شما چه نوع جوانی هستید؟ از این پرسش تعجب نکنید آخر جوان داریم تا جوان . نکند شما از آن دسته جوانانی هستید که اول ازدواج می کنند و بعد در به در دنبال کار می گردند و هنگامی که کار پیدا کردند تازه متوجه میشوند که ای داد و بیداد مسکن ندارند . به جای آنکه صاحب خانه شوند اول صاحب چهار تا بچه ی قد و نیم قدم می شوند و سرانجام وقتی که پیر شدند صاحب یک خانه ی نقلی و یک پیکان دست دوم می شوند و هنوز مزه ی صاحب خانه شدن و طعم اتومبیل داشتن را نچشیده و فرق بین گاز و ترمز را ندانسته تلپی می میرند! آیا شما از این نوع جوانان هستید؟
خب نیستید که نیستید چرا داد می زنید؟
شاید شما از آن جوانانی باشید که اول کار پیدا می کنند و سپس با عجله تند و تند خواستگاری می روند اما پدر دختر با یک لبخند ملیح و پر معنی به آنها می گوید :اول ساندویچ بعد سینما !یعنی اول مسکن بعد ازدواج. آیا شما از این جوانان هستید؟
خب نیستید که نیستید چرا داد می زنید؟
شاید شما از آن دسته جوانانی هستید که بر خلاف دو دسته ی بالا اول کار پیدا می کنند بعد خانه می خرند یا اجاره می کنند و سپس با خیال راحت ازدواج می کنند ؟خب در این صورت شما دیگر جوان نیستید لطفا بفرمایید که چند سال دارید؟ چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد نود صد!!
نویسنده : فسیل زنده
حدیث باختهای پی در پی جناب احمدی نژاد حدیث عجیبی نیست .همه چیز از دیرباز از همان موقع که کوله بار روسیه را پر کردیم از هدایای گوناگون از همان موقع که دریای خزر پنجاه درصدیمان شد سیزده درصد از همان موقع که بازار مملکت پر شد از اجناس بنجل چینی و کک هیچ یک از سران هم نگزید معلوم بود. از همان موقع که یک یک کارخانه های ما خوابید و صنعت کشور دچار ورشکستی و رکود و هویتمان چینی شد( شنیده ام گوسفند زنده از چین وارد میکنند) فاتحه اقتصاد کشور خوانده شده بود. و چه حالا که دوست قدیم و دشمن دیرین به عبارتی (البته اگه شما فهمیدید به ما هم بگویید) به قطنامه رای مثبت داد و دولت چین هم. اما زهی خیال باطل چون روسیه عنوان کرد به دلیل تحریم در شورای امنیت ایران ازعضویت در شورای شانگهای باز خواهد ماند. و اینگونه بود که حتی معامله موشکهای S-300 در هاله ابهام فرو رفت و به عبارتی روسیه علنن گفت این معامله سر نخواهد گرفت. عجیب که هنوز با چین دوست هستیم و با روسیه نه ، آیا بدلیل اهمیت ندادن به تایید قطعنامه است ؟ ( امید به اینکه هر چه بیشتر قطعنامه صادر کنند زودتر قطعنامه دان شورای امنیت پاره خواهد شد و خیال ما هم راحت ) که همچنان دست دولت چین رامحکم میفشاریم . و به دلیل برهم خوردن اصل معامله موشکها با روسیه در افتاده ایم.
نویسنده : سیما سهرابی
امروز صبح بیست و دوم خردادماه است . یک سال گذشت از خاطرات شیرین و تلخ ایام قبل و بعد از انتخابات که همه چیز بود غیر از انتخابات . اتفاقی که باعث شد امروز دست به نوشتن ببرم ، ویدئوی تلخی بود که اول صبح یا بهتر بگویم دقایقی پیش دیدم ، تصویر جدیدی از لحظه ی کشته ی شدن ندا آقا سلطان . زاویه ای که به وضوح نشان می داد که چه طور ندا رفت . لحظه جان دادنش که سرش را بالا آورد ، کامل جان داد و افتاد … شاید اگر چند شب پیش با چند روز تاخیر فیلم برای ندا را نمی دیدم . شاید اگر شب قبل چند دقیقه از مستند دروغین تقاطع که تلویزیون ایران برای کشته شدن ندا ساخته بود را نمی دیدم هیج انگیزه ای برای دوباره دیدن این صحنه ی دردناک پیدا نمی کردم . بعد از دیدن آن صحنه با وبلاگ دیگری مواجه شدم که به جزئیات ماجرا پرداخته بود که لحظه شلیک را نشان می داد و ندا و استادش هم بودند در تصاویر و عکس ها. زنی که با دیدن صحنه دیوانه وار جیغ کشید …
به هر حال یکسال گذشت و بدتر از همه چیز این است که تصاویر قتل ندا که هیچ ، هیچ تصویر دردناکی آن دلهای سنگی را که باید آب کند ، نمیکند .
