن در راه رسیدن به اهداف» تاکید میکند. مخاطب علاوه بر شوخیهای همیشگی انیمیشنهای سهبعدی هالیوودی میتواند کمی درگیر احساسات ناشی از یافتن معنای زندگیای شود که شخصیتها درگیر آن میشوند.
اما سوالی که میطرح میشود این است که فیلمساز چقدر بر اساس شناختی که از جهان پیرامونش داشته این اثر را ساخته است؟ آیا آن لحظات عادی و دوستداشتنی که یکی از شخصیتها شیفتهاش میشود که به خاطرش پا به دنیای انسانها بگذارد آنقدر برای همه مردم جهان ملموس هست؟ آن جهان آرمانی که هر آنکس با دیدن باد ملایمی که برگها را به رقص در میآورد شیفتهاش میشود خاورمیانه را هم شامل میشود؟ کودکی که هر لحظه کابوسِ فقر، جنگ، قتلهای ناموسی و هزار درد دیگر را زندگی میکند هم میتواند با دیدن یک پروانه یا رقص چند برگ چشم به روی تمام بدبختیهایش ببندد و به زندگی در همان شرایطی که دارد امیدوار شود؟
بیشک مخاطب این فیلم بیش از هر کسی کودک و نوجوان کشورهای پیشرفتهای است که به دور از هر فاجعهای که در خاورمیانه رخ میدهد شب سر راحت بر بالین میگذارند. دلخوشیهایی چون خوردن پیتزا، نواختن یک دورگرد و حتی راه رفتن در خیابانهای نیویورک بر شعارزدگی مفهوم زندگی در این اثر اضافه کرده است. به هر حال اگر چه فیلمنامه از لحاظ پرداخت شخصیتهای جهان ماورائی کمی کلیشهای و تیپیکال عمل کرده و وجههی انسانی که به آنها داده شده با تصویر کاراکترهای کارمند فیلمها و سریالهای هالیوودی تفاوتی ندارد اما تلاشش برای به تصویر کشیدن زندگی نرمال سیاهپوستان آمریکایی باتمام چالشها، موفقیتها و شکستهایی که دارند از جذابیتهایش به شمار میرود. مسالهای که کمتر در انیمیشنهای بلند هالیوودی شاهدش هستیم.
نمایشنامه «آشغال مرد» را شاید بتوان چکیدهای از تمام آثار پیشین نویسنده آن یعنی ماتئی ویسنییک دانست. نمایشنامهای ایپزودیک که در هر بخش شخصیتی منحصربفرد روایتگر داستان زندگی و شرایط خودش است. برخی از داستانها نگاهی فلسفی، اجتماعی، سیاسی و یا حتی ضدجنگ دارد. چیزی که بیش از پیش نمایشنامه آشغالمرد را متفاوت میکند شیوه اجرایی آن است. نویسنده هیچ اصراری بر اجرای نمایشنامه بر اساس روندی که آن را نوشته ندارد. او در ابتدا دست کارگردان را برای چیدمان بخشها باز میگذارد. داستانهایی که هر کدام بیشباهت به داستان کوتاه نیستند. از همین رو این نمایشنامه علاوه بر اینکه برای علاقمندان به آثار ادبیات نمایشی جذاب به نظر میرسد، برای علاقمندان به داستان کوتاه هم میتواند خواندنی باشد. شاید کلیشهای به نظر برسد اما انگار آشغال مرد نگاهی به تنهایی انسان مدرن دارد. تنهایی که هر کدام را درگیر موقعیت خاص و جداگانهای کرده است.
نمایشنامه آشغال مرد در نشر مشکی توسط احسان نوعپرست ترجمه شده است.
نُت برداشتههای سینمایی / ارائهای از کانال «ناسینما»
?منتخبی از کتاب «جهان ادراک» نوشتهی موریس مرلوپونتی، ترجمهی فرزاد جابرالانصار، نشر ققنوس
?هنوز به زمان احتیاج است تا سینما فیلم های بسیاری به ما ارائه دهد که از ابتدا تا انتها اثر هنری باشند: شیفتگی سینما به ستاره ها! زوم های مهیّج دوربین، اُفت و خیزهای پیرنگ داستان و دخالت تصاویر کارت پستالی و دیالوگ های هوشمندانه، همگی دام های وسوسه کننده ای برای فیلمساز و اثر او هستند که موفقیت اش را تهدید کرده و از شیوه های “بیان هنریِ سینما” دور میسازند، از همین رو تا کنون به ندرت فیلم هایی وجود داشته اند که سر تا پا سینمایی باشند. آن زیبایی که خود را در هنر سینما آشکار میکند، نه صرفا در “داستان” است که به آسانی بتوان آن را در نثر بازگفت و نه در ایده هایی که این داستان به ذهن متبادر میکند، همچنین این زیبایی در “تکنیک ها” و “تمهیداتی” که مشخصهی یک کارگردان است منعکس نمیشود، تاثیر این موارد از تاثیر واژه های مورد علاقهی یک نویسنده بیشتر نیست. آنچه اهمیت دارد انتخاب صحنه هایی است که در فریمها ثبت میشوند و در هر صحنه انتخاب نماهایی که در فیلم به نمایش در میآیند، “زمانِ” اختصاص داده شده به این عناصر، نظمی که بر اساس آن به تصویر در میآیند و در نهایت صداها و کلماتی که “باید” یا “نباید” این عناصر را همراهی کنند.
