او قلمش را روی میز گذاشت و به همسرش گفت: من خستم. بعد روی تخت دراز کشید و چون فکر می کرد مهمترین داستان عالم را نوشته باید تا ابد استراحت کند. اما کسی داستان مهم او را هیچ وقت نخواند. استراحت همیشگی نگذاشته بود او داستانش را جایی ارائه کند…

| بدون نظر

نماینده های مجلس در دو دوره ی« ا.ن»،  هر غلطی کرد سکوت کردند. بعد یکهو یادشان آمد که می توانند به دولت هم گیر بدهند. الان دارند خوب گیر می دهند. معلوم نیست با خودشان چند چند هستند؟ اگر یک سری اقدامات اشتباه بود پس چرا شش سال سکوت کردید؟ اگر اعتراض کردن بلدید پس چرا  آن موقع مملکت به قهقهرا می رفت خودتان را زدید به خواب؟؟؟
خب وقتی پای منفعت در میان باشد، نماینده ها لال می شوند.

| بدون نظر

11015346_725407280907849_1228872747_nخاطره ی خوبم از زاون قوکاسیان بر می گردد به جشنواره اردی بهشت در سال ۸۷، فیلم قطب جنوب در آن جشنواره به انتخاب زاون جایزه گرفته بود، برخی دوستان بعد از همان جایزه در وبلاگ هایشان نوشتند که این جایزه مشکوک بوده و داورها فیلم های دیگری انتخاب کرده بودند. (یعنی زاون قوکاسیان به همراه فرهاد ورهرام و داور دیگری که نامش را یادم نیست فیلم های دیگری انتخاب کرده بودند اما برگزار کنندگان به اشخاص دیگری جایزه داده اند.) علاوه بر توهین به داورها که در این تحلیل ها خواسته یا ناخواسته صورت گرفته بود، این نظر از آنجا بی پایه و اساس بود که زاون فیلم قطب جنوب را با خودش به اصفهان برده بود و به شاگردهایش نشان داده بود. چه چیزی بهتر از این می توانست برای من باشد؟ این حرکت خودش یک جایزه جداگانه محسوب می شد. هیچی تلخ تر از این نبود که ببینی یکی از دوستان عکس زاون قوکاسیان را در صفحه مجازی اش به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته :‌ خداحافظ

پ.ن : زاون قوکاسیان از معدود سینماگرانی بود که اهالی سینما غالبا او را با نام کوچک صدا می زدند. انگار همه او را دوست نزدیک خودشان می دانستند.

عکس از جلیل درویشی

| ۴ نظر

شماره بهمن ماه ماهنامه جی با مطالبی از :
شهیارعزیزی، شهاب آب روشن، امیرحسین والا، ابوالفضل قاضی، ایسا صادقی و نوا ثابت ایمانی را از لینک زیر دانلود کنید.
لینک دانلود

| بدون نظر

به جانِ جانِ
همه این اتفاق هایی
که نمی افتد
نه!
قرار است بیفتد
اما نه امروز
نه فردا
نه…
شما را به خیر و ما را به سلامت
سلامت را،
هرچند
اخبار ساعت دو
هر روز
حتی وقتی کانال را عوض میکنم
می رساند
انگار که همه کانال ها در نهایت به تو وصل اند
انگار همه کانال ها
روی تو
تنظیم شده است
انگار همه اتفاق ها،
بسته به آمدن توست
ولی تو بگذار نیفتند
نیا
برو
نمان
نه!
قیچی کن از سر
این امید کش دار همیشه را
که خیلی ها منتظرند
پشت در
با فشارِ آمدن و نیامدنت
بودن و نبودنت
که مسئله این نیست
مسئله تویی
مرد باش
حل کن خودت را
فقط نیا!
به جانِ تمام اتفاق هایی
که با آمدنت حتی،
نمی خواهند
بیفتند…

| ۴ نظر

تو
سرزمین وسیعی هستی
با مرز های نامشخص
تو
سرزمین وسیعی هستی
به اندازه تمام بودن من
ما
سرزمین وسیعی هستیم

| ۲ نظر

انجمن سینمای جوان بندرعباس دوره ای با عنوان سینمای اکسپریمنتال برگزار می کند. این دوره که از ۵ تا ۷ اسفند در فرهنگسرای طوبی برگزار می شود با حضور محمدرضا اصلانی خواهد بود. از علاقمندان و دوستداران سینما دعوت بعمل می آید. بی شک این دوره با پیگیری محمدرضا رکن الدینی امکان پذیر نبوده. ممنون از محمدرضا.

| ۲ نظر

یه وقت سرت رو می چرخونی می بینی که خودت رو انداختی توی منجلابی از کارهایی که به نصفشون علاقه چندانی نداری… 

| بدون نظر

تو
ناگهان بودی
که
دمادم شدی
دم شدی
باز دم شدی
دم و باز دم
نفس شدی
زندگی شدی
من شدی
و
ما شدیم

| ۲ نظر

انسان که به امیدواری زنده است درست. اما همیشه یک چیز دیگری هم هست که انسان را از همه ی آن لحظاتی که زندگی به او فشار می آورد می رهاند و آن چیزی نیست جز یادآوری هدف های بزرگی که قرار است به آن برسد.
هر روز یا هر چند روز یک بار به هدف های بزرگتان فکر کنید، و اگر در زندگی هدفی ندارید به فکر یک هدف خوب آکبند باشید. جواب می دهد.

| بدون نظر