اگر پایان فیلم تقاطع را دیده اید بی زحمت در قسمت کامنت ها بگوئید که چه شد . شاید پنج دقیقه نشد تمام پلان هائی که از این فیلم دیدم .
فرا رسیدن فردا را تسلیت میگویم. کاش فردا آفتاب طلوع نکند تا مجبور نشویم به خاطر آوریم روز توهین به شعور ملتی بزرگ به بزرگی تاریخی که خود سازنده ی آن بوده اند. توهین به ملتی که تاریخ به داشتن انسانهایی که از آن بوده اند افتخار کرده و میکند. به کوروشی که در قرآن مجید ذوالقرنین است به سلمانی که جبرئیل امین در هر باریکه به حضور پیغمبر(ص) میرسید از طرف خداوند سلام مخصوص برایش می آورد و سلمان های دیگر که تعدادشان کم نیست تا برسیم به امام که طومار زور گویان و چپاول کنان این ملت را در هم پیچید و دروغ گویان را فراری داد. حالا چه شد که در اندک زمانی دوباره در لباس جماعتی خاکی و ساده زیست بر این ملت سوار شوند بماند که ملت خود در حق خود کرد ولی ایرانی ثابت کرده که هیچ گاه از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود و این بار با چشمان و گوشهایی کاملا باز و هوشیار آمدند تا بگویند ما شعور داریم.اما همه گان دیدند و دیدیم که چگونه ان را به بازی گرفتند و بعداز پایان بازیشان یا ان را در پشت میله ها ی زندان انداختند و یا در کمال ارامش در گورستانها به خاکش کردند و یا…. چه بگویم که ناگفتنم بهتر است کاش کر بودم تا نشنوم فریاد کمکی را از پس کوچه های تاریک شهر کاش کور بودم تا نبینم دخترکی ندا نامی را غرق خون کاش و ای کاش …
نویسنده : فسیل زنده
بعید میدانم کسی در جریان توهین کردن به سید حسن در مراسم سالگرد جدش نباشد . این مسئله خیلی اختلافات درون حکام را روشن کرد . از طرفی مراجع تقلید برای سید حسن که هنوز به عمق فاجعه پی نبرده بود نامه همدردی نوشتند و از شیبه سازی بسیار خنده دار افراد به صحابه پیامبر و امیرالمومنین اظهار تعجب کردند . آقای مطهری آن برنامه را مهندسی شده دانسته و نقش احمدی نژاد را مستقیم میداند و جالب اینکه دلیلش را طولانی کردن سخنرانی و پرخاش به آقای انصاری دانسته و اینکه در پایان سخنرانی از همه دعوت به شنیدن سخنان رهبر فرمودند . بعد از آن بود که نمایندگان دولتی مجلس ایشان را مورد بازخواست قرار دادند و حق را به مردمی دادند که با سید حسن مخالفند و قضیه پسر سید مصطفی را پیش کشیدند . از طرفی روزنامه های دولتی هم دلیل اینکار مثلاً مردم را حمایت سید حسن از جنبش سبز و دیدار با خانواده های زندانیان و شرکت در عروسی پسر میردامادی میدانند . از همه جالبتر عکس العمل آقای مطهری به اعتراض نماینده دولت در مجلس بود که گفتند آری، اگر بصیرت آن چیزی است که امثال آیات الهی چون حضرات صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، جوادی آملی، امینی، استادی، مظاهری و ری شهری ندارند ولی امثال رسایی و روانبخش و کوچک زاده دارند من از نظر بصیرت کور مادرزاد به دنیا آمده ام و شفا یافتنی هم نیستم و مرگ را بر چنین بصیرتی ترجیح می دهم. .” .عجیب تر از همه تدکر رهبر به روزنامه کیهان بدلیل نشر مطالب غیر واقع بوده .
