نوشته

« هر آنچه که می نویسم »

حذف تاریخ

در مصاحبه ی تلویزیونی آقای احمدی نژاد مورخ ۲۳/۳/۸۹ ایشان فرمودند که : اگر ما و آمریکایی ها در مقابل هم قرار بگیریم آنها حرفی برای گفتن ندارند ، ملت ما ملتی با هویت فرهنگی چندین هزار ساله و دارای آن تمدن درخشان است ولی آنها چی؟
من در اینجا یک سئوال از آقای احمدی نژاد دارم و آن اینست: آقای دکتر شما که پز تمدن چندین هزار ساله را به آمریکاییها می دهید پس چگونه است که به راحتی اجازه حذف بخش هخامنشیان را از کتاب درسی تاریخ میدهید؟ مگر میشود قسمت بزرگی از تاریخ این مرز و بوم را حذف و نادیده گرفت ؟ مگر می شود کوروش کبیر ناجی قوم یهود داریوش بزرگ آن مرد مقتدر ، کمبوجیه فاتح مصر فراعنه ، خشایارشا که خواب را از چشمان یونانیان گرفت ، بانو آرتمیس فرمانده ی نیروی دریایی خشایارشا ، آریون برزن آن سردار بی باکی که با اندک نفرات وفادارش ۱۷ روز بلای جان سپاه اسکندرشد و حتی اسکندر را تا یک قدمی مرگ برد را از صفحه ی تاریخ حذف کرد ؟ از این افراد کم نیستند ولی من در اینجا به مرد بزرگ تاریخ ایران و جهان  کوروش کبیر می پردازم . او که نامش باعث غرور نه فقط ما ایرانیان بلکه دیگر ملل جهان نیز هست . یونانیان او را سرور و قانونگذار می نامیدند ویهودیان او را به منزله ی مسیح پروردگار به شمار می آوردند.
از همه مهمتر نام اوست که در قرآن مجید با عنوان ذوالقرنین یاد شده و در تورات و انجیل نیز از او یاد شده است* .
این در حالیست که ۲۹ اکتبر در جهان روز کوروش کبیراست و این روز فقط در تقویم ما ایرانیان نیست .
آقای احمدی نژاد شما در هر کجا و درهرسخنرانی که داشتید مرتب  از کلمه ی هویت ملی دم زده اید پس چطور در مقابل نابودی آن سکوت کرده اید . مگر هویت ملی هر ملتی جدا از تاریخ آن ملت است ؟
به نظرم این توهینی بزرگ به ملتی بزرگ است .
ای کاش فقط به حذف چند برگ از تاریخ اکتفا می شد . چند سال پیش کارشناسان به احداث سد سیوند در نزدیکی پاساگارد و خطر به زیر آب رفتن آن و مقبره ی کوروش به شدت هشدار دادند اما کو گوش شنوا و چشم بینا ؟ تا مدتی دیگر این مجموعه ی بی نظیر به زیر آب میرود و دیگر پرونده ی کوروش برای همیشه بسته خواهد شد.
( البته مسئولان خوش فکر ما در نزدیکی این محل یک مجموعه ی غواصی در دست ساخت دارند تا وقتی که دریاچه ی پشت سد کامل شد توریستهای عزیز بتوانند با غواصی در زیر آب مقبره ی کوروش غرق شده را از نزدیک تماشا کنند  )
به راستی که هویت ملی چیز مفتیست که فقط برای زیباتر شدن عرایض بعضی ها کاربردی عالی دارد .
فعلا که هویت ملی ما عبارت اند از: افغانستان ، عراق ، لبنان ،  بورکینافاسو ، جزایر اناتاما در ناکجا آباد .
از آن روزی می ترسم که فرزندانمان دیگر اسم کوروش را نشناسند ولی هرکول یونانیان را از پدر خود بهتر بشناسند و این فاجعه است.
اقای احمدی نژاد فرهنگ و تاریخ این سرزمین جاوید محتاج حمایت و رسیدگی همه جانبه است . با حلوا حلوا کردن دهن هیچ کس تا به امروز شیرین نشده و نخواهد شد . لطفا به داد این هویت برسید !
کوروش کبیر :
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزای بدنم خاک ایران راتشکیل دهند

*( نام کوروش در ۱۹ آیه از کتاب مقدس عهد عتیق آمده و در چند آیه دیگر به او اشاره شده است) .

