کلام صد و پنجاه و ششم
باشه . من میرم . اما بیا قبلش بعضی واژه ها رو برای هم شرح بدیم .
« گاهی ، جمله ای »
باشه . من میرم . اما بیا قبلش بعضی واژه ها رو برای هم شرح بدیم .
چقدر زود حرف هایی که می خواستم بگم تمام شد . از این پس فقط به هم نگاه می کنیم …
بعد یک شب نشستیم سر میز داریم شام می خوریم و تو مثل همیشه جدی هستی ، در میزنن . در رو باز می کنم ، می بینم یه سری ابراز علاقه های تو پشت در تو سرما دارن میلرزن …
با یاد دوستانی که دیشب خاطره خوبی رو برام رقم زدند / ایمان . احسان . احسان ن . فاطیما . حامد . مرتضا . خوبیار .
به جان جفتمون حال من از تو خراب تره اصغر ، باور کن .
وقتی خودت هم صدای فریادت را نمیشنوی باور خواهی کرد که فراموش شده ای…
نویسنده : این روزا
آیا با کسی که یک عمره احساس تنهایی می کنه می شه احساس تنهایی نکرد ؟
کاش دور بودیم اما نزدیک… همیشه نزدیکیم اما دور!
نویسنده : این روزا
این ذهن آشفته ام دیگه تو رو به یاد نمیاره . فراموشم کن .
به دنبال هیچ واژه ایی نباش وقتی که سکوت تنها واژه است و فراموشی تنها همراهت!
نویسنده : این روزا