یه روز یه ترکه به یه فارسه می گه که به یه اصفهانیه بگه که به یه رشتیه بگه که به یه لره بگه که به یه آبادانیه بگه که به یه کرده بگه که به یه مشهدیه بگه که به یه بلوچه بگه که به یه اهوازیه بگه که به یه … بگه که هنوز باید دست در دست هم بدهیم و برای همیشه تبعیضها و اهانتهای قومیتی رو از بین ببریم / اینجا
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی در دفتر نقاشی اش خورشید را با رنگ سیاه کشیده بود تا پدر کارگرش زیر آفتاب نسوزد . یک SMS
گذشته ها شروع کننده خوبی بودم ، اما خوب به پایان نمی رساندم . اما اکنون شروع هم نمی توانم بکنم … / لی
پرسید که نزدیک ترین راه کدام است ؟ گفتم : به کجا ؟ گفت : به خلوتگه دوست . گفتم : تو مگر فاصله ای می بینی ، بین دل و آنکس که دلت منزل اوست ؟ / یک SMS
اگر قرار بود به خاطر هر بار شکستن دلم یک شیشه هم بشکنه ، تا حالا دنیا شده بود گورستون شیشه های شکسته / لی
عشق مال آدمهای یک لا قباست که بی کاری و بی پولیشون رو فراموش کنند … / لی
زیبائی از تو آغاز شد ، وقتی که قطره قطره خون زمین به انتظار دستان سپید تو بود . / لی
دنیا پر از حرکت پاهای کسانیست که همچنانکه اظهار دوستی می کنند ، طناب دار تو را نیز می بافند. / ؟