 نویسنده : فسیل زنده

نویسنده مهمان ۱۳ دیدگاه

جسارت تا کی؟

مملکت عجیبی داریم . یک روز روحانیت گل سر سبد هستند یک روز می شوند آمریکایی نمیدانم جناب صانعی از کدام حوزه علمیه آمریکا فارغ التحصیل شده اند که این بیشرمان که طلبه هایی بیش نبودند او را مرجع آمریکایی خواندند . دوستان من ، طبق اخبار دیروز جناب کروبی جهت شرکت در مراسم ختمی عازم قم شدند . ماشین ایشان توسط گروهی طلبه و لباس شخصی محاصره شده  و با زنجیر و … ماشین را به کل داغان کردند. و وقتی آقای کروبی به منزل روحانی بزرگوار آقای صانعی رفتند . کلی جماعت که خود را علناً پیرو رهبری معرفی کردند با بلندگو هرچه توهین بود به آقایان صانعی و کروبی نثار کردند و صد البته حاج حسن آقا و حناب هاشمی را هم بی نصیب نگذاشتند .  و این افراد با شعار علیه اینها اعلام کردند  که ما کار خود را میکنیم و اجازه نمیدهیم اطلاعات و نیروی انتظامی در کار ما دخالت کند . که دقیقا” همین طور هست . منزل روحانی بزرگ آقای منتظری هم مورد هجوم این افراد بود . با لگد و سنگ و به جان بیت آن مرحوم افتادند و امروز هم دفتر ایشان پلمپ شد . شما چه فکر میکنید ؟ چرا نیروی انتظامی و اطلاعات فقط بلد است به جان دانشحو ها و مردم عادی بیافتد و کسی با این اراذل و اوباش کاری ندارد و حفاظت هم میشوند ؟

نویسنده : سیما سهرابی

نویسنده مهمان ۲۰ دیدگاه

آیا شما از این نوع جوانان هستید؟

شما چه نوع جوانی هستید؟ از این پرسش تعجب نکنید آخر جوان داریم تا جوان . نکند شما از آن دسته جوانانی هستید که اول ازدواج می کنند و بعد در به در دنبال کار می گردند و هنگامی که کار پیدا کردند تازه متوجه میشوند که ای داد و بیداد مسکن ندارند . به جای آنکه صاحب خانه شوند اول صاحب چهار تا بچه ی قد و نیم قدم می شوند و سرانجام وقتی که پیر شدند صاحب یک خانه ی نقلی و یک پیکان دست دوم می شوند و هنوز مزه ی صاحب خانه شدن و طعم اتومبیل داشتن را نچشیده و فرق بین گاز و ترمز را ندانسته تلپی می میرند! آیا شما از این نوع جوانان هستید؟

خب نیستید که نیستید چرا داد می زنید؟

شاید شما از آن جوانانی باشید که اول کار پیدا می کنند و سپس با عجله تند و تند خواستگاری می روند اما پدر دختر با یک لبخند ملیح و پر معنی به آنها می گوید :اول ساندویچ بعد سینما !یعنی اول مسکن بعد ازدواج. آیا شما از این جوانان هستید؟

خب نیستید که نیستید چرا داد می زنید؟

شاید شما از آن دسته جوانانی هستید که بر خلاف دو دسته ی بالا اول کار پیدا می کنند بعد خانه می خرند یا اجاره می کنند و سپس با خیال راحت ازدواج می کنند ؟خب در این صورت شما دیگر جوان نیستید لطفا بفرمایید که چند سال دارید؟ چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد نود صد!!