راهیابی فیلمهای کوتاه «دیسک خشدار» و مستند «تعبیر شده به خوابهای معمار» به هفدهمین جشنواره سیمفست رومانی. این جشنواره از ۱۴ الی ۱۹ سپتامبر برگزار میشود و میزبان آثار بیش از ۹۰ کشور جهان است.
عوامل تولیدکننده فیلم کوتاه «دیسک خشدار»:
نویسنده و کارگردان: شهاب آبروشن / تهیهکننده: بنفشه ابراهیمی/ بازیگران: الهام علیزاده، سیامک دلنواز، عدنان انصاری، حبیب ریگی و فرنگیس اسماعیلی/ فیلمبردار: شهاب آبروشن / دستیارکارگردان: نسترن محسنی/ ضبط صدا: علی کیکاووسی / صداگذار: حسین قورچیان / مدیرتولید: احسان نفیسی / تدوین و اصلاح رنگ: شهاب آبروشن / آهنگساز: امیرحسین حکمت / عکاس و طراح پوستر: نسترن محسنی
عوامل تولیدکننده فیلم «تعبیر شده به خواب های معمار»:
نویسنده، تهیهکننده و کارگردان: شهاب آبروشن / دستیار کارگردان: نسترن محسنی / فیلمبردار، تدوین و صداگذار: شهاب آبروشن / ضبط صدا: نسترن محسنی
به مناسبت روز سینما مصاحبهای با روزنامه محلی «صبح ساحل» انجام دادم که متاسفانه بخش مهم حرفهایم در مورد وضعیت سانسور، سانسور شد. برای همین اصل مصاحبه را اینجا قرار میدهم.
از چه زمانی و چطور فعالیتتان را در سینما شروع کردید؟
اوایل دهه هشتاد بود و محصل بودم. از سر کنجکاوی با یک دوربین هندیکم یک فیلم برای دبیرستانی که در آن تحصیل میکردم ساختم. فیلمی به شدت ابتدایی و بدون هیچ دانش اولیه از فیلمسازی اما همان تجربه باعث شد سینما را به صورت جدیتر دنبال کنم تا اینکه با انجمن سینمای جوانان ایران آشنا شدم و یک دوره فیلمسازی را آنجا گذراندم. چند سال بعد در مقطع کارشناسی مدرک سینما با گرایش تدوین را گرفتم.
چهچیزی در سینما شما را به سمت خودش کشید؟
سوال سختی ست اما شاید بتوان اینگونه گفت؛ تصاویری که ابتدا در ذهنتان بوده و بعد آن را عینیت میبخشید، به نحوی که دیگران نیز قادر به دیدنش میشوند یکی از جذابترین بخشهای ساخت یک فیلم (و شاید یک اثر هنری) است. و همین عامل مرا همواره به سینما نزدیک و نزدیکتر کرده است.
حال این روزهای سینما را چطور میبینید؟
با شرایط بوجود آمده به خاطر این بیماری همهگیر، سینما هم لطمههای فراوانی خورده، اما امیدوارم سالهای بعد از کرونا همین عامل انگیزه دوچندانی به فیلمسازان برای خلق آثار بدیع و ماندگار بدهد.
بهنظر شما فضا برای تولید آثار متنوع باز است؟
برای ساخت آثار متنوع تا جایی که خلاقیت و بودجه شما اجازه بدهد بله، میتوان سختترین لحظات در فیلمسازی را با یک گروه حرفهای به نتیجه دلخواه تبدیل کرد، اما اگر آثار متنوع هم ساخته شود با سد بزرگتری به اسم سانسور طرفیم که نمیشود فهمید راه به اکران عمومی پیدا میکند یا خیر. چه آثار متنوعی که به خاطر کجسلیقگی سانسورچیان در سالهای قبل در کمد فیلمسازان مانده و هیچگاه اکران نشدهاند.