به نظر من خیلی اتفاقات دیگر هم افتاده که هر چه میخواهند جمعش کنند نمیشود ، این روزها آبستن حوادث بزرگیست . شاید حوادثی که هیچگاه تکرار نشود .
نویسنده : سیما سهرابی
سالمرگ ها
به پای هم پیر می شوند
و سالگردها
می گردند
به دور سالی که تو با
چشمانی باز رفتی
برای پیشواز سالمرگ احترام به شعور شهروند ایرانی
از ایـــران و از ترک و از تازیـــان / نژادی پدیـــد آید اندر میــــــان
نه دهـقـان ، نه تـرک و نه تـازی بود / ســخن ها بـــه کـــردار بازی بود
هـمـه گـنـج ها زیر دامـان نهـنـد / بکوشـند و کوشش به دشـمن دهـنـد
به گـیـتـی کـسـی را نـمانـــد وفــــــا / روان و زبـــانـهـا شــود پــر جــفـا
بــریــزنــد خــون از پــی خواســتـه / شـــــود روزگــــار بــد آراســتـــه
زیــان کســان از پـی سـود خـویـش / بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش
در برخی منابع نوشته بود که این شعر از فردوسی است . اما از آنجائی که منابع یافته شده برای من قابل قبول نبودند بدون اسم جناب فردوسی این شعر را می گذارم . به هر حال از هر شاعری که باشد ارزش چند بار خواندن را دارد …
از کجای قصه شروع باید کرد که هرکجایش را بگیری از همانجا آویزانی . حتماً همه دوستان اخبار همسایه خوبمان روسیه را پیگیری میکنند . طرف صحبت من رفیق جناب آقای احمدی نژاد است . چند سال پیش در آن قرارداد ننگین ، سهم بیشتر ایران از دریای خزر را کم کردی. هربار تحفه و هدیه ای برای روسیه ی عزیز . نیروگاه بوشهر ، پروژه ای که معنای واقعی پروژه بودن را از دست داده و افتتاحش هر سال عقب افتاد و آب از آب تکان نخورد . روسیه عزیز اولین کشوری بود که بعد از انتخابات به آن سفر کردی!؟ ولی امسال نمی دانم همه محاسباتت به هم ریخته است . از یک طرف ادعا داری تیمی را مسئول برآورد خسارت ایران در درزمان جنگ جهانی دوم کردی و قرار است به سازمان ملل ازشان شکایت کنی ، از طرفی از عراق که هم اکنون تصویب کرده خسارت کویت را میدهیم ولی ایران را نه میگذری؟ از طرف دیگر برای کشور روسیه ، سالگرد انقلابش را تبریک میفرستی . مطمئنم این روسها هم از کارهای ضد و نقیضتان شب و روز ندارند. حالا هم که نوبت به قطعنامه ، بگویم کاغذ پاره جدیدی است و روسیه و چین جز کشورهائی هستند که به آن رای مثبت داده اند . دیگر کارمان تمام است. دیگر رفیق روسیه را از دست دادید . همین پارسال برایتان کف زدند یادتان هست ؟ منظورم [ادامه مطلب …]
امروز می شد تمرینی از روز قیامت را در شهر دید . یکی از این مسئولین محترم آن حس خدائی اش گل کرده بود و خواسته بود کن فیکن کند و به بندگان خدا بفهماند که اگر بخواهد از آن مسئولیت بزرگ و خطیرش استفاده کند به راحتی می تواند حال ملتی را بگیرد و عده ای را از کار و زندگی و امتحان نهائی مدرسه هم بیندازد . طرح کنترل ترافیک شهر که بدون اعلام قبلی صبح امروز آغاز شده بود نه تنها از ترافیک شهری کم نکرد بلکه دلیلی شد بر شلوغی بیش از حد خیابانهای اصلی شهر . که اگر بخواهیم مقایسه ای با روزهای قبل بکنیم این است که روزهای قبل ترافیک منظمی را شاهد بودیم و حالا ترافیک نا منظم . ترافیک به معنای عبور و مرور است . عبور و مروری که به سختی انجام می پذیرد باید آسان شود نه اینکه سخت ترش کرد ، چیزی که به راحتی میشد در مسیرهای [ادامه مطلب …]