نویسنده : فسیل زنده

نویسنده مهمان ۴ دیدگاه

از مسکو تا شانگهای

حدیث باختهای پی در پی جناب احمدی نژاد حدیث عجیبی نیست .همه چیز از دیرباز از همان موقع که کوله بار روسیه را پر کردیم از هدایای گوناگون از همان موقع که دریای خزر پنجاه درصدیمان شد سیزده درصد از همان موقع که بازار مملکت پر شد از اجناس بنجل چینی و کک هیچ یک از سران هم نگزید معلوم بود. از همان موقع که یک یک کارخانه های ما خوابید و صنعت کشور دچار ورشکستی  و رکود و هویتمان چینی شد( شنیده ام گوسفند زنده از چین وارد میکنند) فاتحه اقتصاد کشور خوانده شده بود. و چه حالا که دوست قدیم و دشمن دیرین به عبارتی (البته اگه شما فهمیدید به ما هم بگویید) به قطنامه رای مثبت داد و دولت چین هم. اما زهی خیال باطل چون روسیه عنوان کرد به دلیل تحریم در شورای امنیت ایران  ازعضویت در شورای شانگهای  باز خواهد ماند. و اینگونه بود که حتی معامله موشکهای S-۳۰۰  در هاله ابهام فرو رفت و به عبارتی روسیه علنن گفت این معامله سر نخواهد گرفت. عجیب که هنوز با چین دوست هستیم و با روسیه نه ، آیا بدلیل اهمیت ندادن به تایید قطعنامه است  ؟ ( امید به اینکه هر چه بیشتر قطعنامه صادر کنند زودتر قطعنامه دان شورای امنیت پاره خواهد شد و خیال ما هم راحت ) که همچنان دست دولت چین  رامحکم میفشاریم . و به دلیل برهم خوردن اصل معامله موشکها با روسیه در افتاده ایم.

نویسنده : سیما سهرابی

نویسنده مهمان ۷ دیدگاه

امروز روز بیست و دو خرداد است ، من راز فصل ها را …

امروز صبح بیست و دوم خردادماه است . یک سال گذشت از خاطرات شیرین و تلخ ایام قبل و بعد از انتخابات که همه چیز بود غیر از انتخابات . اتفاقی که باعث شد  امروز دست به نوشتن ببرم ، ویدئوی تلخی بود که اول صبح  یا بهتر بگویم دقایقی پیش دیدم ، تصویر جدیدی از لحظه ی کشته ی شدن ندا آقا سلطان . زاویه ای که به وضوح نشان می داد که چه طور ندا رفت . لحظه جان دادنش که  سرش را بالا آورد ، کامل جان داد و افتاد … شاید اگر چند شب پیش با چند روز تاخیر فیلم برای ندا را نمی دیدم . شاید اگر شب قبل چند دقیقه از مستند دروغین تقاطع که تلویزیون ایران برای کشته شدن ندا ساخته بود را نمی دیدم هیج انگیزه ای برای دوباره دیدن این صحنه ی دردناک پیدا نمی کردم . بعد از دیدن آن صحنه  با وبلاگ دیگری مواجه شدم که  به جزئیات ماجرا پرداخته بود که لحظه شلیک را نشان می داد  و ندا و استادش هم بودند در تصاویر و عکس ها. زنی که با دیدن صحنه دیوانه وار جیغ کشید …

به هر حال یکسال گذشت و بدتر از همه چیز این است که تصاویر قتل ندا که هیچ  ، هیچ تصویر دردناکی آن  دلهای سنگی را که باید آب کند ، نمیکند .

اگر پایان فیلم تقاطع را دیده اید بی زحمت در قسمت کامنت ها بگوئید که چه شد .  شاید پنج دقیقه نشد تمام پلان هائی که از این فیلم دیدم .

شهاب ۱۰ دیدگاه

تسلیت

فرا رسیدن فردا را تسلیت میگویم. کاش فردا آفتاب طلوع نکند تا مجبور نشویم به خاطر آوریم روز توهین به شعور ملتی بزرگ به بزرگی تاریخی که خود سازنده ی آن بوده اند. توهین به ملتی که تاریخ به داشتن انسانهایی که از آن بوده اند افتخار کرده و میکند. به کوروشی که در قرآن مجید ذوالقرنین است به سلمانی که جبرئیل امین در هر باریکه به حضور پیغمبر(ص) میرسید از طرف خداوند سلام مخصوص برایش می آورد و سلمان های دیگر که تعدادشان کم نیست تا برسیم به امام که طومار زور گویان و چپاول کنان این ملت را در هم پیچید و دروغ گویان را فراری داد. حالا چه شد که در اندک زمانی دوباره در لباس جماعتی خاکی و ساده زیست بر این ملت سوار شوند بماند که ملت خود در حق خود کرد ولی ایرانی ثابت کرده که هیچ گاه از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود و این بار با چشمان و گوشهایی کاملا باز و هوشیار آمدند تا بگویند ما شعور داریم.اما همه گان دیدند و دیدیم که چگونه ان را به بازی گرفتند و بعداز پایان بازیشان یا ان را در پشت میله ها ی زندان انداختند و یا در کمال ارامش در گورستانها به خاکش کردند و یا…. چه بگویم که ناگفتنم بهتر است کاش کر بودم تا نشنوم فریاد کمکی را از پس کوچه های تاریک شهر کاش کور بودم تا نبینم دخترکی ندا نامی را غرق خون کاش و ای کاش …