فکر میکنید چه از سمت مردم و چه از سمت مسئولان آنطور که باید به سینما بها داده میشود؟
از سمت مسئولین عامدانه خیر، مسئولی که از قدرتش برای بها دادن به یک سری نورچشمی و سانسور یک سری فیلمساز خلاق استفاده میکند تکلیفش مشخص است. زمانی که در خیلی از شهرها سالن سینما وجود ندارد و آثاری که اجازه اکران میگیرند بیشتر در راستای پائین آوردن سطح سلیقه مخاطبان سینماست، وقتی بزرگان سینما سالهاست فیلم نساختهاند و یکییکی عطای ساختن فیلم در این شرایط را به لقایش میبخشند و با بیمهری مسئولین روبرو میشوند اما یک رقاص اینستاگرامی مجال فیلمسازی پیدا میکند شما چه پیامی از این وضعیت دریافت میکنید؟
از سمت مردم هم ناچارا بها داده نمیشود، اگر هر شخصی به اندازه کافی درآمد داشته باشد که ماهیانه هزینههایی برای محصولات فرهنگی کنار بگذارد قطعا سینما رفتن هم بخشی از آن خواهد بود. وقتی جمعیت قابل توجهی از مردم زیر خط فقر هستند چه توقعی میتوان داشت که یک شهروند دغدغه حمایت از سینما را داشته باشد؟
باتوجه به اینکه شیوع ویروس کرونا روند عادی زندگی را مختل کرده و تاثیرات منفی زیادی داشته، فکر میکنید درکنار اثرات منفی اثر مثبتی هم روی سینما داشتهاست؟
قطعا خیر، سینماهای تعطیل، پروژه های کنسل شده و عوامل بیکار شده هیچ جنبهی مثبتی ندارند. بعد از شرایط کرونایی دوباره انبوهی سینماگر با مشکلات پیش از کرونایشان هم باید دستوپنجه نرم کنند. از نبود بودجه، نبود امکانات، نادیده گرفته شدن، کنار گذاشته شدن و بدتر از همه سانسور.
در این روزهای کرونایی شما فیلمی را ساختهاید که به شکلی جدید فیلمبرداری شدهاست؛ میشود درمورد آن توضیح بدهید؟
بله. همه در قرنطینه بودیم و سعی میکردیم دیدارهایمان تا حد امکان محدود شده و یا صورت نگیرد. با دوستانی که پیش از آن چند تجربه سینمایی و نمایشی داشتم ایده ساخت یک فیلم کوتاه از راه دور را مطرح کردم. ایده ای که در آن هر بازیگر در خانه خودش بخشی از یک فیلمنامه را با تلفن همراهش فیلمبرداری کند. همه دوستان موافقت خودشان با ایده را اعلام کردند. بعد از آن فیلمنامه را بر اساس همان ایده نوشتم و دوباره در گروه به شور گذاشتم. چند جلسه به صورت ویدئو کنفرانس روی فیلمنامه حرف زدیم و به جمعبندی رسیدیم. در مرحله بعد برای هر بازیگر استوریبُرد مخصوصی (طرحی از تک تک نماهایی که قرار بود فیلمبرداری شود) کشیده شد و برای بازیگران ارسال شد. هر بازیگر در روز مخصوصی فیلمبرداریاش را انجام داد. پیش از ضبط هر پلان، تصویری از میزانسن (جزئیات صحنه، وضعیت دوربین و بازیگر) به صورت عکس و فیلم برایم ارسال و بعد از تائید نهایی پلان ضبط میشد، بعد از ضبط هم دوباره پلانها را بررسی میکردم و در صورت موافقتم بازیگر پلان بعد را ضبط میکرد. به این شیوه تمامی پلانها توسط خود بازیگرها ضبط و مجموع پلانها به دستم رسانده شد. الان با فیلمی روبرو هستیم که داستان در یک خانه اتفاق میافتد و شخصیتها دائما در حال مکالمه با یکدیگر هستند اما در واقعیت آنها در تنهایی و بدون حضور دیگران پلانهای خودشان را ضبط کردهاند.
درحال حاضر این فیلم در چه مرحلهایاست و قرار است که چطور نمایش داده شود؟
فیلم در مرحله صداگذاریست و بعد از آن اصلاح رنگ و افکتها اضافه میشود. احتمال زیاد اکران این فیلم در فضای مجازی خواهد بود، اما پیش از آن انرژی بیشتری میگذارم برای حضور فیلم در جشنوارهها بعد از آن اگر فرصت را برای اکران در فضای مجازی مناسب دیدم با اطلاع رسانی قبلی آن را اکران خواهم کرد.
این تجربه جدید در ساخت فیلم چطور بود؟
از یک طرف میشود گفت تجربه جذابی بود چون باعث شد بعد از آن یک اتود دیگر روی یک ایده دیگری به همین شیوه بزنم، اما نه به این وسعت. از طرفی دیگر میشود گفت سخت، آنقدر سخت که حاضر نیستم دیگر آن را تکرار کنم. چون فیلمسازی یک فرآیند گروهی ست و نمیتوان مهمترین رکن آن یعنی گروه را از آن حذف کرد. حذف آن تبدیل میشود به یک کار طاقتفرسا که حتی فرصت یادگرفتن از همنشینی با سایر اعضای گروه را از فیلمساز میگیرد.
این مصاحبه با خانم معصومه نعمتی از روزنامه صبح ساحل صورت گرفته است.


