دختری که باید برایش شعر عاشقانه سروده می شد، لباس رزم پوشید و رفت.
و کشته شد.
کلام
کلام دویست و بیست و پنجم
تو نامت نام گل،
که بی اختیار عطر تنت همیشگی است.
کلام دویست و بیست و چهارم
ورنَه به شکلِ شیرین، شور از جهان برآری | سعدی
کلام دویست و بیست و سوم
بندرعباس نمونه ی یک ایران کوچک است. هوای ابری و نباریدن بارانش یک نمونه ی کاملا مشهود.
کلام دویست و بیست و دوم
وقتی یه شادی تو مملکت بوجود میاد بین جمع کثیری از مردم، حس می کنم مردم ایران یه خانواده هستن...
کلام دویست و بیست و یکم
بعد از آنهمه گم شدن ، پیدا شدن آسان نبود !!!
نویسنده : این روزا
کلام دویست و بیستم
همین امروز همین جا میگم:
تولدت مبارک!
نویسنده : این روزا
کلام دویست و نوزدهم
دکتر هزار وعده در روز تو را تجویز کرده.
کلام دویست و هجدهم
چشم های تو چشم های منند.
کلام دویست و هفدهم
... فقط مرا دوباره به خودم باز گردان ، همین!
نویسنده : این روزا