نویسنده : فسیل زنده

نویسنده مهمان ۶ دیدگاه

وقایع خردادی

بعید میدانم کسی در جریان توهین کردن به سید حسن در مراسم سالگرد جدش نباشد . این مسئله خیلی اختلافات درون حکام را روشن کرد . از طرفی مراجع تقلید برای سید حسن که هنوز به عمق فاجعه پی نبرده بود نامه همدردی نوشتند و از شیبه سازی بسیار خنده دار افراد به صحابه پیامبر و امیرالمومنین اظهار تعجب کردند . آقای مطهری آن برنامه را مهندسی شده دانسته و نقش احمدی نژاد را مستقیم میداند و جالب اینکه دلیلش را طولانی کردن سخنرانی و پرخاش به آقای انصاری دانسته و اینکه در پایان سخنرانی از همه دعوت به شنیدن سخنان رهبر فرمودند . بعد از آن بود که نمایندگان دولتی مجلس ایشان را مورد بازخواست قرار دادند و حق را به مردمی دادند که با سید حسن مخالفند و قضیه پسر سید مصطفی را پیش کشیدند . از طرفی روزنامه های دولتی هم دلیل اینکار مثلاً مردم را حمایت سید حسن از جنبش سبز و دیدار با خانواده های زندانیان و شرکت در عروسی پسر میردامادی میدانند . از همه جالبتر عکس العمل آقای مطهری به اعتراض نماینده دولت در مجلس بود که گفتند آری، اگر بصیرت آن چیزی است که امثال آیات الهی چون حضرات صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، جوادی آملی، امینی، استادی، مظاهری و ری شهری ندارند ولی امثال رسایی و روانبخش و کوچک زاده دارند من از نظر بصیرت کور مادرزاد به دنیا آمده ام و شفا یافتنی هم نیستم و مرگ را بر چنین بصیرتی ترجیح می دهم. .” .عجیب تر از همه تدکر رهبر به روزنامه کیهان بدلیل نشر مطالب غیر واقع بوده .

به نظر من خیلی اتفاقات دیگر هم افتاده که هر چه میخواهند جمعش کنند نمیشود ، این روزها آبستن حوادث بزرگیست . شاید حوادثی که هیچگاه تکرار نشود .

نویسنده : سیما سهرابی

نویسنده مهمان ۱۵ دیدگاه

خرداد

سالمرگ ها

به پای هم پیر می شوند

و سالگردها

می گردند

به دور سالی که تو با

چشمانی باز رفتی

برای پیشواز سالمرگ احترام به شعور شهروند ایرانی

شهاب ۱۶ دیدگاه

بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش

از ایـــران و از ترک و از تازیـــان / نژادی پدیـــد آید اندر میــــــان

نه دهـقـان ، نه تـرک و نه تـازی بود / ســخن ها بـــه کـــردار بازی بود

هـمـه گـنـج ها زیر دامـان نهـنـد  / بکوشـند و کوشش به دشـمن دهـنـد

به گـیـتـی کـسـی را نـمانـــد وفــــــا  / روان و زبـــانـهـا شــود پــر جــفـا

بــریــزنــد خــون از پــی خواســتـه / شـــــود روزگــــار بــد آراســتـــه

زیــان کســان از پـی سـود خـویـش / بجـویـنـد و دیــن انـدر آرنـد پـیـش

در برخی منابع نوشته بود که این شعر از فردوسی است . اما از آنجائی که  منابع یافته شده برای من قابل قبول نبودند بدون اسم جناب فردوسی این شعر را می گذارم . به هر حال از هر شاعری که باشد ارزش چند بار خواندن را دارد …

شهاب ۱۲ دیدگاه